دوستی در صدد خرید اتومبیل بود، با این اتومبیل شخصی بود اما از روی هوس می خواست برای روزهای عید اتومبیل صفر ( کیلومتر ) باشد. از انبوه اتومبیل هایی که در فروشگاه قرار داشت یکی را برگزیده و از سر ذوق زدگی به سر و روی آن دست می کشید در این هنگام مرد بینوایی از راه رسید و درخواست کمک نمود. در ابتدا دوست من درخواست آن مرد را ناشنیده گرفت، چون شخص بینوا سماجت کرد دوستم را با حالت بدی از خود راند، سپس رویش را به طرف من گفت: در این روزها چقدر از این آدم بسیار شده است! حرکت دوستم با آن مرد و سخنی که گفته بود مرا به دل خوش نیامد. در جوابش گفتم: دوست عزیر اگر تو و امسال تو ماشین سی هزار دلاری سوار نشوید در این مملکت از این آدم ها هم اثری نخواهند داشت!
یک ماه رمضان دیگر هم سپری شد و باز روزهای عید شد و دید و بازدیدها و بریز و بپاش ها و همان تکرار مکررات. دانشمندان و علمای دینی از زوایای مختلف به بیان فلسفه رمضان پرداخته اند. از نظر ایشان رمضان ماه عبادت و تجدید پیمان بندگی با معبود است ، رمضان ماه نیایش و توبه است ، رمضان ماه حسابدهی است! محاسبهء اعمال و رفتاری است که در یک سال گذشته از ما سر زده است. رمضان ماه همدلی است ، رمضان ماه یک سان شدن است ، ماه برابری است. و پایان آن روزهای شکر گذاری و سپاس از خداوندی است که ما را آفرید و توان آنرا داد تا اطاعت او کنیم!
از جمله اعیاد دینی که در مملکت ما جنبه رسمی نیز دارد عید سعید فطر و عید قربان است.هر یک از این اعیاد مراسم خاص خود را دارند که مجال بحث آن در این فرصت نیست. اما به طور کل می توان روزهای عید را به دو مرحله تقسیم کرد. روزهای قبل و روزهای بعد از عید.
الف – روزهای قبل از عید روزهای آمادگی است. چند روزی که به عید می ماند همه به تکاپو می افتند که لباسی نو تهیه کنند ، خوراکی های لذیذ و مختلف برای مهمانانشان فراهم نمایند ، دستی به سر و وضع خانه و محل سکونت خود برسانند و در این سالها که اتومبیل داشتن هم بر آن افزود گشته است و این چیزهایی است که حتماً باید انجام شود در غیر این صورت می توان در افغان بودن آن شخص یا اشخاص – که مهمان نوازی را با خود یدک می کشد – دچار تردید شد.
آنهایی که دست به دهانشان می رسد این گونه رفتارها ( خرج ها ) نه برایشان مهم است و نه به نظرشان می آید اما بحث ما راجع به آن اکثریت مطلقی است که زیر خط فقر قرار دارند است. از یک نظر می توان گفت که عید برای این اشخاص تنها همان یک روز است که در طول یک سال توانسته اند در شب عید یک وعده غذای دلخواه خود را تهیه نمایند در غیر آن عید یعنی انتحار! عید یعنی عزا ، اندوه و …! زیرا خانوادهء کارگری که روزانه دو صد افغانی کار می کند و دارای پنج الی هشت فرزند است علاوه بر این که باید برای فرزندان خود لباسی تهیه کند مقدار زیادی هم انواع تنقلات و شیرینی جات باید مهیا نماید تا از مهمانان به نحو احسن پذیرایی شده باشد!
ب – مرحله دوم روزهای عید است. در گذشته چنین مرسوم بود که بعد از انجام نماز عید به عیادت مویسفیدان و بزرگان قوم می رفتند ، جویای احوال مریضان می شدند از عزا داران و غم رسیده ها دلجویی می کردند به خانواده های بی سرپرستی که از لحاظ اقتصادی ضعیف بودند مساعدت می کردند. اما حالا دید و بازدید عید آن حالت انسانی و اسلامی را ندارد بلکه بیشتر شبیه مانور سیاسی عصر ماقبل تاریخ است. که اعضای قبیله با رییس خود تجدید پیمان می کنند. روز عید تجدید بیعت و نشان دادن وفاداری است به کسی که در راس مجلس لم داده است و مراجعین در صفی طولانی یک ، یک داخل شده و بر دست آن ” کلان قوم ” که دستش را مخصوصاً برای بوسه زدن بالا نگهداشته است بوسه می اندازد!
بهر حال! عید شکر خداوند بجا آوردن است و قدر نعماتش دانستن نه بوسه زدن بر دست اشراف و متکبرین و نه روز تجلیل از زورمندان و کرسی نشینان!
۵ مهر/میزان ۱۳۸۸ – هفته نامه بهار
