منّت خدای را عز و جل که طاعتش موجب قربتست و به شکر اندرش مزید نعمت هر نفسی که فرو می رود ممدّ حیاتست و چون بر می آید مفرّح ذات. . . هفت سال گذشت از آن روزی که اولین شمارهء این هفته نامه را منتشر کرده بودیم! در آن روزگار تعداد معدودی رسانهء نوشتاری که عدد انگشتان یک دست را هم تکمیل نمی کرد ، در شهر کابل به نشر می رسید. آن روزها بازار نشر و کتابت رونق امروز را نداشت و متاعش را مشتری نبود. گاه برای چاپ همین هفته نامه چندین چاپ خانه را دق الباب می کردیم تا نوبتی دریافت کنیم. و بودند کسانی که برای چاپ یک نشریهء چهار صفحه ای مجبور می شدند به آن طرف مرز عبور کنند! خرید نشریه و روزنامه تا هنوز نه تنها توانسته است به عنوان یک فرهنگ در این جامعه جایی داشته باشد بلکه اگر اتفاقاً کسی پیدا شود و از پول سیاه ته جیبش دل بکند تا روزنامه ای بخرد ، دیگران از کار وی سخت به شگفت خواهند آمد. با آن هم – آماری که امروز از چاپ و نشر روزنامه و جریده به دست می رسد عددش را فراتر از سیصد عنوان ذکر می کنند! علاوه بر این تعداد رسانهء نوشتاری که یادآور شدم تعداد زیادی هم رسانه های شنیداری و دیداری در دسترس و دیدرس این ملت قرار داده شده است. در این مقوله موضوع سخن ما روی رسانهء نوشتاری است و سوالاتی که همواره در ذهن مطرح شده است این که:
- چرا این همه نشریه؟
- چه کسانی روزنامه ( نشریه ) می خوانند؟
- انتشار این نشریات تاثیری بالای اذهان شهروندان داشته است یا خیر ؟
- آیا این نشریات توانسته اند خواننده جذب کنند؟
- چه وقت فرهنگ روزنامه خوانی در این جامعه نهادینه خواهد شد؟
- آیا آزادی بیان همان انتشار نشریه است؟
و ده ها و شاید هم صدها سوال دیگر در این ارتباط!
پرسش اول:
حال می خواهم به عنوان یک روزنامه نگار آنچه را که بعد از سالها کار در این رشته دریافته ام ، در این مجال به صورت خلاصه عرض کنم. اول این که – در جامعه ای که اکثریت مطلق شهروندانش بیسواد است و از لحاظ اقتصادی فقیرترین کشور آیا نیاز به این تعداد نشریه است یا نه؟ جواب واضح است که نه! پس چرا این همه نشریه؟ خوب! بعد از یک دور طولانی اختناق ، سرکوب و سانسور یک دفعه وضعیت یک صد و هشتاد درجه تغییر کرد. دیکتاتوری حزبی ، مذهبی و. . . جایش را به حکومت مردم سالاری یا دموکراسی داد. آزادی بیان ، آزادی اجتماعات ، آزادی تشکیل احزاب و آزادی . . . جایگزین سانسور و سرکوب شد. کسانی که یک عمر مجبور به سکوت شده و صدایشان را در گلو خفه کرده بودند یک شبه مجال سخن گفتن یافتند. بناءً این دگرگونی ناگهانی باعث ذوق زدگی آنان گردیده است!
و – نشریاتی که تا حال چاپ می شوند به طور کلی در دو گروه اصلی دولتی و غیر دولتی تقسیم می شوند.
الف – نشریات دولتی ، نشریاتی که بیان کننده و یا توجیه کننده سیاست های دولت و یا ارگان های وابسته به دولت است. جراید دولتی قبل از آنیکه یک نشریه مسلکی و تخصصی وزارت مربوطه باشد بیشتر جنبهء تجملاتی و تشریفاتی وزارت خانه ها را تشکیل می دهند به عنوان مثال البوم عکس سفرها و ملاقات های وزیر صاحب محترم آن وزارت خانه می باشد. واضح است که خوانندگان این قبیل نشریات کارمندان همان وزارت یا ارگان دولتی هستند. که با توجه به عدم علاقه مندی شان ناگذیر حق الاشتراک خود را خواهند پرداخت. همچنان این گونه نشریات به صورت رایگان به دیگر موسسات دولتی و یا سفارت خانه ها و موسسات بین المللی ارسال و یا اهدا می گردد.
ب – نشریات غیر دولتی. این نشریات به دو دسته تقسیم می شوند. ۱٫ نشریات حزبی و ۲٫ نشریات غیر حزبی! در مورد نشریات حزبی همه چیز روشن است. این نشریات بیانگر پالیسی ، اهداف و شعارهای حزب مربوطه است که ضرورت به بیان بیشتر نیست.
۲٫ نشریات غیر حزبی. این گونه نشریات به سه دسته تقسیم می شوند. ۲٫۱ . نشریات مربوط به موسسات تجاری مثل بانک ها ، انجیو ها و شرکت ها 2.2 . نشریات مربوط به موسسات فرهنگی 2.3 . نشریات مربوط به اشخاص آزاد
پرسش دوم:
– چه کسانی روزنامه ( نشریه ) می خوانند؟ به نظر من ۱٫ اولین کسانی که به صورت مرتب روزنامه ها و نشریات را دنبال می کنند سفارت خانه های مقیم در کشور هستند ( برایشان ترجمه می شود ). 2. بعضی از موسسات بین المللی مثل یوناما. 3.رادیو و تلویزیون ها [ برای پر کردن قسمتی از برنامه هایشان ] 4. کسانی که خودشان دست اندر کار نشر روزنامه و نشریه هستند [ برای ارزیابی و مقایسه کار خود با دیگران ]. 5. بخشی از ارگان های امنیتی [ البته نه از نظر علاقه مندی بلکه از لحاظ وظیفه ای! ] 6.فرهنگیان شامل اساتید دانشگاه ها و دانشجویان 7. کارمندان وزارت خانه ها [ البته از سر بیکاری!! ]
پرسش سوم:
– آیا انتشار نشریات بالای اذهان شهروندان تاثیر گذار بوده است یا خیر؟
هشت سال پیش اگر به یک نفر روزنامه ایی می دادی سوال می کرد: این را چه کنم؟! اما حالا [ لااقل] آنرا گرفته و ورق می زند! و سوالی که بی جواب می ماند – مشخص نیست که چه وقت مردم برای خرید یک نشریه از پول خود خواهند گذشت؟!
پرسش چهارم:
1. طبیعی است زمانی که به وفور رادیو و تلویزیون با برنامه های سرگرم کننده و تفریحی وجود داشته باشد طیف عوام علاقه ای به خواندن نشریه نخواهند داشت. بناءً جواب منفی است. زیرا تماشای سریال های هندی که عمری مردم به آن عادت کرده اند و از طرفی زحمت فکر کردن را هم به بیننده نمی دهد ، تاثیر گذارتر است!
۲٫ نشریات حزبی با چاپ مطالب جنجال بر انگیز[به خصوص در رقابت های انتخاباتی دور دوم ریاست جمهوری ] که یک جریان ، جریان دیگری را متهم می کرد.
۳٫ حوادث جنایی و رویداد های امنیتی
[ از سه گزینهء فوق دو مورد نتیجه مثبت است و یک مورد نتیجه منفی ]
پرسش پنجم:
اگر به لحاظ آماری مقایسه ای شود بین سیگاری ها و روزنامه خوان ها به صراحت می توان گفت از هر ده نفر مرد حد اقل شش نفرشان سگرت دود می کنند. و از همین ده نفر حد اکثر دو نفرشان روزنامه می خوانند البته بدون آنکه پولی بپردازند [ چون روزنامه رایگان به دست شان می رسد ] حال دقت کنید یک نفر حاضر است برای یک قوطی سگرت پانزده تا سی افغانی پول بپردازد ولی همین نفر حاضر نیست برای خرید یک روزنامه از پنج افغانی خود بگذرد!!
با آنکه [ حد اقل ] در کشورهای همسایه انترنت خانگی شده است اما باز هم هر روز صبح پسته رسان ( پستچی ) پشت دروازه خانه شان یک جلد روزنامه را می آورد. این نشان می دهد که روزنامه و روزنامه خوانی علی الرغم گسترش تکنالوژی جدید و مدرن توانسته است به عنوان یک سنت دیرین جایگاه ویژهء خود را حفظ کند به این معنی که فرهنگ روزنامه خواندن را آنها قبل از این که رادیو و تلویزیون به دسترش شان قرار بگیرد ، داشتند و تا هنوز آنرا نگهداشته اند و در جامعهء ما اگر تصور کنیم فرهنگ روزنامه خوانی در گذشته وجود داشت به طور حتم رویدادها و حوادثی که بعداً بوجود آمد یا این فرهنگ از بین رفت و یا هم باعث شد به فراموشی سپرده شود. اگر این سه دهه جنگ را یک خلاء زمانی در ارتباط به دسترسی مان به روزنامه و نشریه حساب کنیم و بخواهیم بعد از این مدت دوباره سر از امروز شروع به خواندن روزنامه کنیم ، با هجوم برنامه های رادیویی و تلویزیونی در خانه های خود و خصوصی ترین لحظه هایمان مواجه شده ایم. مسئله ای که ما را دچار تردید می سازد این است آیا با وجود این همه رادیو و تلویزیون و از طرف دیگر با در نظر داشت تنبلی فکری و روحیهء مصرفی که بوجود آمده – نه تنها به فکر دفع و علاج این اپیدمی شده اند بلکه یا تا هنوز کسی در این مورد فکر نکرده و یا این که می دانند و با بی تفاوتی از کنار آن می گذرند – با این وجود آیا می توان امید داشت که شهروندان علاقه مند به خواندن روزنامه شوند؟؟ و یا این که می توان برای فروش روزنامه و نشریه در این آشفته بازار خریداری پیدا کرد؟!
پرسش ششم:
و بعد – آیا آزادی بیان فقط همین نشریه است؟؟
تصوری که مردمان ما از آزادی بیان پیدا کرده اند ، این است – مثلاً اگر یک زن بتواند در تلویزیون – آن هم فقط در تلویزیون – آواز یا ترانه بخواند ، این آزادی بیان است. آزادی یعنی همان بیرون شدن زن از خانه و ظاهر شدن در صحفهء تلویزیون و بیان هم یعنی هر شعری که خواندی!! و تعبیر دیگر آزادی بیان یعنی به هر کسی که رسیدی دشنام و ناسزا بگویی و کسی هم کاری به کارت نداشته باشد! به تصور ما آزادی بیان شاید این نباشد!
نشریه باید مجرایی باشد برای بیان واقعیت ها و حقایق عینی جامعه که به صورت مستقیم و بدون واسطه مخاطب خود را بیابد و نیز تریبونی که مجال طرح دیدگاه ها ، اندیشه ها و اعتقادات را برای هر شهروند فراهم نماید. در شرایطی که ما سخنی برای گفتن داریم ، شنوندهء سخن دیگران هم باشیم! اگر کسی را نقد می کنیم نقد دیگران در مورد خود را نیز بشنویم! نقد کردن وسیله و ابزار برای رقابت ، سرکوب و مغلوب کردن دیگران نیست بلکه نقد تلاشی است برای بهتر شدن ، رشد و برای ترقی!
مطبوعات آیینهء رشد فکری ، فرهنگی ، اجتماعی و . . . یک جامعه است ، برای درک درست از سطح رشد مردم یک جامعه باید به مطبوعات آن جامعه مراجعه کرد و همچنان اگر بخواهیم میزان آزادی بیان و قلم را در یک کشور مورد ارزیابی قرار بدهیم ، آنچه در مطبوعات به چاپ می رسد و یا آنچه از رادیو و تلویزیون به خورد مردم داده می شود را باید مطالعه و ارزیابی کنیم!
اما در مملکت ما گرافی که از مطالعه و بررسی آزادی بیان در کارنامهء چند سال اخیر رسانه ها ترسیم می شود حرکتی نوسانی دارد که می توان دو عامل را در نظر آورد که نمی توان آن را بی تاثیر دانست. ( اول ) حضور نیروهای بین المللی در کشور ( دوم ) نظارت و گوشزدهای وقت و نا وقت بعضی دولت ها و سازمان های بین المللی دونر. در غیر این صورت نمی توان امیدی به بقای این وضعیت داشت زیرا آنچه که از صحبت های خصوصی بعضی از بزرگان به گوش می رسد ، نشان دهندهء بی باوری و مسخره انگاشتن پدیده ای به نام آزادی بیان و اندیشه از نظر این آقایان است.
کسانی که از آزادی مطبوعات و رسانه ها بیم دارند ، ترجیح می دهند رسانه هایی فعالیت داشته باشند که هدف اصلی و اساسی شان تجارت است. چون از یک طرف با پرداخت مالیات منبع در آمدی برای دولت محسوب می شوند و از طرف دیگر با سرگرم کردن مخاطبین خود قدرت فکر و اندیشه را از آنان می گیرند این سرگرمی موجب می شود تا مخاطبین که همان شهروندان هستند هیچگاه در سدد آگاه شدن از عمل کرد دولت و وضعیت جامعه خود نشوند! وضعیت اسف بار رسانه های نوشتاری از نظر دانش و آگاهی ، اصول نگارش ، اخلاق و حرفهء روزنامه نگاری و مسایل دیگر – و وضعیت متاثر کننده رسانه های شنیداری و دیداری که ضرورت به سخن بیش نیست ، ادعای ما را ثابت می سازد که در این جامعه هر چیزی که تجارتی تر باشد بهتر است!
۳ شهریور/سنبله ۱۳۸۸
