در جامعه ی پدر سالار افغانی معمولا مردها چندین بار ازداوج می کنند، همان طور که در کتاب های تاریخ آمده است شاهان علاوه بر ازدواج های متعدد، هر کدام برای خود حرم سرایی نیز داشتند. این روند تا امروز نیز ادامه یافته است. فرماندهان و بعضی از رهبران سیاسی جامعه ی امروزی ما نیز دارای چندین همسری هستند! به تعبیری دیگر هر حکومتی حاصل جمع افکار و منعکس کننده ی اندیشه ها و باورهای تاریخی و اجتماعی مردم جامعه ی خودش می باشد، اندیشه و باورهایی که به صورت عقیدتی در یک فرایند تاریخی و بستر فرهنگی، در افکار عمومی جامعه شکل گرفته و به صورت یک نظام ارزشی در ذهنیت جامعه نهادینه شده است. اما آن چه منظور نظر نگارنده است پیامدهای چندین همسری در خانواده های افغانی است. معمولا کسانی که همسران متعدد دارند عطف توجه شان به یکی از همسران بیشتر از دیگران است و آن احتمالا همان همسر جوان تر ، زیباتر ، لوند تر و یا همسری که از خانواده ی صاحب رسوخ انتخاب شده باشد، است. معمولا به زنی که برگزیده و مورد علاقه مرد چند زنه باشد ” سوگلی ” و اصطلاح عامیانه اش ” خوب دیده ” گفته می شود. از این اصطلاح معلوم می شود که زن خوب دیده در خانه چون مورد توجه مرد خانه قرار گرفته است می تواند از امکانات بیشتر بهره مند شود. به درخواست هایش توجه شود، اقاربش مورد احترام قرار گیرد، و آن چه او می گوید، باید همان شود! در همین ارتباط بعضی از زنان کمتر مورد توجه واقع می شوند و بعضی دیگر به کلی فراموش می شوند و یا گاه مورد غضب و بی مهری قرار می گیرند. خب طبیعی است آن زنی که مورد توجه باشد فرزندانش نیز مورد نوازش و شفقت قرار می گیرند ، به آسانی درخواست های شان مورد پذیرش پدر خانواده واقع می شود. اما آن عده از همسرانی که از نظر شوهر افتاده اند با فرزندان شان مانند فرزندان، نا تنی رفتار می شود. نه تنها کسی به آن توجه نمی کند، بلکه بیشترین بار ، کار در خانواده به دوش آن ها است. باید مانند مزدور بی مزد جان بکنند تا بتوانند در خانواده لغمه نانی به دست بیاورند. علاوه بر این شاید حق تحصیل و تعلیم نیز از ان ها گرفته شود. یقینا اکثر کسانی که این متن را می خوانند با چنین رویدادهایی روبرو شده اند.
اما روی دیگر سکه؛
همان طور که در بالا به این موضوع اشاره کردم، جامعه ی ما بی شباهت به خانه های ما نیست. همان استبداد و دیکتاتوری که در خانواده های پدر سالار جریان دارد در جامعه، شهر و کشور ما نیز جریان دارد. در خانه حکم ، حکم پدر است و در جامعه حکم ، حکم شاه ، رییس و یا رهبر و یا فرمانده است! در خانه اولاد زنان ” خوب دیده ” از تمامی امتیازات می توانند برخوردار شوند. حق تصمیم گیری دارند، حق تحصیل دارند، تحق تفریح دارند … ، در جامعه ی ما نیز یک قشر از مردم می توانند به مقامات بالای حکومت برسند، از کارهای شاق و اجباری مانند عسکری که در گذشته وجود داشت معاف باشند ، به حکومت مالیات ندهند، هر جای دل شان خواست بروند و اطراق کنند، هر خرابی هم که کردند کسی نمی تواند به آن ها بگوید که بالای چشمت ابروست! بیشترین سرمایه کشور برای آن ها به مصرف می رسد. اما در همین کشور و همین نظام مناطقی هم هست که از کمترین امکانات برخوردار نیستند، آن ها فقط می توانند کارهای شاقه و پست را انجام دهند، به بهانه های مختلف و تحت عنوان سهمیه بندی از تحصیل باز می مانند، آخر سر هم مورد اذیت ، آزار و سرزنش نیز قرار می گیرند و کسی هم نیست که باز خواست شان را بکند. این یک حرف بسیار مسخره ، مفت و عوام فریبانه است که می گویند هیچ افغان از افغان دیگر برتر نیست و هیچ افغان از افغان دیگر کمتر نیست! هر وقت این حرف را می شنوم هم به شدت عصبانی می شوم و هم خنده ام می گیرد! آدمی که این حرف را می زند آیا می خواهد خود را فریب بدهد و یا این که مردم را گوسفند فکر کرده است؟؟ آیا فکر می کند از آن چه در این مملکت در جریان است ، مردم اگاهی ندارند؟ آیا مردم کور هستند، آیا مردم کر هستند؟ و یا این که ایشان مردم را بی شعور تصور می کنند؟؟
در این هیچ شک و تردیدی نیست که ما همه فرزندان همین آب و خاک هستیم. اما با تاسف می بینیم که تفاوت ها بین ما بسیار است. آن هایی که نازدانه هستند جرم و مجرمین شان نیز نا دیده گرفته می شود، خیانت های شان برملا نمی شود که هیچ، خیانت کاران شان نیز مورد تقدیر قرار می گیرد!؟؟ و ما باید سکوت کنیم؟! آیا این نفاوت ها را درک نکنیم؟ آن هایی که مورد خشم و نا مهری قرار گرفته اند. تاریخ شان ، فرهنگ شان ، محل سکونت شان مورد بی مهری و فراموشی قرار می گیرد، قهرمانان شان مورد غضب و انزجار قرار می گیرد. و آن هایی که مورد توجه اند حتی از شراشرت پیشگان شان با عناوین نیک یاد می شود، برای شان منار ها و چهار راهی ها نام گذاری می شود و حتی از سگ بازان شان نیز تجلیل صورت می گیرد!! این است معنی نا تنی!
