ملالی نیست، جز دوری شما!

از اوایل دهه پنجاه خورشیدی یک تعداد جوانان جویای کار از راه های قاچاقی به ایران می رفتند. در آن زمان به این افراد اصطلاح “تجاوزی” را اطلاق می کردند. من در آن زمان کودکی بیش نبودم از زبان بزرگان که در مورد سختی های راه بین خود قصه می کردند، می شنیدم: گرسنگی ، تشنگی ، تلف شدن آدم ها و اجسادی که در کوره راه های پرت و دور از آبادی مانده و متلاشی شده بودند. همچنان آنها می گفتند بعضی اشخاص در آب غرق شده اند و با استناد یاد آور می شدند بچهء فلانی از فلانی قریه از پیش آب باز ، آب برده اش. می گفتند یک نفر آب باز یک سر ریسمان را به کمر خود می بندد و سر دیگر ریسمان را به کمر نفر و از آب می گذراند ، زمانی اگر آب باز کم قوتی کند ریسمان را از کم خود باز می کند ، کاری ندارد که نفر غرق می شود یا جل خود را از آب می کشد.بگذریم؛ این روند بعد از کودتای هفت ثور و هجوم ارتش شوروی یکباره سیر صعودی گرفت. اکثر دهات و قصباتی که بمباران می شدند آنهایی که جان سالم به در برده بودند راه مهاجرت را در پیش می گرفتند. آنها با پای پیاده و یا با مرکب و چهارپایان روزها و هفته ها را راه می پیمودند تا به پاکستان می رسیدند. تازه قسمت سختی راه از این به بعد شروع می شد. . قاچاقبر ها در مرز تفتان در کمین بودند. آنها افراد زیادی را سوار موترهای سیمرغ کرده با سرعت زیاد مسیر های کوهستانی و ریگزارهای داغ و تفدیده را می پیمودند ، کاری نداشتند که طفلی یا کودک و یا آدم های بزرگ از عقب موتر پیکپ می افتند. قاچاقچی های آن ساحه اکثرا قریب به اتفاق بلوچ های سر مرزی بودند. به مسافران زور می گفتند ، هر قسم که می خواستند با مسافرین رفتار می کردند. خیلی زن های جوان و دختران را اختطاف می کردند که از سرنوشت آنها خبری نیست و مهاجرین از شرم و نام بدی صدای خود را نمی کشیدند و جرئت مراجعه به پلیس را هم نداشتند. در آن زمان رسانه ها هم اینقدر در دسترس همگان قرار نداشت.
موضوع دیگر تماس مردم برای با خبر شدن از احوال هم به این صورت بود که یا نامه می نوشتند یا صدای خود را در کاست ریکورد کرده برای اقارب خود به دست کسانی که به وطن باز می گشتند، می فرستادند.
یکی از خانواده هایی که صدای خود را ریکارد (ضبط) کرده و برای اقارب خود فرستاده بود به این مضمون بود: [ما بخیر و سلامتی به بی بی ماصومه قوم رسیدیم. همگی ما شکر جور و صحت مند هستیم. یکی دختر فلانی نیست دیگه زن فلانی هم در راه مانده… دیگر هیچ ملالی نیست جز دوری شما …]
حالا که پیام وزیر دفاع ونزوئلا را دیدم که گفته همه چیز خوب است فقط رییس جمهور را با خود بردن یاد آن حوادث سر مرز افتادم
بخیر باشید