در شهرستان [سانچارک] دو روز در هفته، روز بازار بود. دوشنبه و پنج شنبه. هر کس متاعی – گاو ، گوسفند، الاغ و یا محصولات زراعتی – برای فروش داشت به بازار می برد و اگر چیزی نیاز داشت از بازار تهیه می کرد. دلال هایی در بخش های – مانند مندوی غله جات، مال بازار و حده موترها … – این بازار بودند که این معاملات را جور می کردند. انها هیچ گاه راست نمی گفتند. به مشتری یک چیز می گفتند و به بایع یا فروشنده چیز دیگر. هدف شان فقط صورت گرفتن معامله بود. در هر حال خریدار یا فروشنده یکی سود می کرد و دیگری ضرر. تنها کسانی که هیچ وقت ضرر نمی کردند همین دلالان بودند. انها فقط و فقط به کمیشن خود فکر می کردند و از انجام ان معامله در هر صورت تنها انها سود می بردند!!
*[دَلْ لا] (ع ص، اِ) واسطه بین فروشنده و خریدار (از اقرب الموارد) فراهم آرندهء بایع و مشتری (منتهی الارب) واسطه و میانجی
