ناجوان گریخت!

در سال های سابق که خدمت سربازی اجباری بود و اتش جنگ ها بسیار گسترده، بعضی از سربازان از عسکری می گریختند. در قشله های٭ عسکری روزانه یک یا دوبار موجودی٭ گرفته می شد. نام ها خوانده می شد. نام هر سرباز که خوانده می شد یا زه ٭ می گفت یا صایب٭. یگان نام ها را که می خواندند صدایی نمی برامد. بار دیگر همان نام خوانده می شد. صدایی نمی برامد، بار دیگر ولدش هم خوانده می شد و بار دیگر … اما کسی جواب نمی داد…
از بین لین(صف) یک صدای استهزا آمیز – که گوینده اش هم معلوم نبود، چه کسی است- می گفت: “پای دوز” ٭ کرده!!
بعد همهمه ای گنگ در لین٭ برمی خواست و با یکدیگر پرسش گرانه تکرار می کردند: ناجوان گریخت هه!؟

٭پادگان ویا قرارگاه نیروهای نظامی
( قشله ی نظامی )
٭٭ موجودی =آمار