روزهای اوایل انقلاب بود، اقشار و طبقات پایین جامعه را هر روز برای مارش به خیابان ها فرا می خواندند. مرده باد و زنده باد زیاد تکرار می شد! محور بحث ها حقوق کارگران ، زحمت کشان ، اصلاحات اراضی و پایان زمان استعمار دهقانان توسط فیودال ها و ملاکین بود. مردم و بخصوص جوانان هیجان داشتند و یک صدا هورا می گفتند!
در ان روزها در خانه گِلکاری داشتیم پدرم یک نفر را برای کار آورده بود. پیرمرد گِلکار از شهر میمنه برای کار به مزار آمده بود. آنها ضمن کار با هم قصه می کردند. پیرمرد گلکار وآنمود می کرد در بارهء انقلاب زیاد معلومات دارد، مطالبی را که از رادیو کابل شنیده بود، طوطی وار حفظ بود. می گفت در میتینگ ها هم اشتراک کرده است.
پدرم مثل این که چیزی به یادش امده باشد، پرسید: راستی اکه همی هورا گفته چی را می گن؟
و پیرمرد گلکار با قاطعیت در جواب گفت: نام زن لنین حورا است!!
