خشونت علیه زنان محو نمی شود، اما می توان آن را کاهش داد!

۴ قوس / ۲۵ نوامبر – روز جهانی منع خشونت علیه زنان

در رابطه به روز جهانی منع خشونت علیه زنان؛

دو شنبه – ۴ قوس / ۲۵ نوامبر – هفته ای که پشت سر گذاشتیم، مصادف بود با روز جهانی “منع خشونت علیه زنان”. اصطلاحاتی مانند؛ “خشونت علیه زنان” و “خشونت های جنسیتی” هر دو به تمام آسیب و آزارهایی تلقی می شود که بر علیه زنان اعمال می گردد. به بیان دیگر در ارتباط به  تعریف پدیده ی منفی خشونت علیه زنان، در اعلامیه ای که از سوی سازمان ملل متحد در سال ۱۹۹۳ در این رابطه به نشر رسیده است، خشونت علیه زنان را این گونه تعریف می نماید: «هرگونه خشونت بر اساس جنسیت چه قطعی و یا احتمالی ک به آسیب های فیزیکی، جنسی و یا روانی زنان منتهی شود به شمول هر گونه تهدید به؛ محروم ساختن زنان از آزادی، چه در محضر عام و چه در زندگی شخصی، چه به اجبار باشد چه به دلخواه، خشونت علیه زن محسوب می شود. این تعریف به همین ترتیب خشونت هایی را که در داخل خانواده ها و هم در سطح جامعه به علاوه خشونت هایی که توسط دولت عفو و یا صورت می گیرد را نیز در بر دارد.»

هم زمان از این روز در افغانستان نیز تجلیل به عمل آمد. مسئولین در وزارت امور زنان افغانستان و کمسیون مستقل حقوق بشر با ارایه آمار و ارقام هایی از افزایش خشونت علیه زنان خبر می دهند.همچنان وزارت امور زنان کمپاین شانزده روزه‌ی منع خشونت علیه زنان را  از روز دوشنبه ی هفته گذشته ( ۴ قوس ) آغاز کرده که تا ۱۹ قوس سال جاری ادامه دارد.  قابل ذکر است این کمپاین، یک پروسه ی جهانی در این ارتباط است، که به منظور پایان بخشیدن به خشونت های جنسیتی  صورت می گیرد.

مژگان مصطفوی؛ معین وزارت امور زنان در یک نشست خبری که به مناسبت آغاز این کمپاین در شهر کابل سخن می گفت؛ اظهار داشت: «شدت قضایای خشونت‌ علیه زنان در دو تا سه سال اخیر نسبت به سال های گذشته افزایش داشته است، به گفته ی وی در حدود چهار هزار قضیه خشونت علیه زنان در این وزارت به ثبت رسیده است.

کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان با نشر گزارش شش ماه اول سال ۱۳۹۲ اعلام کرد که خشونت علیه زنان در این مدت ۲۵ درصد افزایش داشته است. به گزارش این کمسیون؛ حدود ۱۱۷۹ زن در شش ماه اول سال ۱۳۹۲ به این اداره شکایت کرده اند. اگرچه این تعداد در مقایسه با تعداد مراجعه کنندگان [ ۱۱۰۸ مورد ] سال گذشته چندان افزایش را نشان نمی دهد، اما به گفته این کمیسیون نوعیت خشونت بر قربانیان افزایش یافته است.

خانم سیما سمر، رییس کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان به مناسبت “روز جهانی منع خشونت علیه زنان” در یک کنفرانس خبری در کابل گفت: «انواع خشونت بسیار بیشتر از افرادی است که به کمیسیون مراجعه کرده اند.

کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان می گوید آماری که از سوی این کمیسیون ارایه شده تنها خشونت هایی را نشان می دهد که رسما در دفاتر کابل و ولایات این کمیسیون ثبت شده است؛ در حالی که مقام های این کمیسیون می گویند آمار واقعی خشونت علیه زنان می تواند به مراتب بیشتر از این باشد.

با توجه به این اظهارات، این سوال مطرح می شود که؛ دلیل و یا عامل افزایش این خشونت ها چیست؟ مسوولان کمیسیون مستقل حقوق بشر می گویند یکی از دلایل افزایش مراجعه زنان به دفاتر کمیسیون، بلند رفتن سطح آگاهی آن ها است؛ زیرا در سال های گذشته نیز خشونت وجود داشته، اما زنان کمتر از حقوق خود آگاهی داشتند و به ندرت به نهادهای رسمی مراجعه می کردند. بر علاوه این مسئله – یعنی بلند رفتن سطح آگاهی بانوان از حقوق شان- موضوع دیگر که دور از واقعیت نیست، گسترش اطلاع رسانی و ارتباطات است. خوشبختانه در طی سال های اخیر تعداد زیادی از رسانه های شنیداری، دیداری و چاپی شروع به فعالیت نموده است. رسانه های همگانی و همچنان شبکه های اجتماعی در انترنت نیز به انتشار اخبار و گزارش و اطلاع رسانی از این مسایل، کمک نموده است. نظر به شیوه ی زندگی و سنت های رایج در افغانستان نمی توان تصور کرد که خشونت علیه زنان و یا خشونت های خانوادگی پدیده ی جدید و نو می باشد. این یک مسئله، عامل دیگر جنگ های طولانی و دوامدار نیز باعث شده است تا خشونت بخشی از رفتارها و کنش های روزمره در زندگی خانواده گی و روابط افراد در بیرون از خانواده را، در جامعه ی افغانی و به خصوص خانواده های روستایی، متاثر سازد. علاوه بر این موارد، بعضی از مسایل دیگر نیز در گسترش این معضل- احتمال به یقین – بی تاثیر نبوده است. اینک به چند مورد از این عوامل در ذیل اشاره خواهد شد:

  1. رو در رویی فرهنگ ها ( تضاد فرهنگی ) ؛ پرواضح است که افغانستان، کشوری است که در عرصه های اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی عقب مانده و البته جنگ سی سال اخیر نیز به این مسئله کمک کرده است. طرز فکر ، نگرش و برداشت مردم امروز افغانستان از  زندگی اجتماعی و روابط شان با دیگری، در سطح بسیار خوش بینانه – حد اقل – در همان حیطه ای باقی مانده است که اجداد شان در صد سال پیش، از زندگی اجتماعی تلقی می کردند.

به هر حال!  سنت ها و نگرش های رسوب کرده ی عصر جاهلیت در اذهان اکثریت مطلق عامه از یک سو و تهاجم فرهنگ مصرفی و ماشینی غرب از سوی دیگر که از طریق رسانه ها به اذهان شهروندان تزریق می گردد، نوعی تضاد فرهنگی را در خانواده ها دامن می زند.

  • رسم و عنعنات [ کهنه ی] میراث به جا مانده از عصر جاهلیت،

به تصور بسیار خوش بینانه نود و نه در صد خانواده های افغانی زمانی که شخصی برای خواستگاری از دخترشان به آنها مراجعه می کند بر علاوه درخواست بعضی شرایط، از خانواده ی داماد، تقاضای مقدار معینی پول نقد یا معادل آن را می نمایند.  پولی که در مقابل دختر پرداخت می شود به عناوینی چون شیر بها، قلین، گله، ولوار مسما است. البته مقدار شیربها در مناطق مختلف و در بین اقوام مختلف متفاوت است. مردی که زنی را در مقابل مقدار معینی پول به همسری خود در آورده است، آن زن را نه به عنوان شریک زندگی خود ، بلکه وی را همچون کالایی که از بازار خریداری کرده است، جزیی از ملکیت خود تصور می کند. دیگر اعضای خانواده وی همسو با این نگرش، از دختری که به جمع خانواده ی آن ها اضافه شده به عنوان پیش خدمت و کارگر خانه انتظار برآورده شدن، درخواست های خودشان را دارند.

  • برداشت های نادرست از احکام دین؛

دین مقدس اسلام،  احکام، قوانین و مقررات جامعی را برای جامعه وضع کرده است.همچنان برای حضور  زن در خانواده و جامعه نیز مقرره هایی دارد. متاسفانه بعضی از اشخاص که تصور می کنند از احکام دین آگاه هستند، در مورد این محدودیت ها تعابیری را ارایه می نمایند که بیشتر ناشی از  سلیقه ی شخصی خودشان می باشد و گاهی حتی این تعابیر در مغایرت با آن احکام قرار می گیرند. از آن جایی که اکثر شهروندان بی سواد و یا کم سواد می باشند، بدون آن که در مورد تعابیر این ملایان تحقیق و تفحص نمایند، کورکورانه از آن پیروی می نمایند.  

سخن آخر این که خشونت را نمی توان محو کرد، اما می توان با بالا بردن سطح آگاهی و دانش شهروندان، بهبود وضع اقتصادی خانواده ها و به خصوص زنان و تغییر در نگرش مردان نسبت به زنان به عنوان یک هم نوع که حقوق و امتیازات مساوی با آنها دارند، آمار خشونت را کاهش داد!

۸  قوس/ آذر ۱۳۹۲

ثبت نظر