بازگشت طالبان بعد از بیست سال برای یک عده نان داشت و برای تعداد دیگری که نان شان سنگ گشت. اما بسیاری از مردم هم هستند که طالب و غیر طالب برای شان یک سان است. فرقی به حال شان نمی کند.دوم ؛ انهایی که از امدن طالب جگر خون شده اند، ادعای شان این است که طالبان فقط به نفع عده ای از پشتون ها کار می کنند. فقط به پشتون ها امتیاز می دهند!!
من از گذشته چشم دیدهایی دارم و فکر می کنم این نوع نگرشی که طالبان نسبت به اقوام دیگر دارد ریشه در گذشته دارد و نشٱت گرفته از عملکرد چوکی سالاران مخلوع دارد. به عنوان مثال یک وقتی که به وزارت خارجه می رفتید از سرک تا پچک همه از پنجشیر و بدخشان بودند. و همچنان وزارتی به نام پلان که همه کارمندان و کارکنان از هم پارتی های اقای محقق بودند و هذا القیاساقای خلیلی فقط کسانی را به وظایف حکومتی معرفی می کرد که قبلا برای وی غسل تعمید انجام داده بودند. و جنبشی ها هم فقط نماینده اقوام ترک تبار بودند.یک بار اقای صادق مدبر که در ان زمان رییس اداره امور بود حکم مقرری مرا برگشتانده بود چون که من هزاره نبودم.
اقای قهار عابد رئیس دفتر داکتر عبدالله مکررا حکم مقرری مرا در خانه میز خود قید کرد و به جای ان پنجشیری های خود را معرفی کرد که حتی توان نوشتن یک درخواستی را نداشتند!وقتی که به ظاهر انوری کسی که وقت ملاقات های داکتر عبدالله را تعین می کرد زنگ زدم مانند دلقک ها به مسخرگی و لودگی جواب داد، مثل این که چرخیدن دنیا در اختیارش باشد.
در کل می خواهم بگویم برای بچه غریب طالب و شر و فساد هر دو یکیست.و امروز که ان مردمان را اوارهء سرک های ملک بیگانه می بینم با خود می گویم کار خدا را دیدید که همه با هم برابر شدیم!
دنیا در گذر است نه روزهای خوب برای شما باقی ماند و نه روزهای بد مردمان غریب دایمی است.تعصب و گرایش های قومی ، زبانی ، منطقه ای و مذهبی ذهن و فکر همهء ما را الوده کرده است. این مرض خانمانسوز تنها در دوره ریاست جمهوری ببرک کارمل کم رنگ شده بود و بعد از ان اهسته اهسته باز دامن گسترد و با امدن مجاهدین شعله ور شد و طالبان انرا به اصطلاح پکه کردند و اشرف غنی شعله ورترش ساخت! تا زمانی که این تعصب و عقده های خود بزرگ بینی از بین نرود غیر ممکن است که ما یک ملت واحد شویم، همچنان اواره و دربه در باقی خواهیم ماند.
و من الله توفیق

