روز ( چهار شنبه ) هفتم جنوری ۲۰۱۵ ، یک گروه سه نفری در پاریس به دفتر هفته نامۀ شارلی ابدو حمله کردند. در این واقعه ۱۲ نفر از روزنامه نگاران جان خود را از دست دادند و چند نفر دیگر نیز زخمی شدند. در ویدئویی که به نشر رسیده، شنیده می شود که افراد حمله کننده فریاد «الله اکبر» سر می دهند، و سپس شنیده می شود که می گویند «انتقام محمد [ ص ] گرفته شد!!» یکی از طراحان شارلی هبدو کورین ری Corinne Rey که در محل حضور داشته در مشاهداتش گفته است که آنها ( حمله کنندگان ) خود را از گروه القاعده معرفی کرده اند. این حادثه واکنش های زیادی را از سراسر جهان در پی داشت. بان کی مون، دبیر کل سازمان ملل متحد این حادثه را وحشتناک خواند. وی خاطر نشان ساخت که این گونه حملات به هیچ وجه قابل توجیه نیست، نامبرده تصریح کرد: هدف از چنین حملاتی تفرقه افکنی است. شورای امنیت سازمان ملل متحد نیز ضمن محکوم کردن این حمله، آن را اقدامی وحشیانه و بزدلانه نامید. در همین راستا، جامعه مسلمانان فرانسه با انتشار بیانیهای ضمن وحشیانه خواندن این اقدام، آن را محکوم کرد.
سازمان همکاری اسلامی نیز حمله به دفتر نشریه فرانسوی را به شدت محکوم و اعلام کرد این قبیل اقدامات تروریستی تنها نشان دهنده اعمالی جنایتکارانه است … الازهر مصر و اتحادیه عرب نیز با محکوم کردن این اقدام، اعلام کردند که اقداماتی از این دست با قوانین اسلامی مطابقت ندارد. همچنین دیوید کامرون، نخستوزیر انگلیس باراک اوباما، رییس جمهوری امریکا، ولایمیر پوتین، رییس جمهوری روسیه، ژان کلود یونکر رییس کمیسیون اروپا، دونالد تاسک، رییس شورای اروپا، سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) ، آنگلا مرکل، صدراعظم آلمان، سخنگوی وزارت امور خارجه ایران نیز حمله تروریستی در پاریس را محکوم کرد و هرگونه اقدام تروریستی علیه انسان های بیگناه را با تعالیم اسلام بیگانه دانست.
محمد اشرف غنی، رئیس جمهور کشور حمله به دفتر هفته نامه ی فکاهی شارلی ابدو در پاریس را یک اقدام تروریستی نفرت انگیز خواند. کاخ ریاست جمهوری با نشر خبرنامه ای گفته است که رئیس جمهور غنی این حمله تروریستی را به شدت محکوم و خاطر نشان کرده است: کشتن مردم بیدفاع و غیر نظامیان یک اقدام تروریستی نفرت انگیز است و توجیهی برای این اقدام نفرت انگیز وجود ندارد. غنی در ادامه با رئیس جمهور فرانسه، قربانیان این حمله و مردم فرانسه ابراز همدردی کرده است. افزون بر این رئیس جمهور غنی با سفیر فرانسه در کابل در این رابطه دیدار و گفت و گو کرد.
در حالی که رییس جمهور حمله به دفتر هفته نامه فرانسوی را محکوم کرده بود، به گزارش رادیو آزادی صد ها تن در ارزگان در یک راهپیمایی از حمله مرگبار در فرانسه ستایش کردند. یک نماینده ی ارزگان در شورای ملی مردانی را که به دفتر هفته نامه شارلی ابدو در فرانسه حمله کردند و ۱۲ نفر را کشتند، غازی و شهید خواند. عبیدالله بارکزی از ولسوالی چورهء ارزگان ، جایی که صدها نفر در یک راهپیمایی روز جمعه از حمله مرگبار بر شارلی ابدو در پاریس ستایش کردند، در صحبت با رادیو آزادی با مظاهره چیان هم نظر بود. وی در این مورد گفت به حیث نماینده ی منتخب مردم ارزگان در شورای ملی عمل روزنامه نگاران فرانسوی را که به پیامبر مکرم اسلام توهین کرده اند، تقبیح می کنیم. به اساس گزارش این رادیو ، راهپیمایان ارزگانی همچنان اعتراض کردند که چرا رییس جمهور افغانستان این حمله را محکوم کرده است!؟
حمله کنندگان به دفتر هفته نامه شارلی ابدو چه کسانی بودند؟
دو تن از چهره های اصلی حمله به دفتر هفته نامه شارلی ابدو با هم برادر بودند به اسامی سعید و شریف کواشی. کارت شناسایی سعید کواشی در واسطه ی نقلیه ای پیدا شد که دو برادر روز چهارشنبه ۷ جنوری و بعد از تیراندازی در شارلی ابدو برای فرار از آن استفاده کردند. آنها دو روز بعد در حمله پلیس کشته شدند. سعید و شریف کواشی در چاپخانهای در شهر دامارتن-آن-گوئل در ۳۵ کیلومتری پاریس پناه گرفته بودند.
شریف ۳۲ ساله یک بار در سال ۲۰۰۸ زندانی شده بود، پیش از حمله به شارلی ابدو هم به عنوان یک اسلامگرای افراطی برای پلیس فرانسه نامی آشنا بود. شریف که با لقب ابوحسن هم شناخته میشد، عضوی از “شبکه بوت-شومون” بود. این شبکه وظیفه جذب نیرو برای القاعده و اعزام آنها برای جنگ در عراق بعد از حمله آمریکا و بریتانیا به آن کشور در سال ۲۰۰۳ را بر عهده داشت. او در پرورشگاهی در شهر رن در غرب فرانسه بزرگ شد و در همان جا مربی ورزش و بدن سازی شد. به گفته رسانههای فرانسوی، شریف در اوایل دهه ۲۰۰۰ میلادی در حومه پاریس با برادرش هم خانه و به کار تحویل پیتزا مشغول شد. پلیس او را در سال ۲۰۰۵ در آستانه سفر به سوریه دستگیر کرد. در آن زمان سوریه محل انتقال پیکار جویان به عراق برای جنگ با نیروهای آمریکایی بود. به گزارش روزنامه لوموند شریف در دوران حبسش بین جنوری ۲۰۰۵ تا اکتبر ۲۰۰۶ برای اولین بار با جمال بقال که بعدا مریدش شده، ملاقات کرده است. بقال در سال ۲۰۰۱ به اتهام توطئه برای بمبگذاری در سفارت آمریکا در پاریس به ده سال زندان محکوم شده بود. شریف کواشی در سال ۲۰۰۸ به دلیل نقش داشتن در اعزام پیکارجویان به عراق به سه سال زندان محکوم شد، اما بعدا ۱۸ ماه از این دوره به حبس تعلیقی تبدیل شد.
اریک برید، همسایه شریف در شمال غرب پاریس او را این طور توصیف میکند: “فردی خوشرفتار، مودب، با برخوردی دوستانه، و مهمتر از همه کسی که دوست داشت به افراد ناتوان و سالمند کمک کند”.آقای بید به بیبیسی گفت که شریف “پرخاشجو و متعصب نبود، بلکه شخصیتی آرام داشت”.
اطلاعاتی که در مورد این دو برادر به نشر رسیده گفته میشود دو برادر به مسجدی در نزدیکی منطقه بوت-شومون رفت وآمد میکردند که یک روحانی تندرو به نام فرید بنیتو، امام جماعت آن بود. به گفته یکی از کارشناسان افراطگرایی اسلامی در فرانسه، یکی از چهرههای اصلی شبکه بوت-شومون بوبکر الحکیم بود که با شبهنظامیان القاعده در عراق ارتباط نزدیک داشت. در سال ۲۰۰۸ دادگاهی در فرانسه حکیم را به هفت سال زندان محکوم کرد و در همان زمان شریف کواشی هم به همراه فرید بنیتو شش سال زندان گرفتند. به این ترتیب شبکهای که آنها تشکیل داده بودند از هم گسیخت.ژان پیر فیلیو، کارشناس خاورمیانه در وبلاگش مینویسد حکیم مسئول جذب نیرو برای اعزام به فلوجه در عراق بود. یک مقام ارشد امنیتی آمریکا به خبرگزاری آسوشیتدپرس گفته است دو برادری که مقامهای فرانسوی به عنوان مظنونهای اصلی حمله به نشریه شارلی ابدو از آنها نام بردهاند در فهرست ممنوع پرواز این کشور بودهاند. یک مقام دیگر امریکایی به همین خبرگزاری گفته است یکی از این دو برادر، سعید کواشی ۳۴ ساله، پیش از این به یمن سفر کرده است. پلیس فرانسه در حال بررسی گزارش هایی مربوط به سفر سه سال پیش سعید کواشی به یمن است تا مشخص شود دیدار او با شاخه القاعده در یمن حقیقت دارد یا نه. مقامهای آمریکایی در این زمینه که چه چیزهایی دیگری درباره سعید کواشی و برادرش شریف میدانند مهر سکوت بر لب زدهاند.
ریشه ی خشونت ها در کجاست؟
در جامعه فرانسوی با شهروندان مهاجر تبار ( الجزایری / افریقایی ) بهعنوان «مهاجران» برخورد میکند. شهروندان نسل دوم و سوم مهاجرین هنوز هم نه به عنوان یک شهروند که به عنوان مهاجر توصیف میگردند. در خزان ۲۰۰۵ میلادی مهاجران جوان در چندین شهر فرانسه با پولیس این کشور درگیر شدند. دلیل این درگیریها کشته شدن دو جوان مهاجر بود که پس از درگیری با پلیس دست به فرار زدند و خود را در یک مرکز برق مخفی کردند و آنجا در پی برق گرفتگی درگذشتند. پس از این حادثه در پاریس و چندین شهر فرانسه درگیریهایی میان جوانان مهاجر و ماموران پلیس این کشور رخ داد. در جریان این درگیریها، که هفتهها ادامه داشت، هرج و مرج پاریس و بسیاری از شهرهای این کشور را فراگرفت و از جمله خودروهای بسیاری آتش زده شدند. اختلافات فرهنگی نیز عاملی برای اختلافات میان فرانسویان و مهاجران مسلمان این کشور شده است. دادگاه حقوق بشر اتحادیه اروپا در ماه جون سال ۲۰۱۴ میلادی قانون ممنوعیت پوشش برقع را که از بهار ۲۰۱۱ در فرانسه اجرایی شده بود، تایید کرد. بر مبنای این قانون زنان حق پوشاندن چهره خود را در اماکن عمومی ندارند. برمبنای این ماده قانونی در صورتی که زنی در فرانسه در انظار عمومی از چنین حجابی استفاده کند باید ۱۵۰ یورو جریمه بپردازد. حمله به یک مدرسه یهودی در ماه مارچ ۲۰۱۲ باز هم ترس و وحشت را در فرانسه به اوج خود رساند. در جریان این حمله یک مرد فرانسوی الجزایری تبار چهار نفر را کشت. جهادگرایان افراطی الجزایری در جریان جنگ داخلی در این کشور در نیمه نخست دهه ۱۹۹۰ بارها به اقدامات تروریستی شدیدی در فرانسه و از جمله در متروی پاریس دست زدند.
مارین لوپن، رهبر راستگرایان افراطی جبهه ملی فرانسه، در ماه دسامبر سال ۲۰۱۰ نماز جمعی مسلمانان را “اشغال خاک فرانسه” خواند. او گفت که این اشغال بدون تانک و سرباز انجام میشود، اما این اقدام را باید اشغال خاک فرانسه دانست.
دقیقاْ در همان روزی که سه مرد مسلح به دفتر مجله طنز “شارلی ابدو” هجوم بردند، یک نویسنده فرانسوی به نام میشل ولبک رمان خود با عنوان “تسلیم” را منتشر کرد. نویسنده فرانسوی در این رمان شرایطی فرضی را در نظر میگیرد که در انتخابات ریاست جمهوری فرانسه یک مسلمان پیروز میشود. او در نظر دارد با راستگرایان افراطی جبهه ملی فرانسه به رهبری مارین لوپن مبارزه کند. به این ترتیب جمهوری فرانسه به حکومت اسلامی تبدیل میشود و قوانین شریعت در آن به اجرا درمیآید. آنچه مشخص است این است که حمله تروریستی به دفتر مجله طنز “شارلی ابدو” درست زمانی انجام شد که بحثها در فرانسه بر سر اسلام و حضورش در این کشور به شدت بالا گرفته بود.
هفته نامه ی “شارلی ابدو” که مطالب طنزی و کارتون را نشر می کند، سابقهء طولانی تمسخر بیرحمانه را بر بزرگان، خوبان و بدان دارد. از سالیان متمادی مسلمانان، کاتولیک ها، یهودان، سیاستمدارن و رهبران فرانسوی و رهبر کاتولیکان جهان هدف طنزها و کارتون های خام و کریه این هفته نامه بوده است. طورمثال در سال های هفتاد این هفته نامه که در آن زمان به نام هراکیری (Hara-Kiri) یاد می شد، به خاطر اهانت به مرگ شارل دوگل رییس جمهور سابق فرانسه ممنوع ساخته شد، اما این هفته نامه با عبور از کنار این ممنوعیت به نام تازهء “شارلی ابدو” دوباره به نشرات آغاز کرد.
در حالی که بسیاری از فرانسوی ها علیه سوء قصدی که به شارلی ابدو صورت گرفت با اعتراض به اسلامگرائی واکنش نشان دادند و در خیابان ها تظاهرات به راه انداختند. به گزارش دویچه وله بیش از دو میلیون نفر برای اعلام همبستگی با قربانیان حملههای تروریستی به خیابانها آمدند، در نخستین صف راهپیمایی اعضای خانوادههای ۱۷ قربانی حملههای اخیر در فرانسه حضور داشتند همچنان سیاستمدارانی عالیمقام از ۴۰ کشور جهان. در کنار فرانسوا اولاند، رئیس جمهور فرانسه از جمله آنگلا مرکل، صدراعظم آلمان، بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل و محمود عباس، رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین به چشم میخوردند. هدف آنها از این راهپیمایی دفاع از دموکراسی و کثرت گرایی ذکر شده است.
حقیقت این رویدادها را در کجا جستجو باید کرد؟
اما تی یری میسان نویسنده ی فرانسوی بر این باور است که نسبت دادن چنین عملی به جهادگران نا ممکن است. وی می گوید: این عملیات برای دامن زدن به جنگ داخلی راه اندازی شده چون که مهاجمان به خوبی فرانسه حرف می زده اند و به این علت که احتمالاً فرانسوی بوده اند، به ما اجازه نمی دهد نتیجه گیری کنیم که این سوء قصد بخشی از تقابل فرانسه با فرانسه بوده است. بر عکس، حرفه ای بودن کوماندو نشان می دهد که باید پدرخواندۀ آنها را بازشناسی کنیم.
این یک واکنش معمولی و طبیعی است که وقتی مورد حمله قرار می گیریم و حمله کنندگان را نیز می شناسیم، ولی از دیدگاه فکری اشتباه است. در مورد جنایات معمولی منطقی و صحیح است، ولی وقتی به سیاست بین المللی مرتبط می شود اینگونه نتیجه گیری ها اشتباه خواهد بود. هدایت کنندگان این سوء قصد می دانستند که با چنین حرکتی در جامعۀ فرانسوی بین مسلمانان و غیر مسلمانان شکاف ایجاد خواهند کرد. شارلی ابدو متخصص تحریکات ضد اسلامی بود و مسلمانان فرانسه به شکل مستقیم یا غیر مستقیم قربانیان شوخ طبعی های آن بودند. اگر مسلمان فرانسه این سوء قصد را محکوم کنند، که بی گمان چنین خواهند کرد، ولی برای آنها مشکل خواهد بود که با قربانیان و خوانندگان این هفته نامه هم دردی داشته باشند، یعنی وضعیتی که از سوی برخی به عنوان نوعی تبانی با جانیان تلقی خواهد شد. به همین علت، به بجای تلقی این سوء قصد قویاً مرگبار که ظاهراً به هدف گرفتن «انتقام محمد [ ص ] » علیه روزنامه ای که کاریکاتور محمد [ ص ] را منتشر می کرد و دائماً مطالب ضد مسلمان می نوشت، منطقی تر خواهد بود که این واقعه را به عنوان پیش درآمدی برای ایجاد وضعیت جنگ داخلی تعریف کنیم.
این نویسنده فرانسوی معتقد است که استراتژی « برخورد تمدن » در تل آویو و واشنگتن طرح ریزی شده بود. ایدئولوژی و استراتژی اخوان المسلمین، القاعده و داعش خواهان ایجاد جنگ داخلی در «غرب» نیست، بلکه بر عکس می خواهد دو جهان را قاطعانه از غرب جدا کند. سید قطب و هیچ یک از جانشینان او برای برخورد مسلمان و غیر مسلمان در غرب فتوا صادر نکردند.
بر عکس، چنین برخوردی با استراتژی « برخورد تمدن ها» همخوانی پیدا می کند که توسط برنارد لوی Bernard Lewis برای شورای امنیت ملی ایالات متحده فرموله شده بود و سپس توسط ساموئل هانتینگتن برای عموم نوشته و منتشر شد و البته نه به عنوان استراتژی فتح بلکه به عنوان یک وضعیت قابل پیشبینی ! این استراتژی «برخورد تمدن ها» برآن بود که مردم کشورهای عضو ناتو را برای برخورد اجتناب ناپذیر متقاعد سازد که به شکل پیشگیری کننده در ساخت و ساز«جنگ علیه تروریسم» تبلور یافت.
فرانسوی ها باید هوشیار باشند و به یاد داشته باشند که این آنها نبودند (فرانسوی ها نبودند) که موضوع ضرورت مبارزه علیه جهاد طلبان اروپائی را که از سوریه و عراق بازگشته بودند مطرح کردند. این واشنگتن بود که در ۶ فبروری ۲۰۱۴ وزاری داخلی آلمان، ایالات متحده، فرانسه (به نمایندگی مانوئل والس M.Valls) ، ایتالیا، لهستان و بریتانیا را تحریک کرد تا از موضوع بازگشت جهاد طلبان اروپائی یک موضوع سیاسی دست و پا کنند. پس از این گردهمآئی بود که رسانه های فرانسوی این موضوع را مطرح کردند و سپس مقامات دولتی نیز واکنش نشان دادند.
نمی دانیم چه کسی این عملیات حرفه ای را علیه شارلی هبدو هدایت کرده است، ولی نباید با دستپاچگی قضاوت کنیم، بلکه باید تمام فرضیات را در نظر بگیریم و بپذیریم که در این مرحله هدف این سوء قصد ایجاد اختلاف بین ما بوده و هدایت کنندگان اصلی آن به احتمال خیلی قوی واشنگتن بوده است!!
نتیجه گیری؛ از این مقوله را با یاد داشتی از اسلاوی ژیژیک دیگر نویسنده فرانسوی به پایان می برم. وی معتقد است: «حالا که همگی در شوک بعد از قتل عام در دفتر شارلی هبدو فرو رفتهایم، در لحظه درستی برای بهکاربردن جرات اندیشیدن ایستادهایم. البته باید به روشنی این کشتارها را همچون حمله به جوهر آزادی هایمان محکوم کنیم. و آن را فارغ از هرگونه محاسبهگری پنهان محکوم کنیم (ملاحظاتی از این دست که: با این حال در شیوه [کار] شارلی ابدو تحریک و تحقیر بسیار زیادی نسبت به مسلمانها وجود داشت.) اما چنین تاثری از همبستگی جهانی کافی نیست – باید بیشتر تفکر بپردازیم.
چنین تفکری با هرآنچه که با این جنایت نسبت ناچیزی داشته باشد، قرابتی ندارد ( قرائتهایی این گونه که: ما چه کسی هستیم که چنین اعمالی را محکوم کنیم، در حالی که خودمان مرتکب کشتارهای جمعی وحشتناکی در جهان سوم هستیم.) و حتی با ترس پاتولوژیک بسیاری از چپ های لیبرال غربی از این که در اسلام هراسی گناه کار و مقصر نشان داده شوند، نسبت نا چیزتری دارد.»
سخن آخر؛ یک هفته پس از حمله به هفته نامۀ شارلی ابدو و کشتار ۱۲ کاریکاتوریست، روزنامه نگار و پلیس توسط دو تروریست، شمارۀ جدیدی از این هفته نامه به روی پیشخوان غرفه های روزنامه فروشی در فرانسه قرار گرفت. به گفتۀ مسوولان این هفته نامه، شمارۀ جدید شارلی ابدو در پنج میلیون نسخه به چاپ رسید و تقریبا در همان ساعات اولیه آغاز توزیع، تمامی این نسخه ها به فروش رفته است( !!! ) بسیاری از مردم نیز پس از این واقعه به خوانندگان این هفته نامه پیوسته اند و پیش از آن خواننده شارلی ابدو نبودند.
در حالی این مجله در گذشته هرگز تیراژ زیادی نداشته به طوری که از سال ۱۹۸۱ به مدت ده سال به دلیل نداشتن منابع مالی منتشر نمی شد. اما کارتون های پر زرق و برق و تیترهای جنجالی اش طوری است که در غرفه های مطبوعاتی و قفسه های کتاب در ایستگاه های قطار کاملا به چشم می آید. شارلی ابدو که به منتهی الیه چپ در طیف سیاسی فرانسه متعلق است، در گذشته شاهد انشعاب ها و “خیانت های ایدئولوژیک” بوده است. یکی از دبیران قدیمی این مجله پس از بروز اختلافی در مورد یهودستیزی از سمت خود کناره گیری کرد. بیشتر کارکنان مجله، چه کارتونیست و چه نویسندگان، با نام مستعار کار می کنند. هیو اسکافیلد، خبرنگار بی بی سی در پاریس می گوید که مجله شارلی ابدو در سنتی قدیمی در روزنامه نگاری فرانسه ریشه دارد که سابقه اش به هجونامه هایی باز می گردد که پیش از انقلاب کبیر فرانسه علیه ماری آنتوانت، ملکه وقت منتشر می شد.به گفته او، در این سنت، رادیکالیسم چپ گرایانه با نوعی گستاخی تند درآمیخته می شود که گاه به هرزگی پهلو می زند.
