از خود شروع کرد!

بعد از آن که دروازه های کشور به روی جهان گشوده شد، افغانستان از انزوایی چندین ساله بدر آمد. واژه ی افغانستان و رویدادهای آن تیتر اول روزنامه های جهان قرار گرفت. خارجی های بسیاری از کشورهای مختلف به این جا آمدند و کشور جنگ زده ی ما را از نزدیک دیدند. همچنان بسیاری از هم وطنان مان نیز توانستند به اقسا نقاط دنیا سفر کنند. طبیعی است که این تعاملات آثار مثبت و یا منفی نیز در پی خواهد داشت.  چیز های تازه ای از خارجی ها آموختیم و یا این که آن ها به ما یاد دادند. از مزایای دروازه های باز یکی این است که هموطنان مان با پدیده های جدیدی آشنا شدند. از جمله ی این پدیده های جدید که میراث یک دهه حضور خارجی ها در کشور است انتقال بعضی از مسئولیت هایی است که در گذشته فقط مربوط به حکومت و نظام می شد. این مسئولیت ها که در قالب موسسات کوچک و محدودتر به بخش خصوصی انتقال پیدا کرد. باعث ایجاد موسسات بسیاری شد که تحت عنوان [ ان – جی – او ] به فعالیت آغاز کردند.
در گذشته به جز از چند موسسه بین المللی که شعبه ای در افغانستان داشت، ما با فعالیت و کارکرد این موسسات معلومات نداشتیم. با راهنمایی، تشویق و حمایت خارجی ها موسسات فراوانی یک شبه همچو قارچ سبز شدند. یکی از این موسسات که در راستای تطبیق عدالت ، مساوات، احترام گذاشتن به حقوق دیگران و همگرایی کار می کرد، مشغول کار شدم. هدف ما این بود که برای مردم بیاموزیم؛ [ تا آن چه را برای خود می پسندند به دیگران هم این حق را بدهند تا آن ها نیز بتوانند از آن مستفید شوند ] ما باید به مردم آموزش می دادیم تا به حق و حریم دیگران احترام بگذارند. ما باید به مردم می گفتیم که آزادی ما تا جایی است که باعث مزاحمت و محدود شدن آزادی دیگران نشود. ما همچنان به مردم می گفتیم که به حریم و حقوق دیگران احترام بگذاریم تا آن ها نیز به حریم و حدود ما احترام بگذارند… زیرا بسیاری از مشکلات امروز جامعه ما و به طور کل بسیاری از جنجال هایی که در جهان ما بروز می کند و  در حال حاضر جریان دارد به خاطر افزون طلبی و زیاده خواهی بعضی از انسان های خود خواه است که حقوق و حریم دیگران یا برای شان معنی ندارد و یا آن را نادیده می گیرند! بنابر این برای گسترش و وسعت بخشیدن سلطه و استیلای خود به محدوده ی دیگران تجاوز می کنند و طبیعی است که هر موجود زنده برای بقای خود نیاز دارد تا از حقوق خود دفاع کند و در برابر متجاوز بایستاد!
به هر حال!
همکارانی که با آن ها در حال پیشبرد مسئولیت های و وظایف خود بودیم حدودا سی نفر می شدند که به جز از روزهایی که در بیرون موسسه ورکشاپ و یا سیمینار داشتیم، غذای ظهر مان را در دفتر صرف می کردیم. برای این منظور سالنی در نظر گرفته شده بود و غذا به صورت « سلف سرویس » سرو می شد. یعنی غذا ها داخل ظروف بزرگ بالای میز قرار داده می شد و هر شخص به اندازه ی نیاز خود در بشقاب خود غذا می گرفت. مینوی غذایی نیز شامل غذاهای افغانی می شد مانند برنج و سالندی از سبزیجات و یا حبوبات. یکی از روزهای هفته نوبت قابلی بود. این موضوع را هم یاد آور شوم که وقت صرف غذای ظهر [ چاشت ] از ساعت ۱۲:۲۰ ظهر تا ساعت ۱:۲۰ در نظر گرفته شده بود. زمانی که ظروف غذا به سالن غذا خوری برده می شد شخص موظف به تک تک اتاق ها مراجعه کرده و همگان را برای صرف غذا دعوت می نمود. اتاق ما در طبقه [ منزل ] سوم قرار داشت، به همین خاطر گاهی دیر تر از دیگران به سر میز غذا می رسیدیم و گاهی هم همزمان با دیگران. من متوجه شده بودم که غذای مورد علاقه اکثریت قابلی است و دلیل آن گوشتی بود که زیر برنج قرار داده می شد. به همین خاطر روزهایی که نوبت قابلی می شد آن هایی که از حواس شان به برنامه غذایی بود، مترصد بودند که زودتر از دیگران به میز غذا برسند و کفگیر را در اختیار بگیرند! نکته ی قابل توجه این بود که اشخاصی که زودتر از دیگران توانسته بودند خود را به ظروف قابلی برسانند گوشت ها را برای خود می کشیدند و آن چه در ظروف باقی می ماند برنج خالی بود! آن هایی که دیرتر رسیدند بودند از خوردن گوشت محروم می شدند. این برایم عجیب بود که چرا همکاران مان متوجه این موضوع نمی شدند و یا خود را به ندانستن می زدند که غذا به اندازه ی همه ی کارمندان طبخ شده است و تیکه های گوشت محدود می باشد. این مسئله را در جاهای دیگر نیز به چشم دیدم در محافل عمومی که همه تحصیل کرده و با سواد بودند باز عین عمل تکرار شد.
تتمه ی کلام؛ ما همه مان می خواهیم جامعه را اصلاح کنیم. از مقامات عالیه گرفته تا شخصی که بر روی سرک کراچی را به حرکت در می آورد همیشه از دیگران انتقاد می کنیم و می خواهیم که آن ها رفتار های خود را اصلاح کنند. می خواهیم رفتار های صحیح را به دیگران یاد بدهیم، دیگران را راهنمایی کنیم این در حالی است که خودمان را فراموش کرده ایم. فراموش کرده ایم که از خودمان شروع کنیم. از یاد برده ایم که باید اصلاح را از خود آغاز کنیم.