فرد زبان!!


شخصی را برای کار در نشریه معرفی کرده بودند. املا و انشایش تعریفی نداشت. گفتم به درد این کار نمی خورد! جانب مقابل با اطمینان گفت: صایب این نفر ایطو ” فرد زبان ” دارد که هیچ پرسان نکو!!
مدت ها به این فکر می کردم که فرد زبان چه معنی دارد؟؟ تا این که متوجه شدم فرد زبان به کسی می گویند که ؛ ” بی خریطه فیر کند “
خیلی سال ها پیش در قشلاق ما یک بچه پیدا شد که زیاد گپ می زد و به نوعی حاضر جواب بود، در مجالسی که موی سفیدان و سالخوردگان حضور داشتند، او بدون کدام واهمه ای اظهار نظر می کرد و گپ می زد. همین گپ زدن های زیاد و جرات فوق العادهء این پسر هشت یا نه ساله باعث شده بود تا بعضی فکر کنند او یک نابغه است! برای همین یک تعداد اوقی های قشلاق اولیاء اش را تشویق می کردند ، اگر این پسر در خارج آموزش ببیند و تحصیل کند حتما به جایی می رسید.
بلاخره تشویق ها کار ساز افتاد و پدر مایملک خود را فروخته، پسر نابغه را به ایران روان کرد.
خیلی سال ها از ان زمان گذشت و به مرور اهالی ان کودک نابغه را از یاد بردند تا این که چندی پیش یکی از قشلاقی ها که از ایران باز گشته بود ، نا خود اگاه مرا به یاد ان کودک نابغه انداخت. لذا از وی پرسیدم: راستی بچه فلانی بای یادت هست که برای تحصیل ایران رفته بود ، همو را هیچ دیدی یا نه؟

  • بچه فلانی بای می گوی؟ هه دیدم ، ترکاری فروشی
    می کرد!