ما مردم یک اصطلاح داریم ، وقتی بخواهیم صاحب چیزی شویم و یا کاری انجام دهیم؛ می گوییم! “نصیب باشد” مفهوم انشاء الله را می دهد.
این روزها که قرار است اقای ترامپ دوباره بر مسند ریاست و قدرت تکیه بزند، خیلی از وطنداران مان بسیار با یک اعتماد به نفس بالا باورشان شده است که در نظام اداری و سیاسی ملک خدا داد هم تغییرات صد در صدی امدنی است و احتمال به یقین رویای بازگشت به جایگاه قبل از امارت را در سر می پرورانند.
به هر حال – می گویند:
شخصی طرف مال بازار می رفت. در راه رفیقش را دید. رفیقش از وی پرسید:
- ها بخیر؟
:-بازار می روم؟ - بازار چی می کنی؟
:- خر می خرم! - خر می خری؟
:- بلی ها - خوو !!
و بعد هر یک به راه خود رفتند.
دوست شخصی که خر می خرید در حالی که فاصله می گرفت، سرش را برگردانده گفت: یک نصیب باشه خو می گفتی!
مردی که خر می خرید دستش را بر روی جیبی که پول داشت ، زد و با خنده گفت:
پیسه که باشه – نصیب هم می شه!
مردی که خر می خرید به مال بازار رفت اما نتوانست خر بخرد چون پولش گم شده بود. در مال بازار کیسه بر ها جیبش را زده بودند.
ناچار و نا امید و درمانده راه خانه را در پیش گرفته بود که باز با همان دوستش روبرو شد.
دوستش پرسید: - ها چی کردی؟ خر نخریدی؟
:- نی نشد! - چطو؟
:- پیسه را دزد برد! - جیبت را زدند؟
:- بلی ها ، هیچ فکرم نشده پیسه را از جیبم زدند!
دوست مردی که خر می خرید ، سر خود را شور داد. و با نوعی اظهار همدردی به رفیق خود گفت:
گفته بودم که بگو ؛ نصیب باشه!
و مردی که می خواست خر بخرد مایوسانه جواب داد:
:- مه چی می دانستم!
٭ ٭ ٭ ٭ ٭ ٭ ٭
مال بازار= بازار خرید و فروش چهار پایان که در بعضی ولایات گنج هم می گویند.

