خشونت علیه زن ( نمایش نامه رادیویی- قسمت دوم )

و حالا ادامهء این ماجرا
قسمت دوم / صحنه اول
( حلیمه ) با فریاد
او بی شرف ، بی بند و بار چی می کنی

صدای پا

مرد رهگذر تقریباً میان سال ( منولوگ ) به شیوهء افراد خرابات گپ می زند
اونه او مردکه بی غیرت چی کده راهی اس
همراه دختر مردم چنگ و چسب داره

مرد رهگذر ( با فریاد )
او بی غیرت ده سیاسر مردم چی غرض داری

صدای دویدن ( پا )
و سپس صدای ممتد هارن موتر

مرد رهگذر ( با فریاد )
اگه غیرت داری ایستاد شو

سلف خوردن موتر
یک نفر در حال دویدن
رفیق جبار ( مرد دوم )
حرکت کو که اونه نزدیک اس جباره گیر کنه

رفیق جبار ( اول )
باش که چالان شوه

چالان شدن موتر و بعد حرکت سریع
دروازه موتر باز و محکم بسته می شود  و حرکت سریع و دور شدن موتر

مرد رهگذر ( در حالی که سخت به نفس نفس افتاده است ):
اوف – بی شرف گریخت ،
گریش نتانستم

مرد رهگذر ( منولوگ ):
هی هی
مام جوانی تیر کدیم – یگان  زن و دختر که از کوچه تیر می شد ، سر خوده پایان می انداختیم ،

مرد احساس خستگی می کند
مرد رهگذر
افسوس ، افسوس که گیرت نکدم
خودم جزایته می دادم
موسیقی

قسمت دوم / صحنه دوم
حلیمه در حال گریه کردن است
صدای قدم های که به طرف حلیمه نزدیک می شود

مرد ( حارنوال ):
چی گپ اس ، چی شده بی بی جان

مرد رهگذر :
چی گپ شوه ، زن و دختر مردم امنیت ندارن
یک آدم با وجدان هم نیست که باز خواست ایی غریب و بی چاره ره کنه

(  حارنوال )
شما بگویین چی گپ شده ، تا مه بفامم

مرد رهگذر:
اینه فکر کو که تو فامیدی ، چی کده می تانی

( حارنوال ):
بسیار می بخشین کاکا جان
شما اگر بگویین ، مه بازخواستشه می کنم

مرد رهگذر:
مه چی بگویم ،  خودت خو دیدی
اینه – از خوده ای همشیره پرسان کو

( حلیمه )در حال گریه کردن
بی شرف ، سگ واری ده جان مردم می چسپه

مرد رهگذر:
بازخواست کی شده که از ای عاجزه شوه

( حارنوال ):
کاکا جان هیچ او قسم نیس – شما که پشت حق تان نگیرین کسی برای شما نمی گه بیا حقته بگی

مرد دوم در حالی که در جیب های خود دنبال چیزی می گردد

مرد رهگذر ( منولوگ )
باش – اینه پیدا شد!

ثارنوال ( با جدیت ):
کاکا جان مه خودم حارنوال استم ، اینه ایی هم کارت شناسایی مه

مرد رهگذر
ها – می بخشین حارنوال صاحب ، تا به حالی شما ره ندیده بودم

ثارنوال
صحیح اس ، مه نو مقرر شدم
ده همی روزا ده این جا آمدم

مرد رهگذر
خو ببینیم که چی می کنی
تا به حال هر کس که این جا امده فقط به فکر جیب خود بوده و بس

حارنوال:
شما راست می گیین
مگم ببینین ، ای پنج انگشت از یک دست استن اما برابر نیستن
آدما فرق می کنن ، او قسم آدمه که شما می گین
مه نمی گوم نیست ، هست!

مرد رهگذر
یک وقت سر مه قار نشوین
از دل درد ، ای گپه زدم

حارنوال
گپ شما صحیح اس ، مگم مه چرا قار شوم

مرد رهگذر ، خطاب به حلیمه:
دختر جان هیچ گریان نکو ، اینه حارنوال صاحبه خدا رساند

حارنوال
بی بی جان  نگران نباشین ، حالی اگر او رذل  گریخت ، کدام جای رفته نمی تانه
شما اگر کله گپ بگویین
مه بریتان وعده می کنم  که  پیدایش کنم

( حلیمه )در حال گریه
نی کاکا اگه شما ایی کاره کنین باز هم او مره خواد آزار داد
مه می ترسم ، مه هیچ شکایت ندارم

حارنوال
شما از چی می ترسین ، قانون از شما حمایت می کنه

یک تعداد مردم جمع شده ا ند و هم تعدادی از شاگردان مکتب

یک نفر ( سوم )  میان سال:
او بی پدر کارش همی اس ، هر روز سر راه دخترا ره می گیره و آزارشان می ته

حارنوال:
کاکا جان تو او را می شناسی
خانه اش ده کجاس؟ پدر بی وجدانش کی اس که ای قسم اولاده تربیه کده؟

گریهء حلیمه صدای گپ زدن دختران دیگر در بگروند

مرد (  سوم )
کلگی می شناسشه
کسی چیزی کده نمی تانه ، پدرش ملک اس، واسطه دار اس

حارنوال ( با اخم )
چطو کسی چیزی کده نمی تانه
تو فقط خانه اشه نشان بته ، باز ببی که کسی کاری کده می تانه یا نی

مرد  ( سوم )
جبارک اس ، بچهء فتح خان اس!

مرد  سوم  ( منولوگ )
از هموتو پدر همی قسم بچه می مانه

حارنوال ( منولوگ )
جبارک – پیدایش می کنم

موسیقی

قسمت دوم / صحنه سوم
دکان آهنگری – صدای ضربه های چکش
آهنگر  ( صدای بم )
بگیر حارنوال صاحب چایه بگیر
ده کوره جوش دادم

حارنوال
گفتی خانه فتح خان ده کجاس؟

صدای دم دادن کوره

آهنگر:
اونه  – ده بالا ده می شینه همو حویلی کلان که اس

حارنوال
می گن پدرش ملک اس

آهنگر
ها – از پدر ، پدر ملک بودن

حارنوال
ای قسم آدمه مردم چطو ملک گرفتن

آهنگر
ده دل مردم کی می کنه
هر طرف که گرنگی کد ، همو طرف جمع می شن

آهنگر ( بعد از چند ضربه چکش و بعد مکث کوتاه )
چند نفره از خود کده ، اونا هم می گن هیچ کس مثل فتح خان گپ ما ره ده بالا جای رسانده نمی تانه
دیگه کس نی ایی رقم خط داره و نی ایی رقم گپ زده می تانه

حارنوال:
باز دیگه مردم هم ده گپ اونا شدن!؟

آهنگر (  در حالی که نفس عمیق می کشد ):
ها –
ده مرکز آشنا بسیار داره  ، از همو جا کاره خوده جور کد
باد از او ده مردم گفت: مه هیچ ده شما کار ندارم
مرکز مره می شناسه

حارنوال:
خو ! خو
بسیار خوب !
حالی کُله گپ ها برای  مه مالوم شد، خلیفه

حارنوال
جبار ، بچه اش زیادتر ده کجا می باشد؟

آهنگر
ده ایی روزا ندیدمش
هر روز سگ دیدو واری از پشت زن و دختر مردم
تا و بالا می دوه

حارنوال:
حالی چطو مالوم نمی شه

آهنگر
مچم ولله – هر وقت که یک کار می کنه ، تا آب ها از آسیاب افتیدن گم اس
به نظرم بازم کدام کار کده

موسیقی

قسمت دوم / صحنه چهارم
جبار با موتر خود داخل خانه می شود ، تعدادی از اشخاص در مهمانخانه همراه با فتح خان در حال چای خوردن و گپ زدن هستند. جبار بدون این که بخواهد با مهمانان احوال پرسی کند ، داخل ( درون ) حویلی می شود. پدرش که متوجه او است، صدایش می زند. . .

مشخصات فتح خان: ( آدمی چاق و پر گپ و در عین حال بسیار بی عقل و از خود راضی و پر توقع )

فتح خان
او بچه ، جبار
کجا استی – بچم؟

جبار ( با وارخطایی و ترس )
حالی می آیم ، پدر جان

فتح خان (  کنجکاوانه )
بیا نی ، ده مهمان خانه نمی آیی ،
اینه کاکا وکیلت آمده ، او از شار تا این جا می آیه ، تو تا مهمان خانه آمده نمی تانی؟!

جبار
تا خانه می روم پدر جان ، باز پس می ایم

جبار ( منولوگ )
تو هم دل خوش داری – نمی فامی اوقاتم تلخ است!
حالی وقت آمدن اس؟ که ایی مفت خورایت پیدا می شن

فتح ( منولوگ ) در حالی که به فکر شده و متوجه گپ زدن دیگران نمی شود
ای بچه باز به نظرم کدام گله به آب داده
بسیار وارخطا مالوم می شد

وکیل ( مهمان فتح خان ) با چاپلوسی
کی اس؟ جبار جان اس؟

فتح خان
جبار اس!
اوقاتش تلخ بود
باز جنگ منگ کده چی بلا

وکیل
هی هی ، جوانی!
جوان اس ، زیاد سخت نگیر ،

فتح خان ( گله مندانه )
نی وکیل صاحب ، ده دل خودش اس
آزاد ، آزاد اس

وکیل
آفرین ، آفرین فتح خان
خوب کاری می کنی

فتح خان
یک چیز اس ، که شرایط فرق کده
ده دوران ما و شما خو ، کسی سر خوده بالا کده نمی تانست
مردم ترس داشتن ، از کلان و ملک خود شرم می کدن

وکیل
صحیح ، حالی خو شرایط فرق کده
دموکراسی خو کلگی ره چشم سفید ساخته
یک میده اشتوک هم می تانه از کار یک  ریش سفید انتقاد کنه

فتح خان
ترس مه از همی اس،
جبار جوان اس ، نادان اس ، بی ترس اس
کدام کار کنه که اعتبار چندین و چند ساله خوده از دست بتم

وکیل
خدا نکنه ، حالی هم مردمت از تو ترس و بیم دارن
باز هم تو آدمی نیستی که از ایی گپا ده دل خود ترس جای بتی!

خنده های ممتد فتح خان و وکیل و یکی دو نفر دیگر که در مهمان خانه هستند
موسیقی
پایان قسمت دوم

ثبت نظر