۲۸/۰۱/۱۳۹۶
پنج شنبه ی هفته ای که گذشت، امریکایی ها در قسمتی از خاک کشور – شهرستان اچین در ننگرهار – بزرگ ترین بمب غیر هسته ای خود را برای اولین بار و ظاهرا برای نابود کردن داعش، آزمایش کرد! این حمله زمانی انجام شد که قرار بود روز بعد یعنی جمعه کنفرانسی راجع به افغانستان در مسکو دایر شود! این حرکت امریکایی ها همه ی توجهات را به سمت خود معطوف ساخت و سر و صدای مخالفین و موافقین را برانگیخت. به همین دلیل برآن شدم تا اخبار مربوط به این رویداد را دنبال کنم. امریکایی ها برای توجیه عمل خود مدعی شدند که پرتاب ” مادر بمب ها ” با اطلاع مقامات کشور انجام شده است. و همچنان گفته شد که نیروهای داعش در میان غار ها از بین رفته اند. قابل ذکر است که کارشناسان امور مدعی اند که این غارها همان غارهای تورا بورا است که در زمان تهاجم ارتش شوروی به افغانستان با بودجه ی سازمان استخباراتی سیاه احداث شده بود! و در زمان حضور نیروهای امریکایی و ناتو مدتی طالبان نیز در آن جا سنگر گرفته بودند!
همانطور که در فوق متذکر شدم پرتاب ” مادر همه ی بمب ها ” واکنش های متفاوتی را عمدتا در داخل کشور در پی داشت که در راس آن سر و صدایی بود که آقای کرزی به راه انداخت. آقای کرزی گویا مترصد چنین رویدادی بود تا بتواند از آن به نفع خود و به زیان حکومت وحدت ملی سود ببرد. پرواضح است، زمانی که دست آقای کرزی از قدرت گرفته شده است، مثل کودک بهانه گیر از هر فرصتی برای خدشه دار کردن پرستیژ حکومت استفاده می کند. آقای کرزی مدعی شد که رییس جمهور به کشور و منافع ملی خیانت روا داشته و امریکایی که دیروز آقای کرزی را با طمطراق بر گرده ی مردم نشانده بود، به خاک افغانستان تجاوز کرده است و آقای کرزی نمی تواند این خیانت آشکار امریکا را برتابد به همین منظور آقای کرزی آستین بالا زده است تا امریکا را از کشور بیرون کند!
آقای کرزی درست زمانی برآشفته گشته و به خون خواهی داعش و طالب قد بر می افرازد که چند روز قبل حمله ای سازمان دهی شده به بیمارستان چهارصد بستر ارتش در کابل به وقوع پیوست. هر چند که آمار دقیق تلفات این رویدا برملا نگردید اما بعد از گذشت چند هفته ای از این رویداد بنا به گفته ی بعضی از شاهدان آمار تلفات به مراتب بیشتر از آن چیزی است که حکومت اعلام داشت. آن چه را که شاهدان این رویداد اشکار می سازند تلفات در بیمارستان ارتش به صدها تن می رسد. و هم این که حوادث مشابهی در ریاست امنیت و حمله انتحاری در دهمزنگ و ده ها مورد دیگر نیز به وقوع پیوست که در هر یک از این رویداد ها تعداد کثیری از هم وطنان غیر نظامی مان جان های شیرین خود را از دست دادند. سوالی که مطرح می گردد این است که چرا این حوادث خشم آقای کرزی را برنیانگیخت؟؟ مگر آن ها شهروند این کشور نبود؟ یا این است که آدم ها در این کشور به دو بخش تقسیم می شوند؛ عده ای که حیات و زندگی شان دارای ارزش است و بخش دیگری که ریختن خون شان مباح است! اگر نیک بنگریم این همان نگرشی است که از عینک داعش و طالبان صورت گرفته است!
در ثانی گفته شد که مردم منطقه از پرتاب مادر همه بمب ها استقبال کرده اند. به استناد همین خبر آن ها خواستار استفاده بمب های قوی تر از این نیز شده اند. و منطق شان آن بوده است که ظلمی که داعش بالای این مردم کرده است، پرتاب این گونه بمب ها کفایت نمی کند، بلکه حکومت باید مجازات سنگین تری برای داعشیان و حامیان شان در نظر بگیرد!
از سوی دیگر بعضی از تحلیل گران ادعا می کنند که در برنامه ی آزمایش استفاده از مادر همه بمب ها نه داعش و نه مردم محل در نظر است. بلکه آقای ترامپ خواسته است تکنالوژی و قدرت نظامی و سلاح تخریبی امریکا را به رخ پوتین و روسیه یاد آور شود. البته تا جایی هم ممکن است این نظریه به واقعیت نزدیک باشد! به این لحاظ که در طول پانزده سال گذشته که بیش از صد هزار نیروی امریکا و ناتو با تمام تجهیزات مدرن و پیشرفته که در کشور حضور داشته اند نه تنها تروریست ها از بین رفته اند بلکه روز به روز قدرت مانور و ساحه نفوذ شان گسترش یافته است. این مسئله نقش امریکا در امر مبارزه به تروریستم را در اذهان عامه دچار شک و تردید می کند.
اما باید به یک مسئله جواب داده شود که نقش ما در این میان چیست؟ در این رابطه می توانیم نظرات را به چهار دسته تقسیم کنیم:
- کسانی که مستقیما مامور اجرای برنامه های امریکا هستند و خودی نشان نمی دهند.
- عده ای ناگذیر هستند سکوت کنند و از مواجه شدن با سیاست های امریکا ابا می ورزند.
- کسانی که با خوش باوری و ساده اندیشی آنچه را که امریکایی ها انجام می دهند همه را با چشم بسته می پذیرند و آن را به نفع مردم و مملکت می دانند.
- دسته ی دیگر کسانی هستند که نان را به نرخ روز می خورند! هیچ مهم نیست که چه اتفاق می افتد. آن ها می خواهند از آب گل آلود به نفع خود استفاده کنند. به نظر می رسد که آقای کرزی شامل در دسته آخر باشد. اگر سیاست امریکا به نفعش باشد با آن همسو است و اگر نتواند از آن نفع ببرد ظاهرا مدعی می شود که مخالف سیاست امریکا است. در حالی که قلبا هیچ کینه ای با امریکا ندارد!
