وزیر خارجه امریکا حکمیت می کند!

آمدن این آقای جان کری وزیر امور خارجه ی ایالات متحده امریکا در روز جمعه، هیجان و اضطرابی را در بین دو تیم انتخاباتی به شدت بالا برده است، گزارش لحظه به لحظه از آمدن ایشان صفحات فیس بوک و انترنتی را پر کرده است

حکایت بزک چینی را شاید بسیاری ها شنیده باشند. البته شنیده ام در این اواخر انیمیشن بزک چینی را یک نفر افغانستانی ساخته است که متاسفانه آن را ندیده ام. القصه زمانی که بسیار خُرد بودم، مادرم قصه ی بزک چینی را برایم تعریف کرده بود. قصه از این قرار بود که بزک چینی سه راس یا سه دانه بزغاله داشت، یک روز که می رفت برای بزغاله هایش غذا تهیه کند، آنها چون خرد بودند هنوز توان دفاع از خود را نداشتند، بزغاله ها را داخل آشیانه شان ساخت و به آنها توصیه کرد که به هیچ وجه دروازه را باز نکند. گرگ که در کمین بود از فرصت پیش آمده استفاده کرده و پشت دروازه ی آشیانه ی بزک چینی آمد و با تقلید صدای او، ادعا کرد که برای بزغاله ها غذا آورده است. از آن سو چون بزک چینی دیر کرده بود، بزغاله ها هم حسابی گرسنه شده بودند، فکر کردند مادر شان آمده و برای آنها غذا آورده است. گرگ بی مروت بزغاله ها را نوش جان کرد اما زمانی که می خواست فرار کند، با بزک چینی مواجه شد و بین آنها درگیری آغاز گردید. چون آنها قبلا آمادگی برای مبارزه نداشتند از لحاظ این که شاخ بزک چینی کند بود و هم چنان دندان ها گرگ نیز تیزی گذشته را نداشت. آنها تصمیم گرفتند که روز دیگر با هم بجنگند به همین خاطر نزد آهنگری مراجعه کردند. بزک چینی از آهنگر خواست تا شاخ هایش را تیز کند و گرگ نیز خواست که دندان هایش تیز شود. آهنگر گفت: هر کسی که هدایای بهتری بیاورد، کار او را زودتر و بهتر انجام خواهد داد. البته این را هم باید بگویم که قبل از انجام کار آهنگر و مبارزه، آنها به سبک رقابت های انتخاباتی امروز بسیار به پر و پای هم پیچیدند و شعار دادند و پوستر چسپاندند، میتینگ گرفتند و…. !! به هر حال! بزک چینی چون صادق و درست کار بود و به عهد خود پایبند، مقداری شیر ، مسکه و ماست تهیه کرده و به نزد آهنگر برد، آهنگر نیز شاخ های او را به بهترین وجه تیز کرد. اما چون گرگ همیشه با دغل بازی و فریب و شیادی می خواست دیگران را بفریبد این بار نیز دسیسه ای چید تا آهنگر را فریب بدهد ، مقداری خاک را با آب مخلوط کرد و ادعا نمود که حلوا تهیه دیده است اما چون آهنگر متوجه شد، دندان های گرگ را کشید… و الی آخر
آمدن این آقای جان کری وزیر امور خارجه ی ایالات متحده امریکا در روز جمعه، هیجان و اضطرابی را در بین دو تیم انتخاباتی به شدت بالا برده است، گزارش لحظه به لحظه از آمدن ایشان صفحات فیس بوک و انترنتی را پر کرده است. هر یک از طرف داران  دو تیم آمدن وزیر خارجه ی آمریکا را به نفع تیم خود ارزیابی می کند. زمانی که این مطالب را مرور می کردم یاد حکایت بز ک چینی، گرگ و آهنگر افتادم. فکر کردم هر یک از تیم ها حتما برای جان کری هدیه و یا هدایایی در نظر گرفته اند. معلوم شود که کدام یک از هدایا مورد توجه او واقع می شود و چه تصمیم می گیرد؟ شاخ بز را تیز می کند یا دندان گرگ را می کشد؟؟