مرغ دزد ، شتر دزد می شود

سقوط جمهوریت در سال ۲۰۲۱ تنها یک حادثه نظامی یا سیاسی نبود، بلکه نتیجه محتومی بود از انباشت نارضایتی‌، بی‌اعتمادی و ناامیدی نسبت به نظامی که از درون خورده شده بود.

‌ بازخوانی بیست سال فساد ساختاری در افغانستان
فساد در افغانستان داستان تازه‌ای نیست، اما آنچه طی دو دهه گذشته رخ داد، نمایش تمام‌عیاری از بی‌پاسخ‌ماندن خطاهای کوچک و تبدیل‌شدن آن‌ها به فجایع بزرگ بود. ضرب‌المثل «مرغ‌دزد، شتر‌دزد می‌شود» تصویری دقیق از سرنوشت ساختاری است که چشم بر دزدی‌های کوچک بست و در نهایت با سقوطی فاجعه‌بار مواجه شد.
ضرب‌المثل کهن «مرغ‌دزد، شتر‌دزد می‌شود» در دل خود حقیقتی نهفته دارد که اگر از دید سیاست‌گذاران و مدیران جامعه پنهان بماند، زمینه‌ساز فاجعه خواهد شد. افغانستان در بیست سال گذشته، نمونه‌ای تمام‌عیار از این هشدار فرهنگی بود؛ جایی که فساد اداری و مالی در سطح‌های پایین نادیده گرفته شد و به مرور، ساختار حکومت را از درون پوساند.
از روزهای آغازین دولت‌سازی پس از طالبان در سال ۲۰۰۱، گزارش‌های مکرر از اختلاس‌های کوچک در نهادهای محلی منتشر شد. کارمندانی که برای ثبت یک سند یا توزیع یک پاسپورت رشوه می‌گرفتند، مدیرانی که امتیازات پروژه‌های عمرانی را به شرکت‌های خیالی واگذار می‌کردند، یا مقاماتی که کمک‌های خارجی را به جیب خود سرازیر می‌کردند، همه نشانه‌هایی بودند از شروع همان «مرغ‌دزدی»‌هایی که باید جدی گرفته می‌شدند.
اما این روند متوقف نشد. با گذشت زمان، همان چهره‌ها یا حلقات وابسته به آن‌ها در ساختار قدرت بالا آمدند. قراردادهای میلیون‌دلاری به افراد خاص واگذار شد، پول‌های بانک مرکزی به خارج انتقال یافت، پروژه‌های زیربنایی ناتمام ماند و در این میان، میلیاردها دلار کمک بین‌المللی به نام بازسازی افغانستان، بدون نظارت دقیق به هدر رفت.
فساد تنها خسارت مالی نداشت؛ این بیماری مزمن اعتماد عمومی را از بین برد، شکاف میان دولت و ملت را عمیق‌تر ساخت و نهایتاً راه را برای بازگشت دوباره طالبان هموار کرد. سقوط جمهوریت در سال ۲۰۲۱ تنها یک حادثه نظامی یا سیاسی نبود، بلکه نتیجه محتومی بود از انباشت نارضایتی‌، بی‌اعتمادی و ناامیدی نسبت به نظامی که از درون خورده شده بود.
امروز، بسیاری از همان شتر‌دزدها با خیال آسوده در کشورهای امن زندگی می‌کنند؛ با حساب‌های بانکی پر و بدون پاسخ‌گویی به ملتی که فقر، مهاجرت، و سرکوب نصیب‌شان شد. اما برای ما که مانده‌ایم، عبرت از گذشته و بازخوانی این تجربه تلخ وظیفه‌ای است تاریخی.
اگر می‌خواهیم فردای افغانستان متفاوت از دیروز باشد، باید از همان «مرغ‌دزد»ها آغاز کنیم؛ با شفافیت، حساب‌دهی، رسانه‌های آزاد و مردمی که دیگر نه فریب وعده‌ها را می‌خورند و نه سکوت در برابر فساد را تحمل می‌کنند.