نویسندهعباس کوثری

مونز اخپل حق غوارو – ما حق می خواهیم!

سال ۱۳۸۲ دانشجویان دری زبان دانشگاه کابل برای این که کلمه پوهنتون را به کلمهء دانشگاه تبدیل کنند ، هر روز تظاهرات می کردند ، البته ساحه مانور شان در همان صحن دانشگاه بود. تعداد دیگری از دانشجویان که پشتو زبان بودند از کلمه پوهنتون طرفداری می کردند که نباید این کلمه تغییر کند. این موضوع هم یاد آوری...

بیشتر بخوانید

دمکراسی

       در جایی که قرار داشتیم خیابان نزدیک بود و صداهای گوناگونی به گوش می رسید. ناگهان صدای عرعر خری بلند شد. حدس زده می شد زیر پنجرهء همان اتاقی باشد که من و دوستم نشسته بودیم. صدای غرای خر بسیار واضح و دلخراش بود. با اوج گرفتن عرعر خر متوجه دوستم شدم که گوش هایش تیز...

بیشتر بخوانید

روزی که حسن علی کمرش درد می کرد!

نام یکی از راننده ها حسن علی است. سه سال است که در این کمپانی کار می کند. روزهای اولی که استخدام شد ، جریان درد کمرش را همه فهمیده بودند. در همان روزها یک انگلیسی که مدیر برنامه بود نیز از مرکز آمده بود. مسئولیت این طرف آن طرف بردنش را به عهده حسن علی گذاشته بودند. در روز تعطیل آخر همان هفته مدیر...

بیشتر بخوانید

میتینگ (جلسه)

تنها چیزی که از مشاور خارجی شرکت برای مان میراث مانده است ، میتینگ است! نزدیکی های ظهر بود که به ما خبر دادند  به صحن شرکت بیایید. اواسط تابستان بود و خورشید با تمام توانش می تابید ، منتظر ماندیم تا همه جمع شدند. رییس ها و مدیر ها و بلاخره همهء کارمندان و گاردها و نظافت چیها هم آمدند.    نمی...

بیشتر بخوانید

کابل!

وقتی در کابل برای یک تاکسی دست بلند می کنید تا شما را به مقصدی برساند اولین واکنشی که یک راننده تاکسی از خود بروز می دهد ، سر و وضع شما را برانداز کرده و با خودش حساب و کتاب می کند که از شما چگونه پول جدا کند. این موضوع بستگی به سر و وضع شما دارد که راننده در اولین برخورد تشخیص می دهد شما ( الف )...

بیشتر بخوانید

تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل!!

آقای کرزی با آوردن مهمانانش و به گردش بردن آنها در واقع کارنامه ی کاری سیزده ساله ی خود را نیز به آنها می نمایاند. کسانی که به مهمانی رییس جمهور خواهند آمد، احتمالا در ذهن های شان تصور دیگری از افغانستان خواهند داشت، تصور این که به کشوری خواهند رفت همچو کوریای جنوبی و یا جرمنی ده سال بعد از جنگ...

بیشتر بخوانید