موسیقی
قسمت اول / صحنه اول
باغ / شرشر آب جوی / گاه گاهی بال زدن پرنده ای در هوا
جبار و دو نفر از دوستانش مشغول خوردن و نوشیدن هستند. پیاله ها به سلامتی جبار برداشته می شود. دوستان جبار با چاپلوسی و تملق او را مورد تمجید قرار می دهند و جبار سر مست این تمجید و تکریم . . .
مرد ( اول ) از دوستان جبار
به سلامتی لالا جبار
صدای در هم آمیختهء چند مرد ( جوان )
به سلامتی لالا جبار
جبار ( صدای غور – نشان دهندهء آدمی خودخواه ، پک و شرور )
به سلامتی خودم
ابتدا صدای خندهء جبار و
سپس صدای خنده های ممتد دیگران
صدای مرد ( اول ) در حالی که چیزی می خورد
لالا جبار هزار سال زنده باشی ، مام ده زیر سایهء شما بخوریم و بنوشیم
مرد ( دوم ) با حالت نشئه:
ها ، ها
لالا جبار ما زنده باشه
صدای خندهء همه
جبار ( با تمسخر )
چاپلوسی کنین ، چاپلوسی کنین!
مه خوشم می آیه ، دیگام . . .
خنده جبار و دیگران
جبار
او دیوانا ( دیوانه ها ) – زندگی مه بدون ایی هیچ اس . . .
بالا کنین
دیگران:
بالا کنین
صدای نوشیدن و
اوه . . . اوه
مرد ( دوم )
بگی لالا جبار ، بزن که تلخی دهنته ببره
موسیقی
قسمت اول / صحنه دوم
مرد ( اول )
لالا جباره مه می شناسم – دلش دله شیر واری اس، ده قصه فلک نیس
ترپ. . . .
جبار ( در حالی که با دست به شانهء مرد اولی می زند )
راس می گه ، مه پروای هیچ کسه ندارم هر کاری که دلم شوه می کنم
مرد ( اول )
ها لالا – تو همو قصه ته بکو! چی قسم بود؟
جبار ( در حالی که مشغول خوردن است ، با دهان پر گپ می زند )
کدام قصه دیوانه؟ مه خو قصه بسیار دارم!
مرد ( اول )
نفره که بغل کده بودی
خنده های جبار
جبار ( با خنده )
خو – او ره می گی
ده کوچه تنگی گیرش کدم ، راه گریختن نداشت.
جبار کنده کنده گپ می زند
مرد ( دوم ) با کنجکاوی:
خو خو – بادش چی شد
جبار ( مکث )
بادش چی شد ، دیوانه؟
ای سو ره سیل کد ، او سو ره سیل کد – مام روبرویش ایستاد شدم ، طرفش خوب سیل کدم
مرد ( اول )
بی شکت اس
جبار ( با هیجان )
پیش رفتم ، دست و پایش بیررس می لرزید
گفت اگه یک قدم دیگه پیش بیایی چیغ می زنم ، کلگی ره سرت جمع می کنم
مرد ( دوم ) با نگرانی:
خو
جبار
خنده کدم ، –
گفتم ؛ چقه که دلت می شه چیغ بزن – می فامی که مه کی استم ، جبار!!
از پیش مه گریخته نمی تانی ، هر کاره که نیت کنم. همو کاره می کنم
مرد ( دوم )
خو بادش چی شد؟
جبار ( با احساس پیروزی )
تا پیش رفتم یک چیغ ماکم زد ، دیگه چیغ زد، مام ایلایش نکدم
جبار تمثیل چیغ زدن را می کند و همگی شروع به خندیدن می کنند
مرد ( اول )
خو باز چی کدی؟
جبار
ایلایش کدم – ایلایش کدم
مرد ( اول )
نوش جانت
هیچ کس تو واری شده نمی تانه
جبار ( با احساس پیروزی )
مره جبار می گن ، هر کاره که دلم شوه می کنم – فامیدی دیوانه
مرد ( دوم ) با نوعی ناراحتی:
ها ، لالا جبار
فامیدم
موسیقی
قسمت اول / صحنه سوم
صدای روشن شدن گوگرد و پف کردن سگرت
جبار ( با حالت نشئه )
مه می فامم که ایی گپای مره شما دیوانا باور نمی کنین – مگم مه شرط می بندم که ای کاره کدم
شخص اولی ( جمله ها با مکث و جدا جدا تلفظ می شود )
کسی که ندیده باشه و تو ره نشناسه شاید باور نکنه
بغل کدن دختر مردم
او هم ده مابین سرک!!
جبار ( در حالی که صدایش تغییر کرده است – نشئه شده است )
چطو باور نمی کنی
مرد ( دوم )
دیگا باور نکنن ، ما خو باور می کنیم
– گپ های خودت پیش ما ، مهر ماکمه اس لالا جبار
جبار
نی دیوانه ، از چشمایت فامیده می شه که تو باور نکدی
مگم مه امروز برایت نشان می تم؛ دیوانا – باید نشانتان بتم
که لالا جبارتان چی رقم آدم اس
روشن گوگرد
نفر دوم خطاب به نفر اول ( آهسته )
او لوده ، بگو باور کدم ، نشئه شده حالی کدام گدی ودی ره نندازه
نفر دوم
مه چی کنم ، می بینی که خودش شله اس
جبار ( در حالی که سگرت خود را پف می کند )
مه حالی بری تان مالوم می کنم دیوانا
نفر اولی و دومی
نی لالا جبار ده ما مالوم اس، گپ خودت صحیح اس
جبار ( آمرانه )
بیایین که بوریم ، حرکت
قومنده اس دیوانا
سر گپ مه نباید گپ باشه – فامیدین
موسیقی
قسمت اول / صحنه چهارم
صدای – اینجین – موتر در حال حرکت و آهنگی ( کوچه و بازاری ) که از داخل موتر در حال پخش اس
جبار ( خطاب به شخص اول )
پشت جلو تو می شینی
ده داخل موتر می باشین و کار هوایی سیل می کنین
مرد دوم
لالا جبار ! لالا جبار! یک خواهش اس بیا از همی سودا تیر شو باز یک وقت دیگه
جبار
ترس خوردی دیوانه بچم!
مرد دوم ( منولوگ ):
چقه لوده شدیم ، همراه ایی دیوانه آمدیم
مرد اول
خیر اس ، ده ما و تو چی غرض
بانش که هر چه می کنه ، جوابشه هم خودش می ته
جبار ( منولوگ )
راه مکتب – حالی کار هوایی مه شروع می شه
جبار ( با هیجان )
اینه ، مه تا می شم
فکرتان ده مه باشه ، هر وقت کارم خلاص شد زود حرکت می کنین تا بیرو بار نشده
صدای قدم هایی که با شتاب حرکت می کند و بعد صدای چیغ زدن یک دختر
صدای دختر ( در حالت فریاد )
بی شرف ، او بی پدر و مادر . . . .
مرد اول ( در داخل موتر با هیجان )
دهانشه ماکم بگی لالا جبار!
مرد دوم ( با وارخطایی و خشم )
هله حرکت کو او لوده ماطل چی استی؟ . . .
نفر اول
دیوانه سیلته کو ، چقه وارخطا استی
مرد دوم ( منولوگ )
اونه به خدا
یک نفر آمده راهی اس!
مرد ( اول )
چقه وارخطا استی
تو که ایقه می ترسیدی ، بد کدی که همراه ما آمدی
موسیقی
قسمت اول / صحنه پنجم
یک نفر در حال نفس کشیدن ممتد ( مانده شده باشد ) و صدای پایی که در حال دویدن است
مرد سوم ( شخص میان سال با فریاد )
چی می کنی او بی شرف ، ده دختر مردم چی غرض داری
او تو ره می گم
مرد ( دوم ) با اضطراب
گفتم که یک نفر آمده راهی اس
او نه طرف جبار می دوه
مرد ( اول )
اوه – ایی بابه گک از کجا جن واری پیدا شد
مرد دوم ( با دلهره و اضطراب )
اوه به خدا
پالوان حسن اس ، حرکت کو
مره می شناسه
مرد اول
تو چپ باش ، می بینی که جبار تا به حالی او ره ندیده
مردم دوم ( در حالی که شدیداً ترسیده است )
هارن کو ، هارن کو
هارن موتر ، مکرر
مرد اول ( با وحشت )
حالی ای جبار لوده چرا نمی گریزه
مرد رهگذر ( فریادش از بیرون موتر به گوش می رسد )
او بی پدر ، اگه غیرت داری یک دقه ایستاد شو
تو ره می گم
مرد دوم ( منولوگ )
وقت تر نگریخت ، حالی گریخته راهی اس ، خدا کنه که گیرش نکنه
مرد دوم ( با هیجان )
هله ، موتره چالان کو
مرد اول ( با عصبانیت )
چقه می گی ، وارخطایم نکو
می بینی که سلف زده راهی استم
سلف زدن مکرر موتر در حالی که چالان ( روشن ) نمی شود
موسیقی
