جنجال کج دار و مریز حکومت و پارلمان این بار به سمت و سوی دیگری جریان یافت. چند روز بارش پی هم، باران های موسومی باعث آب خیزی در شهر کابل گردید، خیابان ها، کوچه ها و بعضی از محلات مسکونی را آب فرا گرفت و باعث خسارات مادی و احتمالا معنوی برای همشهریان اکثرا بی بضاعت کابل گردید. مسدود بودن جوی های انباشته از کثافات از یک سو و هم چنان عدم مهندسی درست و برنامه ریزی شده ی کانالزسیون شهری از سوی دیگر باعث گردید تا خیابان ها برای ساعاتی تبدیل به رودخانه ای شود که عبور از آن غیر ممکن گردد. این موضوع برنامه ی زندگی معمولی هر روزه ی شهروندان را به هم ریخت و باعث شد تا سر وصداهای اعتراض آمیز علیه ریاست محترم شهرداری از این سو و آن سو بلند شود. این مسئله سوژه ای شد تا تعدادی از وکلای پارلمان از فرصت پیش آمده به نفع خود بهره برداری کرده و از عملکرد شهردار انتقاد نمایند و تا آن جا که بتوانند ضربه ی آخر را برای پراندن شهردار از مقامش وارد نمایند. در مقابل شهردار نیز خاموش نماند و برای دفاع از خود بعضی از وکلا و در راس آن آقای ابراهیمی رییس شورا را متهم نمود که از صلاحیت و موقف خود سوء استفاده می نمایند و در رابطه، بعضی اسناد و شواهدی را به نشر سپرد.
این که شهر کابل، کمترین شباهتی را به یک پایتخت – آن هم از نوع کشورهای جهان سوم – ندارد، یک امر واضح و مبرهن است. زمانی که آقای نو اندیش به ریاست شهرداری منسوب شد، ادعای زیادی داشت و وعده و وعید های فراوانی را برای شهروندان کابل داد. این که آن وعده ها عملی شده اند یا خیر، خدا داند؟ و شاید هم این است که شهر کابل آن قدر بزرگ و وسیع شده است که هر تغییری که بعد از ریاست آقای نو اندیش بوجود آمده ، هیچ به چشم نمی آید و یا هم این احتمال وجود دارد که گفته های آقای نواندیش تنها در همان نوار های ثبت شده ی گزارش گران باقی مانده است و هیچ گاه جنبه ی عملی به خود نگرفته است؟ از زمان ریاست آقای نواندیش تا اکنون نه تنها ناهنجاری های شهر کابل کاهش نیافت، بلکه بیشتر هم شد. انبوه کثافات، تخریب اسفالت خیابان ها، ساخت و ساز های غیر استاندارد، تسخیر پیاده روها توسط دستفروشان، عدم وجود ایستگاه های ترانسپورتی، آلودگی هوا ، عدم نظارت بر نرخ مواد غذایی و ده ها مشکل و ناهنجاری دیگری که هر یک بحث جداگانه ای را می طلبد.
اما سوال اساسی این است که چرا پارلمان چیان نمی توانند نواندیش را به استیضاح بکشانند و دیگر این که چرا نو اندیش به جای پاسخ گفتن برای مشکلات شهر کابل با فرافکنی سعی دارد اعضای پارلمان و شخص رییس آن را متهم به سوی استفاده از موقف شان سازد؟
هر چند برای یافتن جواب به این سوالات کار دشواری نیست و جواب های فراوانی می تواند برای این سوالات وجود داشته باشد. لیک در این فرصت مختصر می خواهم به دو نکته اشاره کنم.
اول؛ در طی حکومت آقای کرزی این یک مسئله آشکار و هویدا است، هر کس که به پست و مقامی می رسد حتما از مرجع و یا مقامی معرفی و حمایت می شود. تا دو – سه سال گذشته ارگانی تحت نام کمسیون اصلاحات اداری وجود داشت که در ظاهر امر برای سپردن کار به اهلش ساخته شده بود. اما با آن هم به ندرت اهلی پیدا شد تا کاری برایش داده شود. اهل آن کسانی بودند که از مرجعی و مقامی تاییدیه داشتند و بندگان خدای که برای سپری کردن امتحان می امدند تنها نقش سیاهی لشکر را بازی می کردند و گر نه همه چیز از قبل مشخص بود که، کی در کجا قرار بگیرد. با آن که آقای کرزی مدعی است نظام دموکراسی و دموکراتیک را به کشور آورده است اما در اصل ایشان نظام ملوک الطوایفی را که آقای عبدالرحمن خان و دیگر اسلاف شان بنا نهاده بودند، آن را احیا کرده است. تا آن جایی که از شنیده ها بر می آید، هر زمانی که پستی خالی می شود و یا به قول معروف چوکی ایی بی کار می شود، رییس جمهور اشخاص خود را می خواهد، منظور از اشخاص همان تیکه دارانی هستند که از ملک و ملای قریه شروع می شود و تا رهبران احزاب و قوماندان های سابق و بعضی از نازدانه های از فرنگ برگشته و الی ماشاء الله ، به طور خلاصه کتله ی مشخصی که در این سالها دست شان بر دسترخوان ارگ دراز بوده و است. هر یک از این رجال برجسته لیستی از اسامی بستگان و زیر دستان خود در آستین دارند و آن را در چنین فرصت های مناسب می نمایانند و بعد از آن میان یکی برگزیده می شود. این یکی از راه های رسیدن به چوکی همین است. اما راه دیگری نیز وجود دارد که چوکی ها نظر به درآمدزایی شان به فروش هم می رسند…
و حالا پاسخ این که چرا نواندیش به جای پاسخ دادن با فرافکنی قصد دارد که جان خود را از اتهامات پارلمانیان برهاند. در افغانستان بعد از معضل امنیت، معضل دیگری که از آن زیاد یاد می شود، معضلی است به نام فساد. معنی تحت الفظی فساد یعنی گندیدن! ولی ما به همان لفظ فساد اکتفا می کنیم. می گویند فساد از ادارات پایین دست شروع می شود و تا سطوح بالا ادامه پیدا می کند. اگر به خاطر داشته باشید سال پار باز هم جنجالی بود بین تعدادی از وکلا و بعضی از وزرای محترم! و بدون آن که نتیجه ای در پی داشته باشد این غایله پایان یافت و سر و صداها فروکش کرد. البته این هم است که این روزها نیز ظاهرا جنجال شهردار و پارلمان فروکش کرده است!
به هر صورت! اکثر کسانی که می توانند به پارلمان راه یابند از سه حالت خارج نیست. اول، اشخاصی که در گذشته از جمله قوماندان های با نفوذی بوده اند که دارای نیروی انسانی مسلح و یا به قولی افراد تفنگی داشته اند و ساحه ی حاکمیت شان معلوم است و به خاطر سهیم شدن در قدرت و ادامه ی استیلای شان بر جامعه به هر ترفندی که شده خود را به چوکی های پارلمان رسانیده اند. دوم، تعدادی از اشخاصی که از لحاظ پولی در این سال ها توانسته اند موقعیت اقتصادی خود را تثبیت کنند، برای امنیت مالی، استفاده از مصئونیت قضایی و از طرفی گسترش ارتباط با مقامات بلند پایه، بودن آن ها در پارلمان موقعیت شان را استحکام می بخشد. قشر سومی که به پارلمان راه یافته اند کسانی اند که در خدمت دو طیف قبلی، یا حکومت قرار دارند و یا هم از طرف کدام مرجع بیرونی حمایت می شوند! در این میان معدود کسانی نیز مانند بشردوست هستند که یا به صورت اتفاقی وارد پارلمان شده اند و یا ممکن ترفند حکومت باشد که گفته شود پارلمان مستقل است که البته صدای این افراد همیشه یا خفه شده و یا به جایی نرسیده است!
با این حساب می توان نتیجه گرفت که حق هم با نو اندیش است و هم با آقای ابراهیمی! این جامعه این گونه است!
۲۶ اردیبهشت/ثور ۱۳۹۳
