۱۷اسد/مرداد
۱۳۷۷ خورشیدی
شهر مزار سقوط کرده بود، هیچ صدایی شنیده نمی شد به جز فیر های پراکند ، گاهی دور و گاه نزدیک. با هر فیر احساس می کردیم یک نفر بر زمین می افتد. امیر المومنین دستور سه روز قتل عام مردم مزار و عمدتاً شیعیان و هزاره ها را داده بود.
کسی از خانه بیرون شده نمی توانست. خانه ها مکررا تلاشی (بازرسی) می شد. اگر به کسی شک می کردند که هزاره هست، در جا می کشتند. بعضا ترکمن ها و ازبیک ها به ضن هزاره بودن کشته شدند. تعدادی از مردان جوان قبلا شهر را ترک کرده بودند ، آنهایی که مانده بودند یا کشته شدند و یا برده شدند. هوا به شدت گرم بود. وقتی باد می وزید بوی نامطبوعی به مشام می رسید. بعد از چند روز زن ها جنازهء بستگان خود را در مسجد محل یا در خانه های خود به طور موقت دفن کردند. از سرنوشت بسیاری تا هنوز خبری در دست نیست!
ما فقط به رادیو گوش می دادیم. رادیوی محلی بلخ هم فعال شده بود. روز جمعهء همان هفته اعلان شد همهء مردان بدون استثناء باید برای نماز جمعه به روضهء شریف بروند. مولوی
عبدل منان نیازی که والی بلخ تعیین شده بود، خطبه های نماز جمعه را خواند و این جملهء معروفش بود که در تاریخ باقی ماند:
تاجیک ها به تاجیکستان بروند، ازبیک ها به ازبکستان، هزاره ها یا مسلمان شوند و یا به گورستان بروند!!
