کاکا چرچه کرد!! (از پای ماندن)

در ملک خدا داد بر اساس فکر ، اندیشه و ابتکار چیزی نه ساخته می شود و نه بوجود می اید. بلکه تقلید، سیال داری و حسادت نقش عمده دارد. حرکت ها بیشتر گوسفند وار است. یک نفر که یک کار انجام داد، دیگران هم ان را تکرار می کنند بدون ان که به عواقب کار خود فکر کنند! چند مورد را که مشاهده کرده ام می گویم: بعد از سقوط طالبان در سال ۱۳۸۰ کارم را در هفته نامه اندیشه نو که مربوط اتحادیه فرهنگیان بود اغاز کردم. در ان زمان هفته نامه کابل به مدیر مسئولی (شهید) فهیم دشتی، هفته نام چراغ ، مجاهد، پیام مجاهد، روزنامه انیس، روزنامه ارمان ملی و چند نشریه دیگر که به تعداد انگشتان دست نمی رسید به چاپ می رسید. چاپخانه بهیر و چاپخانه صبور مربوط انتشارات میوند فعال بود و هزینه چاپ هم بالا بود. فایل نشریات را به پشاور می بردند و در چاپخانه های انجا چاپ کرده و به کابل می اوردند. یکی دو سال بعد نشریات فقط در کابل اضافه تر از سیصد عنوان بود!بعد تاسیس رادیو های خصوصی رواج شد، که اندک اندک تعداد ان به نود رسیده بود. سپس تلویزیون های خصوصی. اولین تلویزیون خصوصی تلویزیون ایینه به ریاست سید انور سادات در شهر شبرغان تاسیس شد. نوبت به هتل ها و تالار های عروسی و رستورانت های شیک به سبک اروپا رسید که رواج یافت. یک رستورانت در شهر نو با نام ” پاپا لینو ” وجود داشت. [ از خود می پرسیدم ایا مردم عادی می فهمند پاپا لینو چه معنی دارد؟ ] و همچنان رستورانت های فراوانی با نام های عجیب و غریب که شاید مالک انها معنی نام انتخابی خود را هم به درستی درک نمی کردند. همچنان رستورانت های چینایی و تایلندی و قضایای دیگرمکتب های خصوصی، دانشگاه های خصوصی، حمام های سونا، شرکت های هوایی، بانک های خصوصی، احزاب سیاسی، موسسات یا ان جی او ها، شرکت های تجارتی خصوصی و کلینیک های خصوصی که هدفی جز چاپیدن و خالی کردن جیب مردم نداشتند …یک اشنایم رفته بود چند شرکت خصوصی ثبت کرده بود فقط جوازش را داشت نه فعالیتی داشت و نه کدام مکانی به عنوان دفتر. جواز را چوکات کرده روی دیوار اتاق خود زده بود. بعد که نوبت به مالیات دادن رسید چند سال پایین و بالا می دودید تا جواز شرکت را از گردن خود خلاص کند…همهء این ها بیشتر بر اساس رقابت و هم چشمی ساخته شدند تا بر اساس نیاز و ضرورت جامعه و برنامه ریزی دقیق و دراز مدت. بسیاری از این پدیده ها در همان گام های اول از حرکت باز ایستادند چون برنامه و پلتفرمی برای ادامه فعالیت طرح ریزی نکرده بودند.اکنون شرایط به نوعی دیگر تغییر کرده است و ذهنیت جامعه را نیز تحت تاثیر قرار داده است! به طور مثال رستورانت پاپالینو دیگر وجود خارجی ندارد اما رستورانت شاه قل دوباره به فعالیت خود اغاز کرده است. احتمالا جای دانشگاه را چله خانه بگیرد! چندی قبل یک نفر شوق کرد که با بایسکل به سفر حج برود. البته در سال های پیش بعضی با شتر ، مرکب و موتر این کار را کردند. حالا شنیده می شود اهسته اهسته بر تعداد علاقه مندان سفر به مناسک حج با بایسکل زیاد شده است. نظر به گزارش ها تا کنون چهار نفر تصمیم گرفته اند که سفر حج را با بایسکل تجربه کنند اگر وضع بر همین منوال پیش برود خواهیم دید که لشکری از بایسکل سوار و موتر سایکل سوار عازم سفر حج خواهند شد. بدون ان که با خود فکر کنند که ایا توانایی این کار را دارند یا خیر؟ کسی که خوراکش نان و چای باشد ایا شیمهء رکاب زدن از افغانستان تا عربستان سعودی را خواهد داشت؟؟

ثبت نظر