از ماست که بر ماست!

در ماه ها و روزهای اخیر سه ساختمان [ تعمیر ] مهم و ارزشمند در اختیار حکومت افغانستان قرار داده شد. ساختمان وزارت داخله، ساختمان پارلمان [ شورای ملی ] و ساختمان وزارت دفاع. من این ساختمان ها را از نزدیک  ندیده ام، اما تصاویر آن ها را از طریق رسانه های دیداری و چاپی مشاهده کرده ام. آن هایی که این ساختمان ها را از نزدیک دیده اند، در مورد آن ها چنین اظهار نظر می کنند که این ساختمان ها مطابق با استاندارد جهانی ساخته شده اند و در سطح منطقه بی نظیر می باشند. به عنوان مثال ساختمان وزارت دفاع را به نام پنتاگون کوچک یاد می کنند!
به هر حال!
هر آبادی که در کشور ایجاد می شود، آن هایی که وطن خود دوست دارند و به آن عشق می ورزند به طور طبیعی و ناخودآگاه از ایجاد آبادی در کشور شادمان و مسرور می شوند. من هم خوشحال شده ام که حداقل یک گام برای آبادانی وطنم به جلو رفته ایم. هر چند که در این وطن جنگ زده، فقیر و نیمه ویران این گونه آبادی ها قطره ای است در یک دریا! اما در کنار این که از این مسئله احساس رضایت و خوشحالی می کنم به نوعی احساس ناراحتی و ترس نیز دارم و از سرنوشت این ساختمان ها در بیم و هراس هستم. به این منظور که در گذشته ای نه چندان دور ، زمانی که نیروهای خارجی وطن ما را ترک می کردند، مراکز و تاسیسات بر جای مانده ی خود را که هم سطح تاسیسات کشورهای خود اعمار نموده اند، در اختیار نیروهای داخلی یا خودی قرار دادند. بعضی اشخاصی که بعد از قرار گرفتن این تاسیسات در اختیار نیروهای خودی از این اماکن دیدن کرده اند، ادعا می کنند که نیروهای افغان نتوانسته اند از این ساختمان ها [ تعمیر ها ] مانند یک امانت نگهداری و مواظبت نمایند. بلکه وضعیت این تاسیسات مانند این است که آن ها مدتی تحت تسلط دشمن بوده باشد و بار دیگر از سلطه ی آن ها خارج شده است. زیرا تمام امکاناتی که خارجی ها از خود باقی گذاشته اند به جز از دیوار ، سقف ، دروازه و کلکین [ پنجره ] تمامی امکانات به تارج رفته است. به ادعای این اشخاص حتی لین های [ سیم ] برق و شیت های لامپ [ گروپ ] ها نیز از جای شان کنده شده و به تاراج رفته اند!
اگر اندکی به گذشته ی دورتر برگردیم، می توانم مثال های قاطع تری را در این زمینه ی مشخص به یاد بیاوریم. گفته می شود زمانی که حکومت داکتر نجیب الله فروپاشید و مجاهدین زمام امور را در دست گرفتند، حدود دو هزار چین تانک و چیزی در حدود سیصد و پنجاه بال طیاره [ هواپیما ] های جنگی مختلف النوع را از خود به میراث گذاشته بود. البته امروز ممکن است فقط لیستی از این جنگ افزار ها در آرشیو وزارت دفاع مانده باشد و یا بتوان تصاویر آن ها را در سایت گوگل مشاهده کرد و بس!
همچنان ما در طول سی – چهل سال اخیر شاهد سقوط و صعود نظام های مختلف در کشور بوده ایم و به چشم خود دیده ایم هر گاه نظامی سقوط کرده است و یا سقوط داده شده است در پی آن اکثر وسایل و امکانات دفاتر و موسسات حکومتی یا توسط نظامیان و یا هم مردم عادی به تاراج رفته است. این در حالی است که اکثریت قریب به اتفاق هم وطنان مان ادعای وطن پرستی و حب وطن را مدعی دارند. گذشته از آن،  ما خود را مسلمان می دانیم و آن چه که در اختیار حکومت قرار داشته باشد و یا ملکیت حکومت باشد به منزله بیت المال محسوب می شود و تمام اتباع کشور در آن سهم یک سان دارند.
این مسایل من را به یاد گذشته می اندازد. زمانی که بچه ی کم سن و سالی بودم، بارها از زبان بزرگترها در مورد جنگ سقاوی داستان های زیادی شنیده بودم، آن چه که از آن حکایت ها در ذهنم باقی مانده است، واژه های « ولجه » و « چپاو» است!
ولجه به  معنی غنیمت جنگی است که بعدها جای این کلمه را واژه ی « وند » گرفت. در مورد اصطلاح « چپاو» ، حدس می زنم این کلمه از چپاول گرفته شده باشد، اما معنی اصطلاحی آن به اشخاصی گفته می شد که در صف دشمن قرار داشته باشد و در چور و چپاول اموال مردم نقش داشته اند. قابل ذکر است که امروزه به جای اصطلاح چپاو و چپاولگر، واژه ی « وندی » کاربرد پیدا کرده است.
زمانی هم که تاریخ اجداد مان را مرور می کنیم، متوجه خواهیم شد که از جمله افتخارات تاریخی مان یکی هم این بوده است که فلان پادشاه چندین بار به هند حمله کرده و توانسته است چه مقدار غنایم به دست آورده و یا وندش خورده باشد! و یا این که فلان شخص توانست تا شهر اصفهان در ایران پیشروی کند و چه تعداد انسان را از دم تیغ بگذراند!
تتمه ی کلام؛ آن چه امروز انجام می دهیم و یا در حال وقوع است در واقع ریشه در همان تاریخ و افتخارات کذایی مان دارد که ما با افتخار و تبختر به خود می بالیم اما اگر این قضایا را موشکافی کنیم متوجه خواهیم شد که این رشادت ها همه به خاطر بدست آوردن و وند زدن دارایی های دیگران بوده است. جالب ترین قسمت این قضایا این است که این چور کردن و به تاراج بردن را حق طبیعی خود نیز می پنداریم که پدران مان به انجام رسانده اند. اما امروز که توان حمله و تهاجم را نداریم یا به جان هم وطنان خود می افتیم تا دار و ندار آن ها را از ایشان بگیریم و اگر از آن ها چیزی حصول نشد برای چور کردن و به سرقت بردن اموال دولتی نقشه ها طرح می کنیم مانند آن چه که امسال در شهر کندز گذشت!