۲۱ حوت ۱۳۹۲
این روزها، روزهای پایانی سال ۱۳۹۲ است و به آغاز سال نو خورشیدی چند روزی بیش نمانده است. روز آغازین سال نو خورشیدی هم زمان است با جشن عنعنوی نوروز باستان. دیر زمانی است که از این روز همه ساله توسط مردم کشور عزیز مان افغانستان تجلیل به عمل می آید، هر چند عده ای به دلایل واهی خواهان کم رنگ شدن و یا بی رنگ شدن این جشن ملی و بین المللی بوده و هستند. و هم چنان در کشورهای همسایه ی ما نیز، این روز به شیوه ها و شکل های مختلف گرامی داشته می شود. علاوه بر این، این جشن، اکنون از حالت سنتی آن که قبلا فقط توسط مردم عادی و در خانه های شان گرامی داشته می شد، خارج شده است. از چند سال بدین سو نوروز باستانی در سطح مقامات سیاسی و حکومتی نیز جای خود را باز کرده و از حالت ملی به صورت بین المللی تجلیل می گردد. هم این که نوروز به عنوان یک رسم دیرینه در سازمان فرهنگی سازمان ملل متحد نیز به ثبت رسیده است. در سال هایی که پشت سر گذاشتیم هر سال در یکی از کشورهای همسایه مقامات درجه اول حکومتی گرد هم آمده و به تجلیل از این روز پرداخته اند. سالی که در پیش رو است، نوبت به افغانستان رسیده است. از مدتی به این سو رییس جمهور کشور وزیر معارف آقای فاروق وردک را موظف نمود تا زمینه را برای برگزاری این جنش آماده و فراهم نماید. همچنان قابل ذکر است که این سال، سال پایان کار رییس جمهور کشور آقای حامد کرزی نیز می باشد. به اصطلاح جماعت ” انگریز ” آقای کرزی محفل ” گود بای پارتی ” خود را نیز در جمع روسای جمهوری که برای برگزاری نوروز به کابل می آیند، برگزار می نماید. رسم است که در روزهای پایانی سال همان گونه که زمستان به سر می آید و فصل نو و زنده شدن طبیعت آغاز می گردد، مردمان دستی هم به سر و روی خانه های خود می کشند تا مهمانانی که به منازل شان سر می زنند، با کدام ناهنجاری، زشتی و پلیدی روبرو نشوند. مهمانان آقای کرزی و یا در واقع مهمانان مردم افغانستان در روزهای آغاز سال به کابل، پایتخت تاریخی این کشور خواهند آمد. سوالی که مطرح می شود این است که آیا واقعا شهر کابل آمادگی این پذیرایی را دارد یا خیر؟ مسئله ی دوم این است زمانی که مهمانان به کشور می آیند، لازم است تا شخص رییس جمهور مناظر و اماکن دیدنی این شهر را به ایشان که چند روزی را مهمان این وطن خواهند بود، ببرد و به آنها معرفی کند. آیا چنین اماکنی وجود خواهد داشت؟ اگر وجود دارد در چه سطحی خواهد بود؟
افغانستان سی سال جنگ را پشت سر گذاشته است و هنوز هم بوی باروت و خون و صدای انفجار در کوچه پس کوچه های این شهر به مشام می رسد و گوش ها را آزار می دهد. در واقع می توان گفت که هنوز جنگ از این شهر و دیار رخت بر نبسته است. بسیاری از امکان تاریخی و تفریحی از بین رفته، تخریب شده و یا صدمه دیده است. هر چند که دیدن این مناظر برای کسانی که عمر خود را در این دیار سپری کرده اند، عادی به نظر می رسد اما کسانی که تازه از گرد راه می رسند و از جنگ فقط اخبار آن را شنیده اند، دیدن این مناظر نه تنها باعث تلطیف روان شان نمی گردد، بلکه چون اشباحی وهم انگیز پنجه بر روان شان انداخته و آن را تخریش می نماید. دوم؛ مسئله ی دیگر ناهنجاری هایی است که در این شهر به چشم می آیند، از خرابی خیابان ها و جاده ها، تا کثافات و زباله های پراکنده در سطح خیابان ها و جاده ها ، شلوغی و ازدحام آدم ها و وسایط، آلودگی صوتی و صداهای گوش خراش و آلودگی هوا … و ده ها مسئله معضل دیگر! به هر حال، کابل امروز هیچ شباهتی به یک پایتخت ندارد بلکه شهری است به هم ریخته که نیازی به گفتن ندارد. به قول معروف « آن چه که عیان است چه حاجت به بیان است » روی سخن من با آقای کرزی است که با آوردن مهمانانش و به گردش بردن آنها در واقع کارنامه ی کاری سیزده ساله ی خود را نیز به آنها می نمایاند. کسانی که به مهمانی رییس جمهور خواهند آمد، احتمالا در ذهن های شان تصور دیگری از افغانستان خواهند داشت، تصور این که به کشوری خواهند رفت همچو کوریای جنوبی و یا جرمنی ده سال بعد از جنگ جهانی، اما با تاسف باید بگوییم که بسا خیال باطل که چنین نیست. درست است که آمار ها و ارقام ها که صحت و سقم شان با خدای متعال معلوم خواهد بود که شصت میلیارد دالر از اقصی نقاط عالم به این کشور سرازیر شده است و چهره ی کابل هم با چهره ده سال پیشش تفاوت دارد، و ممکن این بلند منزل ها و ساختمان هایی که دیده می شوند از همان پول ها هم ساخته شده باشد اما این بدان معنی نیست که حکومت در ساخت آن دست داشته باشد چون حکومت ما تا هنوز به آن جا پای نگذاشته است که برای مردمانش خانه بسازد!. بد نیست نقل قولی کنم از یک راننده واسطه ی سنگ کش، وی می گفت سنگ هایی را که برای فرش پیاده رو ها ما انتقال می دهیم اکثرا توسط ساکنین محل به سرقت برده شده اند. وقتی که مردم در قبال شهر خود احساس مسئولیت نداشته باشند طبیعی است که حکومت و آقای کرزی که نماینده حکومت است، هم زیاد مقصر به نظر نمی رسد چون حکومتیان هم از همین مردم هستند. به هر صورت! قبلا شنیده بودم که زنان جاپانی بعد از پایان جنگ خودشان اقدام به سنگ فرش نمودن خیابان ها کرده بودند، بدون آنکه از دولت حقوقی دریافت کرده باشند. من با آمدن مهمانان خارجی در نوروز دچار نوعی اضطراب شده ام و دعا می کنم که در روزهای آغاز سال هوا قسمی باشد که مهمانان در همان هتل های مجلل مجلل باقی بمانند و نتوانند به گشت و گذار در شهر و یا امکان تفریحی ما اقدام نمایند. زیرا همانطور که مردم فقط به فکر خانه های خود هستند، و آن را می آرایند، افغانتسان هم فقط داخل هتل هایش شباهتی به افغانستان ندارد و گر نه کابل یعنی پل سوخته و یا مندوی و …
و سخن آخر این که ما از آقای کرزی و کارنامه اش نه شکایتی داریم و نه گلایه ای چون آقای کرزی هم از همین مردم است!!
