هویت قومی؛ مخل هویت ملی نیست!

     این روزها بار دیگر مسئله ذکر قومیت در شناسنامه های الکترونیکی در کشور جنجال آفرین شده است. موضوعی که هر از گاهی فروکش می کند و  باز مانند زخم ناسوری سر باز می کند. در تازه ترین مورد خان محمد خاگی، سناتور ولایت پکتیا در مجلس سنا که خواستار درج کلمه افغان در تذکره های الکترونیکی بود؛ نسبت به مخالفین این موضوع واکنش نشان داد، آقای خاگی بوتل آب را به سوی محمداعلم ایزدیار معاون اول مجلس سنا پرتاب کرد و معاون مجلس سنا در واکنش به این رفتار، دستور بیرون کردن سناتور یاد شده، از جلسه را داد. از جانب دیگر، زلمی زابلی نیز به پشتیبانی از سناتور خاگی بر آمده و به سوی معاون اول مجلس سنا حمله‌ور شد. درگیری میان اعضای سنا مدتی نشست این مجلس را برهم زد. از سوی دیگر سخنان شخصی به نام جنرال طاقت که یکشنبه شب (    )  از تلوزیون خصوصی ژوندون پخش می شد، پشتون ها را مالک اصلی افغانستان تلقی نمود و به اقوام دیگر کشور توهین و اهانت کرده گفت که این ها ناخلف و حرامی اند. ساکنان اصلی این سرزمین نمی باشند. وی گفت که معادل افغانستان، پشتونستان است و آنها یعنی اقوام دیگر باید به ملک خود بروند… این سخن خشم بسیاری از شهروندان را برانگیخت.

  سوالی که مطرح می گردد این است که چرا موضوع ذکر ملیت و قوم در شناسنامه های الکترونیکی که قرار است در آینده توزیع گردد، چرا این قدر مسئله ساز شده است. بگذارید با ذکر یک ضرب المثل تا اندازه ای این موضوع را روشن کنم، ضرب المثلی است که می گوید: خربوزه از خربوزه رنگ می گیرد و همسایه از همسایه پند. کشورهای همسایه افغانستان نیز از اقوام و ملیت های مختلف تشکیل شده است و به زبان های گوناگون سخن می گویند. در شناسنامه های آنها نه ذکری از قوم و ملیت شده است و نه در مورد گویش شان چیزی آمده است. زمانی که در بالای شناسنامه ی اشخاص، نام کشورشان درج باشد، دیگر سوالی باقی نمی ماند. چون همه تابع یک کشور هستند و از یک قانون اساسی متابعت می نمایند. اما چرا در شناسنامه های اتباع افغانستان این موضوع مسئله ساز شده است. به نظر می رسد که این موضوع بر می گردد به گذشته، همانطوری که ولایت های افغانستان درجه بندی شده است، به عنوان مثال ولایت های درجه اول ، دوم و سوم، در گذشته نیز اتباع درجه بندی می شدند. بعضی از اقوام از همه امتیازات برخوردار بودند و بعضی دیگر نه به همین خاطر ذکر قوم در شناسنامه ها برای شناسایی افراد کار را آسان می کرد. به این دلیل که ممکن شخصی از یک قوم بود اما چون در ساحه ای زندگی می کرد که اکثر ساکنان آن جا گویش دیگری داشتند او می توانست آن گویش را فرا بگیرد و خود را منتصب به آن قوم قلمداد کند. به عنوان مثال بسیاری از پشتو زبانانی که در شمال زندگی می کنند، به خوبی به فارسی تکلم می کنند تا زمانی که به شناسنامه شان مراجعه نشود، تشخیص این که آنها پشتو زبان هستند، دشوار است. همانطوری که هزاره های قندهار و ارزگان به خوبی به زبان پشتو تکلم می کنند و تشخیص این که آن ها هزاره هستند، دشوار است، مگر این که به شناسنامه شان مراجعه شود.

آن گونه که در کتاب های تاریخ آمده است، هزاره ها نمی توانستند به مقام های بالای نظامی و ملکی دسترسی داشته باشند و گاهی حتی آموزش و استفاده از بورس های تحصیلی تنها به قوم خاصی اختصاص داشته است که برای دیگر اقوام نه تنها میسر نمی شد که حتی ممنوع هم بود! با این که ما بسیار با افتخار و غرور مدعی می شویم که قانون اساسی ما یکی از مدرن ترین قوانین اساسی در منطقه است اما باز هم این مسئله امتیاز دهی و امتیاز طلبی ادامه یافته است. در قانون اساسی و در مادۀ بیست دوم آن آمده است: « هرنوع تبعیض و امتیاز در میان اتباع افغانستان ممنوع است. اتباع افغانستان اعم از زن و مرد در برابر قانون داری حقوق و وجایب مساوی می باشند» اما این فقط یک شعار است و در حد حرف باقی می ماند و در زمان عمل ما همان راهی را روان هستیم که نظام های استبدادی و دیکتاتوری گذشته برای ما رقم زده است. تا هنوز استخدام در ارتش بر اساس سهمیه بندی و وابستگی به قوم انجام می شود. بورسیه های تحصیلی همچنان و رسیدن به پست های بالای حکومت به همین شیوه است. این یکی از ضعف های نظام ما است که استعداد و توانایی در نظر گرفته نمی شود، بلکه وابستگی به قوم است که سرنوشت ما را معلوم و معین می کند.

این در حالی است که در نظام های دموکراسی که ما افتخار حصول آن را به دست آورده ایم همه ی افراد جامعه از حقوق و امتیازات مساوی برخوردار می باشند، فرق نمی کند در شهر زندگی می کند و یا در روستا و یا هم در پایتخت. در صورتی که ما در قرن بیست و یک تا هنوز با یک جامعه ی طبقاتی روبرو هستیم. ولایات و شهرهای ما طبقه بندی شده است، و اگر دقیق تر به مسئله توجه کنیم این طبقه بندی هم بر اساس ساکنان آن منطقه و تعلقات قومی و زبانی شان در نظر گرفته شده است.

شناسنامه یک مدرک هویتی است که برای شاخته شدن افراد در داخل کشور مورد استفاده قرار می گیرد، ذکر جمله ی جمهوری اسلامی افغانستان می رساند که ما تابعیت افغانستان را داریم اما این که یک تعداد پافشاری می نمایند که حتما باید کلمه ملیت؛ [ افغان ] هم باید در شناسنامه ها ذکر شود چه دلیل عقلی و منطقی دارند، روشن نیست؟ و این که آوردن این کلمه چه نفعی به حال ما خواهد داشت این هم روشن نیست!

هر  یک از اقوام ساکن در افغانستان دارای تاریخ، فرهنگ، زبان و ریشه ی قومی مشخصی اند که هویت آنها را بیان می کند. و هر یک از این اقوام می خواهند هویت خود را داشته باشد، این مسئله هیچ تضادی با موضوع وحدت ملی ندارد! متاسفانه یکی از ضعف های نظام فعلی این است که نتوانسته است، با این مسئله کنار بیاید. هر گاه سخن از هویت اقوام به میان می آید، این تصور کاذب را در ذهن بعضی از اشخاص بوجود می آورد که هویت قومی، مخل و مضر هویت ملی ما می شود. در حالی که هویت ملی زمانی حاصل می شود که تضاد ها و طبقات از بین برود،  نه این که با هضم همه ی اقوام در یک قوم ما به یک هویت ملی خواهیم رسید، که این روزها تحت پوشش وحدت ملی در تلاش رسیدن به آن هستند.

نوشته شده: پنج شنبه ۱۴ آذر ۱۳۹۲

ثبت نظر