Tag - تعویذ

تعویذ!

یک عراده موتر داشتم ، هر روز پیش مستری بودم. یک جایش را که جور می کردم باز یک جای دیگش عوارض پیدا می کرد. مقصد دَ غم مانده بودم. می خواستم بفروشم ، کسی نیم قیمتی که خریده بودم ، هم بیع نمی کرد. از قضا یک روز با یک رفیق سابقم سر خوردم. قصه قصه، پرسان کردم در این روزها چی مصروفیت داری؟ دهان خود را به...

بیشتر بخوانید