نویسندهAbbas Kawsari

تعویذ!

یک عراده موتر داشتم ، هر روز پیش مستری بودم. یک جایش را که جور می کردم باز یک جای دیگش عوارض پیدا می کرد. مقصد دَ غم مانده بودم. می خواستم بفروشم ، کسی نیم قیمتی که خریده بودم ، هم بیع نمی کرد. از قضا یک روز با یک رفیق سابقم سر خوردم. قصه قصه، پرسان کردم در این روزها چی مصروفیت داری؟ دهان خود را به...

بیشتر بخوانید

سیزدهم فبروری

       یک نخ سگرت داشتم، آن را گذاشته بودم تا آخر شب قبل از این که بخوابم، بکشم یا به اصطلاح دود کنم. آخر شب بود و باید می خوابیدم. از جایم بلند شدم تا دور و برم را خلوت کنم. ترموس چای، گیلاس، قند دانی، کتابچه، قلم و چراغ ( گیس ) … را برداشتم و کنار دیوار قرار دادم تا اگر احتمالا شب بلند شدم،...

بیشتر بخوانید

وزیر خارجه امریکا حکمیت می کند!

آمدن این آقای جان کری وزیر امور خارجه ی ایالات متحده امریکا در روز جمعه، هیجان و اضطرابی را در بین دو تیم انتخاباتی به شدت بالا برده است، گزارش لحظه به لحظه از آمدن ایشان صفحات فیس بوک و انترنتی را پر کرده است

بیشتر بخوانید

سپردن کار به اهل کار!؟

  این نوشته قرار بود در مجلهء سرپل به چاپ برسد اما نظر به دلایلی از چاپ باز ماند. حال در این فضای مجازی قرار دادم تا خوانندهء گرامی خود قضاوت کند. . . . نظر به آمار منتشر شده از سوی ارگان های دولتی و موسسات بین المللی از کل جمعیت کشور ۲۶ ( % ) در صد آن با سواد و متباقی از نعمت سواد بی بهره...

بیشتر بخوانید