نورالحق علومی: خواست ما نظام پارلمانی به جای نظام ریاستی است!

گفتگو با آقای نور الحق علومی، رییس حزب متحد ملی و رییس شورای اجراییهء ایتلاف ملی افغانستان در ارتباط به نشست پاریس

اشاره: چندی پیش به اتبکار «بنیاد مطالعات استراتژیک فرانسه» نشستی پیرامون بیان مواضع طرفین درگیر در افغانستان، در پاریس برگزار شد که در آن نمایندگانی از جناح مختلف سیاسی (اپوزیسیون سیاسی، نمایندگان حکومت، حزب اسلامی و گروه طالبان) اشتراک نموده بودند. آقای نورالحق علومی در ترکیت هیات نمایندگان ایتلاف ملی، در این نشست حضور داشتند. آن چه در زیر می خوانید، حاصل گفتگو با ایشان می باشد.

 

قسمت اول

پرسش: هدف کنفرانس پاریس –  در تاریخ ۲۲ و ۲۱ دسامبر سال روان – که شما هم به نمایندگی از ایتلاف ملی اشتراک نموده بودید ، بیان دیدگاه ها از طرفین درگیر در افغانستان اعلام شده بود. مواضع و دیدگاه طالبان که در این کنفرانس شرکت کرده بودند ، چه بود؟

پاسخ: به نام  خداوند توانا و دادگر.
بی ثباتی و ناامنی های کشور جان هزاران انسان را گرفته و قربانی های بزرگی را در پی داشت، نه تنها باعث تشویش و نگرانی مردم افغانستان گردیده، بلکه توجه عده ای از کشورهای دوست را به خود جلب نموده و هر یک در حدود توان، در پی پیدا نمودن راه حل واقعی معضل افغانستان اند. هویدا است، حل این معضل صرف راه حل نظامی ندارد بلکه, مساعی از طریق حل سیاسی را نیز ایجاب می نماید. در حل سیاسی موضوع در حالی که ضرورت به ایجاد حکومت داری سالم مبتنی به رعایت قانون، ارتقای نقش ساختارهای دموکراتیک احزاب سیاسی و ایتلاف ها و جامعه مدنی می رود. از جانب دیگر، سعی به خاطر آغاز و پیشبرد مذاکرات صلح با طرفین درگیر طبق یک برنامه کاملا دقیق و شفاف یک امر ضروری است. نشست پاریس نیز به خاطر حصول این مامول دایر شده بود. این سومین نشست است به ابتکار بنیاد مطالعات استراتژیک فرانسه در پاریس، دایر می گردد. در سومین کنفرانس نمایندگان ایتلاف ملی، جبهه ملی، احزاب سیاسی، جامعه مدنی، نمایندگان دولت و نمایندگان رسمی طالبان و حزب اسلامی آقای حکمتیار اشتراک داشتند. در دو کنفرانس قبلی, نماینده رسمی طالبان اشتراک نداشت ولی در این نشست, نمایندگان رسمی طالبان با ارایه دیدگاه های رسمی و مشخص ایشان اشتراک داشتند.
طالبان در رابطه به اجندای کنفرانس پاریس، دیدگاه های رسمی خود را در دو بخش ارایه کردند: بخش اول آن نوعی انعطاف پذیری را نشان می داد، که عبارت از حفظ کرامت انسانی، حقوق بشر، حقوق زن – البته در چوکات دین مبین اسلام – حق کار و حق تحصیل است. این بخش از دیدگاه های شان با دیدگاه های اکثریت شاملین کنفرانس مطابقت داشت که همه اشتراک کنندگان همین را می خواستند؛ و  بخش دوم دیدگاه های طالبان همان موضع گیری هایی بود که در گذشته اظهار داشته بودند؛ کما فی السابق مانند این که  این اداره – منظورشان دولت و حکومت فعلی – را  به رسمیت نمی شناسند، اداره حاضر  را  به این خاطر به رسمیت نمی شناسند که گویا این اداره توسط قوت های امریکایی به پا ایستاده شده و رسمیت ندارد.  گویا یک اداره ی «دست نشانده» است. به همین ترتیب، نه نظام و نه قانون اساسی قابل پذیرش است چون بالقوه خارجی ها آورده شده است.  شرط اصلی شان را برای مذاکره و مصالحه خروج مکمل قوت های خارجی خاصتا نیروهای ایالات متحده امریکا از افغانستان، مطرح کردند.
تا جایی که دیده شد در کنفرانس پاریس دیدگاه های اپوزیسیون در مقابل دولت اعم از  ایتلاف ملی و جبهه ملی تقریبا دیدگاه های واحد در مقابل طالبان داشتند. شخصیت های مستقل، نمایندگان دولت، نمایندگان کمیسیون عالی صلح، نمایندگان احزاب سیاسی که در کنفرانس پاریس اشتراک کرده بودند، در مجموع از نظام و از قانون اساسی، همگی دفاع و حمایت کردند. ما که نماینده حزب متحد ملی افغانستان و در جمع ایتلاف ملی افغانستان هستیم، همیشه این نظام را پذیرفته ایم. جمهوری اسلامی افغانستان و قانون اساسی افغانستان را پذیرفته ایم.  در چوکات همین قانون اساسی افغانستان به شکل مدنی می خواهیم مبارزه کنیم. تا جایی که متصور است باید در قانون اصلاحات بیاوریم، همان اصلاحات که همیشه گفته ایم. سیستم ریاستی را به سیستم پارلمانی تبدیل کردن خواست بر حق و قانونی ما است. هر وقت زمینه و شرایط بفراهم شود. نه با زور!  هرگاه اگر رفتیم به طرف انتخابات شفاف و عادلانه، اگر مردم اعتماد کردند و نمایندگان واقعی خود را انتخاب کردند و دولتی که واقعا نمایندگی از مردم کند و از حمایت مردم هم برخوردار باشد، بوجود آمد، در آن زمان تعدیل بعضی مواد قانون اساسی را به خاطر بهبود وضع، به خاطر بهبود اداره، مواردی که لازم است در آن تغییرات می آوریم؛ این را می خواهیم. هیچ گاه ما که اپوزیسیون داخل نظام هستیم این را قبول نداشتیم و نداریم که کسی بگوید، قانون اساسی را قبول نداریم یا بگوید نظام را قبول نداریم یا سرنگونی این نظام را بخواهد، هیچ گاه در  فکر  اعضای ایتلاف ملی و جبهه ملی در این موارد وجود نداشته و ندارد.

پرسش: نظر به فرمودهء شما، نظرات طالبان دو بخش داشت: یکی احترام گذاشتن به حقوق شهروندان و کرامت انسانی و حقوق زن؛ و بخش دوم به رسمیت نشناختن حکومت و قانون اساسی. در صورتی که قانون اساسی و نظام فعلی با آرای مردم بوجود آمده است. و این در واقع نادیده گرفتن مردم است. نکته دیگر این که طالبان نه تنها با دولت سر دشمنی و ستیز دارند، بلکه با اپوزسیون هم از گذشته کینه دارند و در همین راستا چهره های برجسته ای مانند استاد ربانی را به شهادت رساندند. با این گونه سابقه ای که طالبان دارند، مردم چگونه می توانند به آن ها اعتماد کنند؟

پاسخ: در این مورد این که چرا طالبان این نظام را به رسمیت نمی شناسند: اولا، طالب ها زمانی در راس قدرت بودند، قوت های خارجی یا قوت های ایتلاف به رهبری  ایالات متحد امریکا باعث سقوط نظام شان شد. دوم، همین قوت هایی که طالب ها را سقوط دادند، قانون اساسی را تدوین کردند، و این اداره را به وجود آوردند. دیدگاهی که طالبان در این شرایط دارند کوشش می کنند که نشان بدهند کسانی که باعث سقوط شان شده است، هیچ گاه با آن ها آشتی پذیر نیستند. طالبان به خاطری که آشتی ناپذیری شان را با نیروهای خارجی و ایالات متحده امریکا که در راس قوت  های ایتلاف  قرار دارد، نشان بدهد، کلان ترین بهانه برای شان این است که بگویند نه قانون شان را به رسمیت  می شناسند و نه نظامی را که به وجود آورده اند، به رسمیت می شناسند و نه کسی را که در راس این نظام – و به اصطلاح خودشان این اداره – است، به رسمیت می شناسند.
منافع اولیای مردم افغانستان را باید در نظر بگیریم. اکثریت مطلق مردم افغانستان در داخل این نظام زیست می کنند خواه با نظام موافق هستند، خواه موافق نیستند. اپوزسیون هم که مخالفت هایی با نظام دارد آن مخالفت ها صرف برای این است که این نظام  قانونی را که ایجاد کرده، زیر پا می کند. زمانی که از این قانون تخطی صورت می گیرد، مجبور هستیم مبارزه کنیم، این شیوه کار ما است. مخالفان داخل نظام همین شیوه کارشان است.
دیدگاه طالب، شاید دیدگاهی باشد که از همان اهداف استراتژیک کشور های همسایه تاثیر خود را گرفته باشد و نگذارد که افغان هایی که امروز به عنوان مخالف مسلح وجود دارد، پا را فراتر بگذارد. به این معنی که این نظام را بپذیرد، در داخل نظام مبارزه کند و به حق خود برسد.
این را باید در نظر بگیریم که از بیرون کوشش می شد مخالفان داخل نظام  ایتلاف یا جبهه ی ملی را طالبان دشمنان اصلی خود فکر کنند. خوشبختانه در همین نشستی که پاریس صورت گرفت، هیچ تقابل وجود نداشت. این مساله این را ثابت می سازد که نیروهای  مخالف داخل نظام پیرو جنگ نیستند؛ از جنگ پشتیبانی نمی کنند؛ این ها صلح و آشتی را می خواهند؛ این ها صلح پایدار و ثبات را در داخل کشور خود می خواهند. نیروهایی که امروز به عنوان مخالف مسلح دولت مطرح می باشد یا طالبان اگر واقعا به مذاکره حاضر باشند و جنگ را رد کنند، اپوزیسیون داخل نظام هیچ گونه تقابلی با طالبان ندارند. به همین خاطر یگانه چیزی که در کنفرانس پاریس ثابت شد و نمایندگان طالبان هم به این اقرار کردند و فهمیدند و هم  اپوزیسیون داخل نظام، طرفین یکدیگر را درست یافتند. از طرف اپوزسیون داخل نظام، صراحت داده شد هر کسی که بخواهد این نظام و قانون اساسی را قبول کند با آن ها در هر میز مذاکره و مصالحه حاضر خواهیم شد و کوشش کنیم با ایشان راه معضلات فعلی افغانستان را پیدا کنیم.

پرسش: حضور اپوزسیون مانند ایتلاف ملی و جبهه ملی در کنار نظام فعلی آن طوری که شما اشاره نمودید، پر کردن خلاهایی است که در نظام حاکم وجود دارد؛ اما طالبان در کل این نظام را نمی پذیرند. روشی که دولت با طالبان در پیش گرفته با برخوردی که با اپوزسیون دارد، متفاوت است. دولت به طالبان چراغ سبز نشان می دهد و به طور مثال افراد زیادی از حزب اسلامی را به داخل نظام آورده است در صورتی که چنین رفتاری را با اپوزسیون ندارد؟

پاسخ: طبیعتا تیم حاضری که در این اداره قرار دارد تا جایی که برای ما ثابت شده به اصل رعایت قانون عقیده ندارند و نه اراده دارند که قانون را در افغانستان تطبیق کنند.  به همان خاطر است از زیر پا کردن قانون و عدم رعایت قانون توسط این ها، امروز در کشور فساد رشد کرده،  قاچاق رشد کرده، رشوت، فقر و بی کاری به اوج خود رسیده است. اگر اداره حاضر یا تیمی که در این اداره است اراده می داشتند که بروند به طرف صلح و حاکمیت قانون را به حکم فرما بسازند، باید برنامه درست می داشتند.  باید کوشش می کردند عوامل اصلی که ما را به طرف مذاکره و مصالحه می کشد، عوامل اصلی که جلب اعتماد و همکاری مردم را می کند را باید پیدا می کردند. این دولت اگر قانون پذیر می بود، نزدیک ترین کس برایش مخالفینی بود که در داخل نظام هستند. به حرف های این ها صادقانه توجه می کردند. به طرح های شان راجع به صلح و ثبات، راجع به این که در افغانستان باید رشد و ترقی بیاید توجه نکردند. قانون را تطبیق نمی کنند و ساختار های سیاسی مد نظرشان نیست. ایتلاف یک ساختار است احزاب یک ساختار سیاسی است؛ تا حال نتوانستیم که همین بند قانون را تطبیق کنیم که نظام ما باید مبتنی بر تشکیل احزاب سیاسی باشد.
شورای همکاری احزاب و ایتلاف ها ایجاد شده، طرح هایی راجع به تدوین قانون انتخابات داده شده، راه کارهای رفتن به طرف انتخابات شفاف داده شده این اداره و این دولت هیچ گاه معتقد به این نبوده که یک انتخابات شفاف دایر شود تا مردم بتوانند نمایندگان واقعی خود را انتخاب کنند. تمام این ها نقض دولت بوده است. از آن جایی که دولت قانون را رعایت نمی کند و کوشش می کند که تفرقه باندازد و حکومت کند، تفرقه بین اقوام می اندازد، تفرقه بین مذاهب می اندازد، بین نیروهای سیاسی می اندازد. حتی کسانی را که برداشت هایی مختلف از این نظام دارند، مثبت یا منفی کوشش می کنند این ها را در مقابل هم قرار بدهند. نقض اصلی در اداره است، نقص اصلی در عدم قانون پذیری و آوردن عدالت در داخل این کشور است. دولت باز صدای خود را می کشد که مخالفان مسلح ما که طالب است با مخالفان داخل نظام که ایتلاف ملی و جبهه ملی است با هم دشمنی دارند.  درست است که  در جریان جنگ هایی که در این جا سپری شده عوامل بسیار مختلف دخیل بوده است. شخصیت هایی از بین رفته و حتی هنوز هم شخصیت های عمده و مردم بی گناه ما کشته می شوند. همین دیروز یک حادثه صورت گرفت، این حادثه را به هر کس که شما متعلق می سازید، عمل دهشت افگنی و تروریستی است، باید با قاطعیت برخورد صورت بگیرد.  این را هیچ گفته نمی توانیم که این گونه حوادث توسط یک افغان صورت گرفته باشد که واقعا به صلح و  به خیر مردم افغانستان می اندیشیده است. خوشبختانه باز هم ما این را گفته می توانیم در کنفرانس پاریس طرفین خود را یافتند. یک طرف که خارج از افغانستان آمده بودند، مخالفان مسلح خطاب می شود و طرفی که از داخل افغانستان آمده، مخالفینی که مبارزات مدنی می کنند. این ها یافتند که این ها توطیه ها و دست های دولت است که گویا یکی را علیه دیگری استعمال می کند و خود می خواهد در این جا بهره برداری کند و یعنی آب را گل آلود کردن و ماهی گرفتن. تفرقه انداختن و حکومت کردن است.

پرسش: با وجود این که طالبان بارها موضع خود را اعلام کرده اند مثل: خروج نیروهای بین المللی از کشور، تغییر قانون اساسی، تعیین اداره موقت و این که دولت فعلی را به رسمیت نمی شناسند و گفته اند مستقیما با خود امریکایی ها گفتگو می کنیم.  شما این تجربه را کسب کرده اید که با طالبان و نماینده رسمی شخص اول طالبان دیدار کرده اید و نظرات شان را شنیدید، به عنوان یکی از اعضای اپوزسیون و یکی از اشخاص سیاسی مملکت می توانید امیدوار باشید که در یک نظام یا زیر یک سقف با طالبان کنار بیایید؟

پاسخ: من همیشه به پروسه صلح خوش بین هستم. باید مراحلی را طی کنیم. این صلح دفعتا هم آمدنی نیست. به خاطر طی مراحل زمینه را برای نشست ها و برای مذاکرات فراهم کنیم.  طرف مقابل آمادگی خود را نشان داد که همراه این اداره حاضر و تیم حاضری که در دولت است، نشست نمی کند؛ و اما با طرف دیگر که اپوزیسیون است، همین جمع کسانی که در پاریس اشتراک کرده بودند، آماده است که هر زمان می نشیند و مذاکرات را پیرامون صلح را پیش می برد.
طبیعتا در این مذاکرات و دیدارها در ابتدا ما با هم توافق نداشتیم. در  ابتدای گفتگو یادآورد شدم که یک تغییر در بیان دیدگاه های رسمی طالبان وجود داشت. در قسمت کرامت انسانی و حقوق بشر و حقوق زن نظرات مثبت داشتند و یک تعداد دیدگاه های دیگر که ما با هم مخالفت داشتیم، مانند نپذیرفتن نظام، سقوط نظام، نپذیرفتن قانون اساسی افغانستان و یا دوباره این جا امارات اسلامی را ایجاد کردن. این ها چیزهایی هستند که در موردشان نقطه نظرات مخالف وجود دارد. برای حل شدن این نقطه  نظرات، رسیدن به یک نقطه مثبت که خیر مردم افغانستان  در آن باشد، ایجاب نشست های بعدی را می کند که در این مورد هم توافق صورت گرفت که ما وقتا فوقتا باید با هم بنشینیم؛ یعنی کنفرانس ها دایر شود، خواه نا خواه تاثیرات مثبت را در امر صلح و ثبات در افغانستان خواهد آورد. یک گپ را باید تذکر بدهم و آن این که هم نماینده طالبان و هم نماینده حزب اسلامی با تمام شناختی که مردم افغانستان و مردم دنیا از ایشان دارند، تذکر دادند که ما مخالف جنگ هستیم و ما صلح می خواهیم. امیدوار  هستم که این حرف ها بتوانند جامه ی عمل بپوشند.
ادامه دارد

ثبت نظر