میتینگ (جلسه)

تنها چیزی که از مشاور خارجی شرکت برای مان میراث مانده است ، میتینگ است! نزدیکی های ظهر بود که به ما خبر دادند  به صحن شرکت بیایید. اواسط تابستان بود و خورشید با تمام توانش می تابید ، منتظر ماندیم تا همه جمع شدند. رییس ها و مدیر ها و بلاخره همهء کارمندان و گاردها و نظافت چیها هم آمدند.    نمی دانستیم چه اتفاقی افتاده و یا قرار است بیافتد. گرمی آفتاب نیمه روز تابستان همه را کلافه کرده بود به همین خاطر هر کس می خواست دلیل این فراخوان را بداند. تا آنکه یکی از رؤسا که همیشه او را در حال این طرف و آن طرف رفتن دیده بودیم  چند بار گلوی خود را صاف کرد و بعد به یکی از مدیرهای داخلی     اشاره ای کرد. مدیر داخلی قدمی پیش نهاد و به این طرف و آنطرف خود نگاهی انداخت و بعد با نوعی غرور و سربلندی طوری این موضوع را اعلان کرد – : هر روز صبح از هشت تا نه میتینگ است! که انگار کدام چیز تازه ای را اختراع کرده باشند و یا سرزمین نا شناخته و دست نخورده ای را کشف کرده باشند.

در میتینگ هر روز قرار بر این بود که کارمندان به نوبت برنامهء کاری آنروز و نتیجهء کار روز گذشتهء خود را بیان کنند. همچنان اگر کسی در رابطه به کارش مشکلی می داشت ، باید در جلسه مطرح می کرد تا در مورد حل و یا بر طرف شدن آن اقدام می شد.

روز بعد طبق فرمانی که دریافت کرده بودیم میتینگ شروع شد مدیر بخش و دو نفر دیگر که یکی خانم و دیگری آقا بود در دو طرف مدیر نشسته بودند و بقیه کارمندان سرپا و گوش به زنگ در حالت ایستاده قرار داشتیم. مدیر مانند جنرالی کارکشته که می خواهد تجهیزات ، روحیه و توان سربازانش را قبل از شروع حمله به دشمن ارزیابی کند همهء کارمندان را یک یک از نظر گذراند و بعد به نوبت  سوال کرد: امروز چی      می کنی؟  و آن  دو نفر دیگر که در دو طرفش نشسته بودند یادداشت می گرفتند و اگر سوالی مطرح می شد توضیح بیشتر می خواستند.

همچنان هر روز در شروع میتینگ تغییراتی را که قرار است در آیندهء بیاید ، مدیر بخش با تفصیلات بیان می کند. این تغییرات جزء به جزء و با تفصیل بیان می شود تا جای سوالی باقی نماند و اگر وقت کم باشد ادامهء آن به روز بعد می ماند.

هر روز صبح میتینگ اجرا می شود. تعدادی از کارمندان راس ساعت مقرر خودشان را به میتینگ          می رسانند و بعضی دیگر یا به علت گیر ماندن در راهبندان و یا دور بودن راه راس ساعت مقرر به متینگ رسیده نمی توانند به همین خاطر مدیر دستور می دهد برای تکمیل شدن نصاب ده تا پانزده دقیقه انتظار بکشیم. پانزده دقیقهء انتظار سپری می شود اما باز هم تعدادی نرسیده اند لذا مدیر و معاونانش مجبور هستند به آنها زنگ بزنند. اگر تماس برقرار شود ، آمدن یا نیامدن آن شخص مشخص می شود و اگر تماس برقرار نشد حدس زده می شود آن شخص یا اشخاص در اتاقک بازرسی که همیشه صف است ممکن در نوبت گیر کرده باشند به همین خاطر یک نفر را مامور آوردن آنها می کنند! اگر شخص مذکور در اتاقک بازرسی باشد بدون نوبت وی را عبور داده و به میتینگ می آورند و اگر پیدایش نکردند روز بعد مدیر و معاونانش از شخص غایب می خواهند تا توضیح بدهد که دیروز کجا بوده و چرا به میتینگ نیامده است!

البته این هم است که میتینگ دقیقاً سر ساعت هشت آغاز نمی شود ، معمولاً ده دقیقه [ حد اقل ] گذشته از هشت شروع می شود. پانزده دقیقه انتظار برای تکمیل شدن نصاب حاضران سپری می شود و ده دقیقه هم برای آمدن شخصی که به دنبال شخص یا اشخاص دیگر رفته است ، منتظر می مانیم.  بلاخره از یک ساعت میتینگ سی و پنج دقیقه آن به این صورت می گذرد و بیست و پنج دقیقهء باقی مانده صرف بازخواست کسانی که روز قبل نیامده اند ، می شود. همچنان این هم است که بعض روزها مدیر با مقامات بالاتر از خودش میتینگ دارد بناءً میتینگش را با ما پانزده دقیقه مانده به ساعت نه تمام می کند. موضوع مهم دیگر این است ، اگر کسی به میتینگ نیاید و غیابتش را هم موجه نتواند از پنج تا ده دلار جریمه می شود اگر وقتی از میتینگ باقی بماند سر همین مسئلهء جریمه جنجال می کنیم شاید بتوانیم تخفیفی در آن بیاوریم!

۱۷ ثور ۱۳۸۸ بازنویسی ۴ سنبله ۱۳۸۸

ثبت نظر