
برو قوی شو اگر راحت جهان طلبی / که در نظام طبیعت ضعیف پامال است
.
در صفحات اجتماعی آمده است که خبرنگاری از شورای ملی ( ولسی جرگه ) سرزده و به حمایت چند نفر پلیس یا نظامی پوش به یکی از رستورانت های شهر ( در ساحه پل سرخ ) می رود و با برخوردی ناشایست با مسئول این رستورانت که یک خانم باشد، سعی می کند از جریان مصرف قیلون گزارش تهیه کند. با در نظر داشت این که از جریان و جزئیات این رویداد اطلاع دقیق ندارم! تنها نکته ای که می خواهم به آن بپردازم مسئله ی جمع آوری قیلون از رستورانت ها و کافی شاپ ها در شهر کابل می باشد. ماجرا از آن جا آغاز شده است که شخص دانایی – احتمال به یقین از اراکین و شاید هم از مشاورین ارشد! – در یکی از شب ها در خواب می بیند که مشکل اصلی و اساسی جوانان و مردم این وطن قیلون است. فردا صبح علی الطلوع خود را به دار السلطنه می رساند، ساعت ها انتظار می کشد تا این کشف عظمی را به اطلاع ملوکانه عقل کل یا همان سلطان برساند. و چنین وانمود می کند که مادر همه مشکلات اعم از فساد لجام گسیخته ی اداری، تروریست وارداتی ، فقر ، بیکاری …. قیلون است. سایه ی خدا هم امر می فرمایند که ریشه ی قیلون باید در این وطن خشکانده شود! چند روزی بازار جمع آوری قیلون گرم بود البته فکر می کنم این موضوع مربوط به یک یا دو سال قبل می شود. بعد آهسته آهسته مسایل دیگری سرباز می کند که این موضوع جمع آوری قیلون از زبان ها می افتد. در ساحه ی غرب؛ از کوته سنگی گرفته تا دشت برچی ، کارته سه و چهار ، پل سرخ الی دهمزنگ ده ها رستورانت کافی شاپ، قهوه خانه و … وجود دارد که اکثریت شان در مینوی شان برای مشتریان قیلون نیز در نظر گرفته شده است. بعد از هیاهوی جمع آوری قیلون تا جایی که نگارنده اطلاع موثق دارد، تعدادی از این قیلون خانه ها سعی کردند تا نظر حوزه یا همان پلیس منطقه را معطوف ساخته و با پرداختن حق! به کار خود ادامه بدهند. البته در بعضی مواقع با اطلاع قبلی آن ها قیلون های خود را بر می داشتند تا زمانی که آب ها از آسیاب بیفتد!
این جریان مرا به یاد روزهایی می اندازد که شاگرد مکتب بودیم و قرار بود که هیاتی از ریاست معارف ( یا تعلیم و تربیه ) به مکتب ما مراجعه کند و از صنف ها و وضعیت آموزشی دیدن نمایند. در آن روز معلمین مان با وارخطایی از موی سر تا ناخن پای و کتابچه و قلم مان را از نظر می گذراند. و از شاگردان می خواستند در صورتی که سوالی مطرح می شود همه دست های خود را برای پاسخ دادن بالا کرده و اعلام آمادگی نمایند. بعد که هیات مذکور تشریف شان را از مکتب می بردند، معلمین مان یا به بافندگی شان ( در آن زمان معلمین خانم معمولا سر صنف جاکت می بافتند ) ادامه می دادند و یا هم با معلمین صنف های دیگر در دهلیز مشغول قصه و گفت و گوی خود می شدند. شاگردان هم زد و خورد و سر و صدای خود را از سر می گرفتند!
به هر حال!
حکومت در حالی پی به ریشه ی اصلی مشکلات برده است که در همین حوالی یعنی پل سوخته روزانه ده ها کیلو هیرویین و ماده جدید دیگری به نام شیشه و یا کریستال آزادانه و بدون هیچ گونه ممانعتی خرید و فروش و توزیع می شود. شاهدان عینی بارها به رسانه ها گفته اند که موترهایی با شماره پلیت حکومتی ( عمدتا پولیس ) با استفاده از تاریکی شب به این محل آمد و شد دارند! البته نه برای جمع آوری معتادین و یا جلو گیری از خرید و فروش مواد مخدر بلکه آن ها یا مستقیما در این معاملات نقش دارند و یا این که از فروشندگان حق(!) می گیرند.
موضوع دیگر این که رقابت در صنف هتل و رستورانت داران را نیز نباید از نظر دور داشت. اگر به خاطر داشته باشید یکی دو سال قبل پولیس در رستورانتی به نام “هنر” در ساحه ی پل سرخ داخل شده و با ضرب و شتم مشتریان را از این کافی شاپ خارج کرده و موی سر تعدادی را نیز تراشید که این مسئله در همان زمان در رسانه های داخلی و خارجی انعکاس یافت! برای بررسی و چند و چون این قضیه با مدیران این رستورانت و بعضی از مشتریان آن که عمدتا از قشر فرهنگی، دانشجو، هنرمندان عرصه ی سینما، روزنامه نگاران و نویسندگان بودند صحبت و گفت و گو شد. از جمله دلایلی که آن ها ارایه کردند این بود که در زمان کم این رستورانت توانسته بود مشتریان زیادی را جلب کند و همین مسئله باعث برانگیخته شدن حسادت و بخل دیگر رستورانت داران در این منطقه شده بود. مسئله دوم این است که پلیس منطقه از دیگر رستورانت ها – اگر حمایت گر قوی نداشته باشند – به طور منظم حق می گیرند و چون مدیران این رستورانت در زمینه پرداخت حق با پلیس منطقه همکاری نکرده بود، این موضوع باعث آزرده شدن رییس پولیس منطقه شده و در پی انتقام گیری برآمدند. آن ها با تحریک متنفذین منطقه و بد نام ساختن آن رستورانت موجب مسدود شدن آن گردیدند.
– اکثریت ما و شما از زبان بعضی از وکلای محترم شنیدیم که تعدادی از این حضرات در قاچاق مواد مخدر، تورید مشروبات الکلی، آدم ربایی و مسایل جنایی دیگر دست دارند.
در یک رویدادی که چندی قبل اتفاق افتاد و همه شاهد بودیم یکی از وکلای محترم شب هنگام وقتی که با نوشیدن، مشروبات الکلی مست شده بود به خیابان آمده و با شلیک هوایی باعث ایجاد رعب و وحشت مردم گردید. اما این که کدام مرجع آن را پیگری کرد، و نتیجه چه شد، خدا می داند. همچنان گفته می شود در این شهر ده ها قمار خانه، فاحشه خانه و مراکز توزیع مواد مخدر و اسلحه وجود دارد. نظر به گفته ی آگاهان و کسانی که در ارگان های کشفی کار می کنند، اگر این مراکز از حمایت مقامات برخوردار نباشند، آن ها یک ساعت هم نمی توانند به کار خود ادامه بدهند.
– نتیجه ای که از این یادداشت می توان گرفت این است که قانون، قانون طبیعت ( جنگل ) است. ماهی های کوچک توسط ماهی های بزرگ تر بلعیده می شودند و ماهی ها بزرگتر در معرض شکار کوسه ماهی ها هستند!
