آخرین خبری که راجع به مسایل اقتصادی داریم ، کنفرانس ریکا بود که در تاریخ ۷ – ۶ حمل سال روان در شهر دوشنبه ؛ تاجیکستان برگذار شد. خبر شدیم که شما هم در این کنفرانس اشتراک داشتید ، با توجه به این که شما از اعضای جناح اپوزسیون دولت هستید ، بفرمایید که چگونه به این کنفرانس دعوت شدید و در مورد موضوعات مطرح شده برای خوانندگان هفته نامه ایتلاف ملی معلومات بدهید؟.
بسم الله الرحمن الرحیم ؛ کنفرانس دو بخش داشت ، یکی بخش رسمی یعنی بخش حکومتی و بخش دیگر ؛ سمپوزیمی بود از محققین ومتخصصین امور را دعوت کرده بودند. گذشته از این که آنها از حکومت ها هستند یا نیستند. من دعوت شده بودم به همان سمپوزیم محققین که زیادتر مقالات دقیق تخنیکی تقدیم این سمپوزیم می شد. موضوعی را که من بالایش صحبت کردم نقش افغانستان در دهلیز های تجارتی و ترانزیتی منطقه ای و همچنان در تبادله ء برق بین افغانستان و کشور های منطقه بود.که یک موضوع کاملاً تخنیکی بود . پروسهء ریکا هفت سال قبل شروع شد. ریکا اصلا مخفف … انگیزهء اصلی ریکا یک بحث اقتصادی منطقه ای در در محوریت افغانستان است که هم بازسازی افغانستان ، انکشاف افغانستان ، نقش افغانستان در اقتصاد منطقه ، چون افغانستان در یک موقعیت خاص ژیو استراتژیک قرار دارد؛ و محاط است به چهار منطقه فوق العاده مهم که عبارت است از: آسیای مرکزی ، آسیای میانه ، شرق دور و شرق میانه. فلهذا مهم است که ما منطقه افغانستان را بفهمیم که افغانستان یک بخشی از آسیای مرکزی ، یک بخشی از آسیای جنوبی ، یک بخش کوچکی از شرق دور و یک بخشی هم از آسیای غربی و یا شرق میانه است. این پروسه خوشبختانه ادامه پیدا کرده و باید تحت رهبری افغانستان باشد ، افغانستان باید آجندایش را تعیین کند. و تصامیمی که از این کنفرانس ها گرفته می شود ، باید به صورت جدی تعقیب و،پیگیری کند. اما ارزیابی که من می کنم متاسفانه ظرفیت مدیریتی افغانستان در این پروسه بسیار ضعیف است و اگر شما بیانیه ی رییس جمهور افغانستان در این کنفرانس را شما گوش کنید و یا بخوانید می بینید که در این بیانیه تقریبا چیزی نیست که واقعاً یک زعامت منطقه ای را نشان بدهد. در بعد اقتصادی ، بسیار مهم بود که رئیس جمهور افغانستان جریانات هفت سال گذشته که ریکا وجود داشته و پنج کنفرانسی که صورت گرفته در کابل ، دهلی ، اسلام آباد ، استانبول و در دوشنبه این ها را درست حلاجی می کرد نقاط مثبتش را مطرح می ساخت و در جایی که ما به چالش روبرو شدیم و چالش ها را تشخیص می کرد و راه حل هایی را پیشنهاد می کرد برای منطقه و دور نمای خود پروسه ریکا را تعریف می کرد که دور نمایش در چند سال آینده چیست؟ مخصوصا تا ختم سال ۲۰۱۴ که ختم مرحله انتقال است؛ چنین چیزهایی را ما در سخنان رئیس جمهور ندیدیم. من فکر می کنم که افغانستان زیادتر به فکر مسایل لوژیستیکی این کنفرانس شده تا به فکر محتویات آن. به فکر این که ما چطو رهبری این کنفرانس را به عهده داشته باشیم. که بتوانیم این را به یک چیز مثبت تبدیل شود.
.
این دور پنجم است که این کنفراس شروع به کار کرده ، در این مدت برای افغانستان چه دستاوردهایی داشته؟
یکی از اهداف اساسی این کنفرانس این بود که زیر بناهای افغانستان ، به طور مثال شاهراه های حلقوی، اتصال این شاهراه حلقوی به کشور های همسایه ، شبکهء برق ما و اتصال شبکه برق داخلی ما به شبکهء برق آسیای مرکزی. پروژه های دیگر و بزرگی که داریم ، در قسمت تجارت ، تسهیلات تجارتی در بندرهای ما؛ ا پروسهء ریکا براین ها تا اندازه ای تاثیر مثبت داشته ، دست اورد های ما، به طور مثال همین حالا
برق از ازبکستان است که داخل افغانستان می شود . در مورد این که یک بحث وجود دارد که خریداری برق خوب است یا نی؟ من فکر می کنم که خوب وقتی است که ما در حال تولید برق خود هستیم و چون تولید برق وقت را در بر می گیرد. یک بند برق را ساختن کم از کم بین پنج الی هفت سال را در بر می گیرد. در این مدتی که ما مصروف تولید برق خود استیم ، مجبور بودیم لین های انتقال برق را آباد کنم ، چرا که با آباد کردن لین های انتقال برق ما چیزی را از دست نمی دهیم. زمانی هم که ما تولید می کنیم از همین شبکه استفاده می کنیم.پس ما رفتیم مذاکره کردیم تقریباً هشت سال پیش ، نه سال پیش با تاجیکستان ، ترکمنستان ، ازبکستان ، ایران و به موافقت رسیدیم و موافق نامه هایی که وجود دارد ، ۳۰۰ کیلو وات برق از تاجیکستان بگیرم. گر چه از تاجیکستان در زمستانی که گذشت ما هیچ گونه برقی نگرفتیم. اما از ازبکستان ۳۰۰ مگا وات برق در زمستانی که گذشت داشتیم. حتی ۳۱۷ مگاوات برق گرفتیم. اضافه از آنچه که سهم ما بود. از ترکمنستان کمتر برق می گیریم در حدود ۵۰مگاوات برق می گیریم و از ایران در حدود ۱۱۰ مگاوات برق می گیریم. و شهر های ما که امروز روشن است، شهرهای عمده ما مانند مزارشریف ، کابل ، قندوز ، پلخمری ، هرات ، نیمروز . . . این ها کلا به خاطر همکاری های منطقه ای است. و البته که اتصال شبکه برق ما به آسیای مرکزی ، در آینده اتصال شبکه برق ما به آسیای جنوبی پاکستان و هند و بالاخره به چین و ایران. اگر ما بتوانیم این را درست مدیریت کرده بتوانیم به درد ما یک وقت دیگر هم می خورد. وقتی که خود ما تولید برق خود را به نهایت برسانیم. افغانستان ظرفیت دارد که در حدود ۲۵ الی ۳۰ هزار مگا وات برق تولید کند. این برق بسیار زیادی است که می توانیم بفروشیم. ضروریات خود را رفع می کنیم و مازاد آن را بفروشیم. و پول آن را می توانیم صرف پروژه های دیگر بکنیم. فلهذا در کل من با پالیسی اتصال شبکهء برق ملی افغانستان با شبکه های منطقه موافق هستم اما به شرط این که ما ظرفیت مدیریتی قوی داشته باشیم.
سوال: همانطوریکه شما فرمودید ، یکی از موضوعات بحث در این کنفرانس موضوع تجارت و ترانزیت بود، در سال خورشیدی گذشته و در سال جاری تجار ملی ما با مشکلاتی در سرحدات ایران ، اسلام قلعه و نیمروز ، با سرحد پاکستان در تورخم و همچنان در همین روزها در بندر حیرتات با ازبکستان دچار مشکل شده اند ، یعنی این که دولت های متذکره سرحدات خود را بستند و مال التجاره هموطنان ما مدت زمان زیادی در این سرحدات متوقف ماند. مشکل در کجاست؟ از مدیریت بد داخلی ناشی شده است این مشکلات و یا از جانب مقابل بوجود آمده است؟
جواب:- ببینید ، همکاری های اقتصادی منطقه ای گره خورده است با مسایل امنیتی و سیاسی. برای شما معلوم است در منطقه ای که ما و شما زندگی می کنیم تنش های جدی امنیتی و سیاسی وجود دارد. و یک تعدادی از این تنش ها گروگان گرفته برنامه های اقتصادی را ، یکیش همین مشکلی است که شما ذکر کردید. پاکستان ثابت شده که در طول ۶۴ سال حیاتش بارها از ترانزیت افغانستان به صفت یک حربهء سیاسی استفاده کرده است. هر وقت که خواسته است بالای افغانستان فشار بیاورد در مقاطع مختلف زمانی باز از مسئله ترانزیت استفاده کرده و فشار وارد آورده بالای افغانستان. متاسفانه که ایران هم همچنین مسایلی را دیدیم و تجربه کرده ایم. همین حالا که ما و شما صحبت می کنیم تجار افغانی در آسیای میانه دچار مشکلاتی هستند ، در ازبکستان فغان شان بالا است. جوابی را که من برای حل این معضله دارم
این است که ما یک دیپلماسی فعال و ابتکاری را پیاده کنیم در منطقه ،متاسفانه در کل سیاست خارجی ما یک سیاست واکنشی بوده از سال ۱۹۱۹ که افغانستان سیاست خارجی دست خودش افتاده اکثر اوقات سیاست ما یک سیاست واکنشی بوده بازی را دیگران کرده و واکنش از طرف افغانستان بوده و در طول یازده سال گذشته هم گرچه گامهایی را ما برداشتیم در پنج یا شش سال اول که ریکا یکی از همین گامها است اما در طول پنج سال آخر ما نتوانستم که ابتکاراتی را روی میز منطقه بگذاریم اگر ابتکاری را هم گذاشتیم که ریکا است دیگران با آن بازی کردند و مستفید شدند ولی ما تبدیل شدیم به تماشاچی یعنی توپ را انداختیم در بازی ولی دیگران با او بازی می کنند به طور مثال تاجیکستان از توپ ریکا بازی می کند از پروسه ریکا قرضه بانکی میگیرد از بانک جهانی برای تولید برق ، از بانک انکشاف آسیایی میگیرد ، حمایت سیاسی دنیای غرب را با خود میگیرد ، تاجیکستان یک کشور بسیار کوچک که چهل هزار مگا وات برق را دارد و آهسته آهسته با استفاده از قرضه ها یی که میگیرد و کمک های بلا عوض سر تولید برق خود کار می کند
ما ابتکارات منطقه ای را هم که مطرح کردیم به جای اینکه خود ما به یک بازیکن جدی تر در این ابتکارات تبدیل شویم تبدیل شدیم به یک تماشاچی و به همین دلیل است که پا فشاری ما این است که به هر قیمتی که شده افغانستان باید یک دیپلماسی فعال و ابتکاری منطقه ای را طراحی کند و پیشگام شود و به نشان دادن واکنش اکتفا نکند خودش ابتکار را سر میز منطقه بگذارد و اجازه بدهد که بقیه واکنش نشان بدهند و این هم ضرورت به ظرفیت سازی دارد ضرورت به این دارد که یک دستگاه دیپلماسی فعال داشته باشیم کدر سازی دارد و در نهایت گره می خورد به حاکمیت قانون ، متاسفانه در وزارت خارجه ما به اساس قانون دیپلمات انتخاب نمی شود به اساس شناخت های شخصی معاملات شخصی و بزرگانی که فعلا در راس قدرت هستند برادران و اقارب خود را به نمایندگی های فراستده اند که یک بحران بسیار بزرگ وجود دارد در نمایندگی های ما که حتی گپ به خشونت کشانیده شده و دیپلمات های ما به جای دیپلماسی به جان هم افتاده اند که این یک تراژدی است متاسفانه
سوال : در سال جاری کنفرانسی هست در توکیو در رابطه با بودجه ای که افغانستان از سال ۲۰۱۵ تا سال ۲۰۲۵ نیاز دارد سر این مسئله بحث خواهد شد سوال این جا است که ما تا چه وقت باید وابسته به جهانی باشیم یعنی این امکانات را ما در داخل نداریم که بتوانیم بودجه را تامین کنیم ؟
جواب : ببینید در سال یازدهمی که ما قرار داریم یعنی بعد از تحولات یازده سپتامبر و سقوط رژیم طالبان متاسفانه قدرت تولیدی افغانستان بسیار محدود باقی مانده یکی از اشتباهات یا کمبودی های کلانی که در کار ما هست همین است که قدرت تولیدی افغانستان محدود باقی مانده و افغانستان تبدیل شده به یک بازار مصرفی امروز اگر بگویم ۹۰ فی صد شاید مبالغه نباشد هر چیزی را که در مارکیت های ما می بینید از بیرون می آید و اکثریتش از پاکستان ، ناکامی ما در عرصه اقتصادی زیاد تر در همین است که ما نتوانستیم که یک حجم تجارتی سالمی را ایجاد کنیم که تا اندازه ای صادرات ما مطرح باشد و در دوشنبه هم برای بسیار جالب بود که اکثر محققین که صحبت می کردند درباره افغانستان به طور مثال از ترکیه یا کشور های آسیای مرکزی همه این به فکر این بودند که چه طور در مارکیت ما نفوذ کنند و حتی از یک نفر هم من نشنیدم که بگوید که ما میخواهیم برای تولیدات افغانستان در مارکیت خود جایی بدهیم یعنی یک رقابت بسیار جدی به راه افتاده در رابطه به نفوذ به مارکیت افغانستان و این مارکیت افغانستان هم پولش از کمک های خارجی می اید ،از اقتصاد جنگ می آید ،از اقتصاد مواد مخدر می آید و از اقتصاد فساد می آید که با ختم سال ۲۰۱۴ اقتصاد جنگ آهسته آهسته از این کشور رخت بر می بندد . متوجه باشیم در سال گذشته مصرف جنگ در افغانستان اضافه از صد میلیارد دالر شده بود حال خواه یا نا خواه یک درصدی از این پول در اقتصاد افغانستان داخل است و در عاید سرانه این کشور مطرح است وقتی که اقتصاد جنگ خلاص شود ، اقتصاد مواد مخدر اگر خلاص شود ، فساد از بین برود دیگر چیزی برای اقتصاد واقعی افغانستان نمی ماند یعنی فعلا ما یک اقتصاد کاذب داریم و بزرگان ما در حکومت وقتی که راپور می دهند رشد عاید سرانه ما را یکی از شاخصه های انکشاف اقتصادی افغانستان می دانند که این اشتباه است شما اگر برین شاخصه های تغییر بشری را یک مشاهده کنید که در افغانستان چه قدر مرگ و میر زنان و کودکان کم شده است شما اگر ببینید معارف افغانستان به کجا رسیده است باز می بینید که در افغانستان تغییر فاحشی نیامده پس گپ کنفرانس توکیو این است که خوب از الان تا سال ۲۰۱۴ به همین شکل به خاطری که تا هنوز جامعه جهانی در این جا حضور دارد و بعد از سال ۲۰۱۴ که اقتصاد جنگ خاتمه پیدا می کند و آیا اقتصاد مواد مخدر قوت می گیرد این قابل سوال است آیا فسادی که وجود دارد که یک نفر فربه تر می شود و اکثریت مردم افغانستان لاغر تر می شوند و خلایی که بین یک فیصدی کوچکی که به میلیون دالر می رسد و مردم افغانستان ، این به کجا خواهد رسید و سرانجام چیزی مهم تر از همه ما در طول یازده سال گذشته اردو سازی کردیم و پولیس ساختیم و در سال ۲۰۱۴ ما در ختمش صدها هزار نیروی امنیتی داریم که این ها به امکانات پولی ضرورت دارند اینها به معاش ضرورت دارند اینها به یونیفرم ضرورت دارند اینها به صلاح ضرورت دارند اینها به غذا ضرورت دارند و ماشین محاربوی که داخل جنگ می شود به امکانات ضرورت دارد که تخمین زده شده که حداقل در حدود پنج الی شش میلیارد دالر و من تازه شنیدم که حکومت افغانستان تقاضای شش میلیارد دالر را کرده از جامعه جهانی برای تقویت زیر بناهای امنیتی افغانستان و برای تامین مصارفش ، خوب این شش میلیارد دالر از کجا می آید عواید ملی افغانستان بسیار محدود است فعلا و خوشبینانه ترین پیش بینی ها سر عواید ملی افعانستان میگه که در سال ۲۰۱۴ شاید عواید ملی ما از چهار میلیارد دالر زیاد تر نباشد حال ما تنها شش میلیارد ضرورت داریم برای اردو و پولیس خود و این مصارف دیگه ای که داریم در بودجه عادی افغانستان و بودجه انکشافی ، معاشات مامورین و معاشات معلمین اینها کلا به پول ضرورت دارند . افغانستان فکر کنم تازه اعلام کرده که ما یازده میلیارد دالر در سال ۲۰۱۵ ضرورت داریم که از جمله شش میلیارد را صرف نیروهای امنیتی می کنیم و پنج میلیارد دیگر را صرف بودجه عادی و بودجه انکشافی . همان طور که گفتم امکان دارد چهار میلیارد دالر در سال ۲۰۱۵ عواید ما باشد اما اگر زحمت بکشیم روی سروی و استخراج معادن امکانات این وجود دارد که بعد از سال ۲۰۱۴ هر سال عواید ملی ما از طریق مشروع زیاد شود که یکی از کانالهای خوب ازدیاد عواید ملی استخراج معادن ما هست چرا که معادن وافر است و ضرورت ما به این معادن کم است فلهذا چیزی که اضافی می ماند ما می توانیم به فروش برسانیم و از پول آن استفاده کنیم برای بودجه انکشافی به هر ترتیب بحث به این شکل است ولی تقاضای ما به عنوان اپوزسیون افغانستان از جامعه جهانی این است که در کنفرانس توکیو کمک های جامعه جهانی چه کمک های تخنیکی شان چه کمک های پولی شان و چه کمک های سیاسی شان باید مشروط به دو چیز باشد که این مسئله مهم است
یک: که حکومت افغانستان ، حکومت فعلی یا حکومت آینده باید احترام داشته باشه به حاکمیت قانون و مخصوصا به رشد دموکراسی و تدبیر انتخابات سالم ، شفاف و با اعتبار
دو: همیشه باید بالای حکومت فعلی و حکومت های آینده افغانستان فشار وجود داشته باشه که برای ازدیاد عواید ملی از طریق مشروع کار کنه و اگر این فشار وجود نداشته باشه وزیرهای ما به لت های سلطان محمود تبدیل میشوند و کمک های خارجی می آید و خرج می شود و فقط ما اتکا می کنیم به همین کمک های خارجی
سوال : خبری که چند روز پیش نشر شد از زبان وزیر خارجه پاکستان که گفته بود که افغانستان از قرارداد پایپ لاین خارج می شود و سهمیه افغانستان از آن هند و پاکستان خواهد شد خواستیم نظر شما را در این باره داشته باشیم.
جواب : پروژه پایپ لاین گاز نامش است تاپی که مخففی از نام کشور های ترکمنستان ، افغانستان ، پاکستان و هند که بحثش روی انتقال گاز از ترکمنستان به پاکستان و هند است این پروژه ای است که تقریبا بیش از دو دهه است که مطرح است و فراز و نشیب خود را داشته و این پروژه هم ابعاد سیاسی دارد در این پروژه شاید که امریکا علاقه داشته باشه و از همین خاطر است که بانک انکشاف آسیایی به یک اندازه ای مطرح است به خاطری که نمی خواهند که انرژی آسیای مرکزی را روس استفاده کنند و هند و پاکستان کشورهای پر نفوس هستند و این ها جدی به گاز نیاز دارند پس بازار گاز در آسیای جنوبی گرم است در حالی که آسیای مرکزی غنی از گاز است و در کل از انرژی فلهذا ذهنیتی که ما داریم این که ما چه طور انرژی اضافی را انتقال بدهیم به آسیای جنوبی و یک تبادله ای صورت بگیرد ویک بزنس ایجاد شود نه تنها در مورد گاز بلکه در مورد برق که پروژه دیگری است به نام کاسا ۱۰۰۰ که یک هزار مگا وات برق از قرقیزستان و ترکمنستان از طریق افغانستان انتقال پیدا می کند به پاکستان . پس افغانستان در کل یک نقش ترانزیتی را دارد در انتقال انرژی آسیای مرکزی به آسیای جنوبی اما در اینجا بحث های سیاسی هم هست در رابطه به تاپی ، دنیای غرب تا اندازه ای موافق است ولی ایران خوش نیست ایران آرزو دارد گاز خودش را بفروشد به پاکستان و هند در این اواخر وقتی که امریکا بحث بلوچستان را مطرح کرد پاکستان عاجل در برابر بحث بلوچستان بحث خریداری گاز از ایران را مطرح کرد پس رقابت های شدید سیاسی تا اندازه ای پروژه های اقتصادی را تحت الشعاع قرار داده است.
سوال: موضوع دیگر بودجه سال ۱۳۹۱ است که از طرف وزارت مالیه راجع شد به پارلمان و پارلمان هم رد کرد سال پیش هم گویا همچنین موضوعی پیش آمده بود به خاطری که تعادل در نظر گرفته نمی شود در یک قسمت بودجه بیشتر در نظر گرفته می شود در یک قسمت دیگر بودجه کمتر در نظر گرفته می شود مشکلاتی هست حالا با در نظر داشت این موضوع بسیاری از ولایت ها از ولایت های ما آرام بودند در این مدت ده سال ولی بعضی ولایت های جنوبی و شرقی نا آرام بودند ولایاتی که آرام بودند به همان حالت قبلی خود باقی ماندند در صورتی که با وجود آرامی می توانست انکشاف پیدا کند و توسعه پیدا کند و وضعیت شان بهتر شود ولی نشده دلیل این مشکلات را در چی می بینید ؟
جواب : ببینید در کل دیدگاه اقتصادی دولت مهم است که ما بفهمیم که دیدگاه اقتصادی دولت در کجاست و چی است اولویت های ما در کجا است ما در بین سالهای ۲۰۰۶ تا ۲۰۰۸ بالای یک استراتژی انکشاف ملی کار کردیم در افغانستان و در چهار چوب استراتژی انکشاف ملی یک سری اولویت ها یک سری پروگرام ها و برنامه ها تشخیص شد و بالایش کار شد چون تسلسل کاری در افغانستان بسیار ضعیف است و برنامه هایی هم که ریخته می شود اگر یک تیم یک برنامه را می ریزد در یک زمانی به محضی که تغییر کابینه صورت می گیرد یا تغییر یک وزیر صورت میگیرد او برنامه را وزیر نو برنامه خود نمی داند گذشته را نادیده گرفته و از سر طرح یک برنامه نو را می ریزد برنامه های بزرگ اقتصادی که به سطح کشور ریخته می شود به تداول کاری ضرورت دارد به تسلسل کاری ضرورت دارد و به حاکمیت قانون ضرورت دارد امروز تطبیق پروژه های بزرگ در افغانستان به سه چالش بزرگ روبه رو هستند یکی مسائل امنیتی است دوم مسئله استملاک زمین است تا جایی که به زیر بناها ارتباط می گیرد به طور مثال قطار آهن است از هرات تا سنگان ایران یک علتی که به تاخیر افتاده به خاطری استملاک زمین به چالش کشیده شده مردم آماده نمی شوند که برای تسویه زمین اشتراک کنند و مردم آماده نمی شوند که همکاری کنند در رابطه به استملاک و قانون استملاک مشکلات خود را دارد که بسیار ارزان حساب می کنه با مالکین زمین و مالکین زمین آماده نیسته که این را بپذیرند و مشکل سومی که وجود دارد مشکل عدم هماهنگی بین ارگان های مختلف دولتی ما است پروژه های بسیار بزرگ اقتصادی در این مملکت تنها مربوط به یک وزارت نمی شوند به طور مثال حالا بحث قطار آهن مطرح است از شیرخان یا از حیرتان تا طورخم حالا این قطار آهن تنها مربوط وزارت فواید عامه نمی شود بلکه مربوط وزارت ترانسپورت می شود مربوط محیط زیست می شود مربوط وزارت کار و امور اجتماعی می شود که چه قدر کار خلق می کند مربوط معادن ما می شود به خاطری که محدودیت قطار آهن در معادن است . ارگان های مختلف باید بتوانند اول به تنهایی خود راحت نفس کشیده بتوانند فعال باشند و باز بین همدیگر هماهنگی کرده بتوانند که این طور نیست فلهذا اقتصاد این کشور از دیدگاه های تنگ شخصی و از دیدگاه های تنگ وزارتی مطرح می شود تا از دیدگاه بزرگ دولتی و در اینجا است که وقتی که بودجه هم تهیه میشه باز هم نواقصی را با خود می داشته باشه از طرف دیگر مه فکر می کنم وکیل صا حب های ما هم تا اندازه ای وظیفه دارند که دقیق شوند بالای این مسائل اقتصادی . بعضی اوقات تا اندازه ای به ریسرچ ضرورت دارد این مسائل اقتصادی صحبت هایی را ما می شنویم بعضی اوقات از تلوزیون ها که بعضی وکیل های ما مطرح می سازند که سطحی است بعضی صحبتها عمق دارد ولی بعضی صحبتها بسیار سطحی است یگان وکیل صاحب ما فقط به فکر همان سرک قریه خود است تا به فکر تشکیل کلان افغانستان در بعضی جاها است که درست که وضع یک قریه خوب نمی شه اما چیز بیشتری است که آن قریه در کوتاه مدت نه بلکه در دراز مدت مستفید می شود که باید بالای او ما فکر کنیم .
سوال : به عنوان سوال آخر موضوع بیکاری است که در جامعه ما هست با توجه به این که اکثریت نفوس جامعه ما را جوان تشکیل می دهد و تعداد مهاجرین که در بیرون کشور است اینها هم سالانه اخراج می شوند به داخل آمده ولی کار هم وجود ندارد و یک معضل اجتماعی را به وجود می آورند نظر شما به عنوان یک عضو اپوزسیون چیست؟
جواب : من فکر می کنم در کل اگر ما بالای ظرفیت های تولیدی کشور کار کنیم به همان اندازه کار خلق می شود چون کشور یک کشور مصرفی است فلهذا شرایط کار کم است این مسئله یک مسئله فوق العاده مهم است تا جایی که به کار ارتباط می گیرد در غیر این صورت زیادتر تقریبا چند سال اتحادیه جوانان از من خواست که سخنانی داشته باشم در باره بیکاری من خواستم فیصدی بیکاری را در کابل پیدا کنم که این یک اصل مهم است تا وقتی که ما این فیصدی را پیدا نتوانیم بسیار مشکل است که ما پالیسی بسازیم و بسیار مشکل است که ما استراتژی بسازیم و بسیار مشکل است که ما زمینه ایجاد شغل نو را مساعد بسازیم در زمینه بیکاری در کابل من شنیده ام ارقامی را که از ۳۰ فیصد تا ۵۲ فیصد ولی این یک تفاوت بسیار فاحش است من آرزو دارم هر چه زود تر ازقام دقیق پیدا شود ، وزارت کار و امور اجتماعی ما بتواند که دقیق تر نمونه بگیرد و ما پیدا کنیم که واقعا بیکاری چه قدر است و از طرف دیگه سکتوری که بزرگترین رقم کار را خلق می کند سکتور ساختمانی است من فکر می کنم به او شکلی که مردم می گویند که بی کاری بیداد می کند به او شکل نباشد اما پروژه های بزرگی که ما داریم به طور جدید پروژه شهر جدید کابل که در ده سبز و در باریک آب است در همین پایتخت افغانستان اگر این جان بگیرد تخمینی که ما زدیم در حدود دوصدو پنجاه هزار کار به وجود می آید که این کافی است که معظله بیکاری را تا حدودی در کابل رفع کند البته در دراز مدت او شکل خواهد گرفت به هر ترتیب چیزی که مهم است این است که ما ارقام دقیق را پیدا کنیم ما باید پیدا کنیم واقعا رقم اساسی در کجاست و با او رقم کار کنیم که با کدام ابتکارات ما می توانیم که کار جدید خلق کنیم تا معظله بیکاری را از بین ببریم هستند جوانای ما که فارغ می شوند از دانشگاه ها و از مکاتب شما شنیدید که در حدود صدو چند هزار نفری که اشتراک کرده بودند در پوهنتون فیصدی زیادی شان نتوانستند داخل شوند و بی کار ماندند.
