از قریهء ما تا بازار پای پیاده حدود دو ساعت یا کمتر راه است. دریا پایان که بروی به بازار می توان رسید، دیگر نیاز به پرسیدن ندارد. البته تا بازار قریه های خُرد و بزرگی هم در بین راه وجود دارد که از آنها عبور می کنیم، بعد به بازار می رسیدیم. چهل- پنجاه سال پیش فقط تا بازار راه موتر رو وجود داشت. البته تا قریه هم راه کشیده بودند، نمی دانم یا راه به درد موتر آمدن نمی خورد و یا موترها به آن سو کاری نداشتند. موتر زمانی به قریه ما آمد که می گفتند، پشت افراد سیاسی آمده است، بعد چند نفر را هم با خودشان بردند که دیگر هیچ گاه باز نگشتند و از سرنوشت آن ها دیگر خبری نشد!
آن جایی که سرک بود و موتر می آمد، قریهء شیخان بود. مراسم عید هم در شیخان برگذار می شد. من شنیده بودم در روزهای عید، موتروان ها مردم را سوار کرده در بازار یک دور می دهد و از آن ها پول می گیرد. تا شیخان هم موتر به ندرت می آمد. فقط زمانی رفت و امد موتر زیاد می شد که کشمش های مردم جمع شده بود. زمانی که موتر به شیخان می رسید، صدای غر غرش تا قریهء ما می رسید. بسیاری از زنان و مردان قریه به پشت بام ها بالا می شدند تا ببینند چه خبر است. البته بعد از قضیهء افراد سیاسی، مردم نسبت به آمدن موتر مشکوک می شدند. جوان تر ها هم راه می افتادند که به قریهء شیخان رفته و اوضاع را از نزدیک مشاهده کنند. تا چند روز مردم فقط در مورد امدن موتر گپ می زدند و تبصره می کردند.
بگذریم!
در این روزها نمایندگانی از حکومت امارت به تاشکنت مرکز ازبیکستان رفته بودند و بعد عکس هایی را دیدیم که گویا بعد از ادای نماز ازبیک های زیادی دور و بر نمایندگان امارت جمع شده و با موبایل های شان فیلم می گرفتند. بعضی ها نوشته بودند که: ساکنان تاشکنت از نمایندگان امارت استقبال کرده اند. اما وقتی که دقیق تر به عکس ها نگاه کردم، جمع شدن تاشکنتی ها دور نمایندگان امارت شباهت زیادی با جمع شدن مردم دور موتر در چهل پیش داشت. زمانی که موتر به قریهء شیخان می آمد و مردم دورش جمع شده و با تعجب نگاه می کردند که موتر چگونه می تواند بار دو صد الی سیصد خر را یک جا انتقال بدهد!!
از نظر مردمی که سال ها در مورد وحشت و دهشت ط البان شنیده اند، این ها باید موجودات عجیبی باشند. انسان هایی که در قرن بیست و یک در عصر تکنالوژی و اطلاعات مخالف حضور زنان در اجتماع اند ، دشمن آزادی، دانش، موسیقی و هنر هستند، باید موجودات عجیب و غریبی باشند. چیزی شبیه غول هایی که در افسانه ها شنیده اند و یا شبیه زامبی هایی که در فیلم ها دیده اند!! از این جهت است که با تعجب دور این موجودات ما قبل تاریخ جمع شده و از آن ها فیلم می گیرند و گرنه آنها هیچ دیدن ندارند!!
